نقد "هیولا: داستان لیزی بوردن": آخرین حماسه قاتل سریالی نتفلیکس رایان مورفی مزخرفات فمینیستی است
چارلی هانام، ربکا هال و ویکی کریپس به الا بیتی در نقش مورفی، یکی از خالقان و ایان برنان، مجری برنامه، به قاتل بدنام تبر می پیوندند.
در آخرین ساعت از نتفلیکس Monster: The Lizzie Borden Story، قاتل عنوانی که در نهایت با خشونتی که زندگی او را مشخص کرده است، صلح کرده است، به همراه وفاداری که در تمام این ماجراها در کنار او بوده، روی میآورد. او می گوید: "باشه." "بیایید معنایی داشته باشد."
لیزی (الا بیتی) در مورد ثروت و بدنامی خود صحبت می کند که می خواهد آن را به یک نیروی خوب هدایت کند. با این حال، در آن لحظه، تنها چیزی که میشنیدم این بود که ایان برنان، مجری برنامه، این احساس را برای خودش زمزمه میکرد. آخرین افزوده شده به شعر قتل او و رایان مورفی، ناامیدانه تلاش میکند چیزی را از حماسه بوردن بیرون بیاورد، هر چیزی معنیدار باشد، با تمام ظرافتهای یک دانشجوی سال اول کالج که تلاش میکند یک مقاله ترم ۱۵ صفحهای را در دو ساعت قبل از ضربالاجل تهیه کند - و با همان قدرت متقاعد کردن.
داستانهای مرتبط تلویزیون هومر گیر نظریه خود را درباره «شاردها» و رابرت مالوری تیم تلویزیونی «هیولا: داستان لیزی بوردن» درباره نقاشی پرتره خشم زن -- و تمایل به نظریههای لزبین به اشتراک میگذارد. هیولا: داستان لیزی بوردن. تاریخ پخش: پنجشنبه، 17 سپتامبر (نتفلیکس) بازیگران: الا بیتی، ویکی کریپس، چارلی هانام، ربکا هال، سارا پالسون، جسیکا باردن، جوی پولاری، بیلی لورد خالقان: رایان مورفی، یان برنان
همانطور که زیرنویس نشان می دهد، Monster: The Lizzie Borden Story در وهله اول بازگویی وقایع واقعی است که احتمالا برای اولین بار به عنوان یک آواز زمین بازی شنیده اید (یکی که ملودی آن تبدیل به یک موتیف تکراری می شود)، یا شاید دیده باشید که با جزئیات بیشتری توسط Chloë Sevigny و Kristen Stewart در Lizzie 2018 به تصویر کشیده شده است. در حالی که بوردن در زندگی واقعی همیشه مسئولیت مرگ پدر و نامادری خود را در اوت 1892 انکار کرده است، این سریال وقت خود را برای بازی در بازی تلف نمیکند. این حقیقت مسلم است که این لیزی بود که تبر را به دست گرفته بود.
در مورد اینکه چرا در آنجا نیز این سریال پاسخ روشنی دارد: زیرا آنها سادیست های عاطفی هستند که تنها لذت آنها در زندگی عذاب کمک و توهین به دخترشان است. ایفای نقش ابی و اندرو، ربکا هال و دره چارلی هانام در مناظری که انگار سعی می کنند خود را بیمار کنند. یک سکانس شام حتی با پرتاب آبفشان های استفراغ به پایان می رسد. هیچ تفاوت ظریفی در اجرای آنها وجود ندارد، و همچنین هیچ چیز منحصر به فردی در آنها وجود ندارد که آنها را به یاد ماندنی کند. اما به عنوان راهی برای همدردی شما با خانم بوردن شیطانی، نمی توانم بگویم شرارت کارتونی آنها بی تاثیر است.
تنها سوال واقعی باقی مانده این است که چگونه، و این نیز کم و بیش در اولین نمایش به کارگردانی ماکس وینکلر ثابت شده است. ویکی کریپس نقش مگی را بازی میکند، یک خدمتکار خانه جدید که با مهارت، اخلاق کاری و سبک نابهنگام خود تأثیر فوری بر خانواده میگذارد (شگهای پانک در سایههای Manic Panic، به معنای واقعی کلمه یک قرن قبل از اینکه باحال باشند). لیزی عملا در نگاه اول عاشق می شود و مگی در سمت راست مدافع جذاب به نظر می رسد.
تحت هدایت مگی، دختری شیرین، خجالتی و سرپناه که هرگز آنقدر شنیده نشده بود، به قفس طلایی که پدر و مادرش او را در آن گیر انداختهاند با اعتماد به نفس وارد میکند. به پیشنهاد مگی، او به این فکر میکند که آیا کشتن آنها ممکن است تنها راه نجات او نباشد.
سپس، با کنار هم قرار دادن بسیاری از قطعات پازل به سرعت، داستان لیزی بوردن با مشکل داشتن هشت ساعت محتوا برای پر کردن مواجه میشود. کاش میتوانستم بگویم که سریال راهحل آسانی برای آن هم دارد. در عوض، برای تعدادی از تاکتیکهای متوقفکننده که هیچکدام از آنها رضایتبخش نیست، ناامید میشود.
یکی این است که سرعت داستان سرایی را کاهش دهید. تکههای توضیح سریع بهسرعت تکرار میشوند (شخصیتی از یک پروژه تکمیلشده میگوید: «واقعا اوج جاهطلبیهای زندگی من است» و سپس، چند دقیقه بعد، «این همه آن چیزی است که من تا به حال در خواب دیدهام، واقعا،» فقط در صورتی که دفعه اول به آن توجه نکردهاید). لیزی و مگی در طلسمهای طبیعت رویایی که به طرز ناشیانهای تداعی کننده درامهای لزبین تاریخی مانند پرتره بانوی در آتش یا آمونیت هستند، صرفا به دلایلی با رابطه جنسی بسیار کمتری میروند.
مماسهای جذابی به وجود میآیند که به جایی نمیرسند - به محض اینکه سریال در نهایت شروع به توضیح این موضوع کرد که چرا ابی بیش از آنکه او را ناامید کرده باشد، بدش میآید، بنابراین هر علاقهای که ممکن است به او داشته باشیم، در جوانی از بین میرود.
روش دیگر، موفقیتآمیزتر در padding آن زمان اجرا، اما از نظر روحی آزاردهندهتر، اصرار بر این است که The Lizzie Borden Story در واقع درباره چیزی بسیار بسیار بزرگتر از خودش است. آن بوردن در واقع بخشی از یک سلسله تاریخی کامل از قاتلان زن است که همه داستانهایشان با مفهومی سستآمیز از مفهوم زن بودن در جامعه به هم پیوند خورده است، و بنابراین اگر واقعا به آن فکر کنید، چیزی زیبا زن در مورد این واقعیت وجود دارد که لیزی تصمیم به کشتن والدینش با تبر دارد.
نمایش سعی میکند همه این کارها را با در هم تنیدن داستان لیزی با داستانهای احتمالا تنها قاتل زن دیگری که به اندازه او مشهور است انجام دهد. در اواخر قرن نوزدهم، لیزی و مگی ساعت های طولانی را صرف خواندن داستان الیزابتتا باتوری، کنتس قرن شانزدهمی می کنند که به حمام کردن در خون باکره ها متهم شده است. کریپس در فلاش بک ها نقش الیزابت را بازی می کند، که هیچ چیز قابل توجهی به درک ما از الیزابتا یا مگی اضافه نمی کند، اما فرصتی را برای بازیگر فراهم می کند تا مدل موی نابهنگام دیگری را انتخاب کند (این بار، موی چتری شدید و رگه های قرمز گوجه ای).
در همین حال، در قرن بیستم، لیزی به نوبه خود آیلین وورنوس (با بازی سارا پالسون در اجرای گستردهای که بیشتر برای شنبه شب زنده است) را مجذوب خود کرده است. این سریال بسیار بیشتر از الیزابتتا به آیلین توجه میکند - تا جایی که آدم میپرسد آیا آنچه واقعا مورفی و برنان میخواستند این بود که Monster: The Aileen Wuornos Story را انجام دهند و تنها با وجود هیولا در سال 2003، داستان آیلین وورنوس متوقف شدند. در روایت این هیولا، آیلین لیزی را تا حدی پرستش میکند که یک شب اقامت در خانه قدیمیاش رزرو کرده و با او تعاملات توهمآمیزی دارد.
برای این کارگر جنسی که به قاتل جان ها تبدیل شده است، لیزی یک الگو است، یک خواهر روحانی، کسی که به تازگی متوجه می شود که چگونه فشارهای زنانگی می تواند یک دختر را به سمت خشونت سوق دهد.
توجه نکنید که هیچ یک از این سه قاتل هیچ چیز مشترکی ندارند - نه پیشینه آنها، نه انگیزه آنها، نه روش آنها، نه نتایج آنها. فراموش نکنید که تلاش بیشتر The Lizzie Borden Story برای تعریف مجدد لیزی به عنوان نه تنها یک بانوی مستقل خودشکوفایی، بلکه نمادی آشکار از جنبش حق رای زنان است.
یا اینکه برای نمایشی که ظاهرا تا این حد با مبارزات زنانه هماهنگ است، نمی توان از همسر و مادری تلخ مانند ابی (که با همه سوء استفاده هایش، قاتل واقعی نبود) همدردی کرد، و هیچ کنجکاویی برای ارائه شورشی مانند مگی (که اهداف یا خواسته ها یا حتی ویژگی های شخصیتی اش همیشه در توطئه تغییر می کند) وجود ندارد.
می بینید که همه این افراد زن هستند. برای Monster، این دلیل کافی برای جمع کردن آنهاست - حتی اگر در پایان، حرفی مهمتر از "زنان درهم و برهم باشند" برای گفتن نداشته باشد.
متن اصلی (انگلیسی)
‘Monster: The Lizzie Borden Story’ Review: Ryan Murphy’s Latest Netflix Serial Killer Saga Is Faux-Feminist Nonsense
Charlie Hunnam, Rebecca Hall and Vicky Krieps join lead Ella Beatty in co-creator Murphy and showrunner Ian Brennan's take on the infamous axe murderess.