نمایش HN: Bodily Oddities
وقتی حدود 11 ساله بودم، من و بهترین دوستم در تعطیلات مدرسه بازی میکردیم و او را روی پشتم حمل میکردم و احتمالا وانمود میکردم که یک ربات مهاجم چند قسمتی هستم. ناگهان قلبم شروع به درد کردن کرد و تا زانو افتادم و ربات دیگر نبود. هر بار که نفس میکشیدم، احساس میکردم سنبلهای به قلبم فرو میرود و تنفسم کاملا کم عمق میشود. مطمئن بودم که…
خواندن متن کامل در هکرنیوزبه زبان اصلی، در سایت ناشر باز میشودمتن اصلی (انگلیسی)
Show HN: Bodily Oddities
When I was about 11 years old, my best friend and I were playing during recess at school, and I was carrying him around on my back, presumably pretending to be a multipart attack robot. All of a sudden, my heart started hurting, and I collapsed to my knees, and the robot was no more. Every time I inhaled, it would feel like a spike was being driven into my heart, and my breathing got completely shallow. I was sure I…