پرش به محتوای اصلی

هندوئیسم چیست؟

دیپلمات۱۴۰۵ شهریور ۲۵, چهارشنبه، ساعت ۱۹:۲۷حدود 8 دقیقه مطالعه

ممکن است هندوئیسم به خوبی مسیحیت یا اسلام تعریف و اعتقادی نباشد، اما برچسب بی معنی هم نیست. به یک ایده واقعی اشاره دارد.

در اوایل این ماه، بوکاسانواسی آکشار پوروشوتام سوامینارایان سانستا (BAPS)، یک فرقه هندو که معتقد است یوگی قرن هجدهم مظهر عالی خدا-آ-کریشنا است، اخیرا در فرانسه جنجال برانگیخت. مشخص شد که کارکنان زن در برج ایفل در طی بازدید راهبان BAPS با همکاران مرد جایگزین شدند، که عهد جدی می‌بندند که با زنان هیچ تماسی نداشته باشند. در طول غوغایی که به وجود آمد، بسیاری از مفسران هندو استدلال کردند که BAPS حتی هندو هم نیست، اگرچه فرقه می گوید که چنین است، و معابد عظیم آن به عنوان هندو معرفی می شوند.

این سؤال که آیا یک فرقه یا فرقه هندو است یا نه، می تواند مطرح شود زیرا هندوئیسم خود می تواند یک مفهوم متخلخل باشد. این پرسش که چگونه می توان هندوئیسم را تعریف کرد و چه کسی هندو محسوب می شود موضوع بحث شدیدی برای بیش از دو قرن بوده است. این یک سؤال با پیامدهای سیاسی، معنوی و حقوقی است - قوانین شخصی هند بر اساس مذهب افراد عمل می کند. تعریف هندوئیسم به عنوان یک موضوع مطرح شده است زیرا برخلاف مسیحیت یا اسلام، هندوئیسم دارای یک عقیده یا کتاب مقدس متعارف نیست.

هندوئیسم مدرن شامل تعداد زیادی رشته و سنت است که برخی از آنها کاملا در تضاد با یکدیگر هستند. علیرغم قدمت فوق‌العاده بسیاری از این سنت‌ها، برخی از محققان بر این باورند که تصور هندوئیسم به‌عنوان یک دین واحد و جهانی در قرن نوزدهم زمانی که دولت استعماری بریتانیا هندوئیسم را برای معنا بخشیدن به باورهای بومی و طبقه‌بندی جمعیت هند بریتانیایی که به سایر ادیان محدود و اعتقادی مانند مسیحیت و اسلام تعلق نداشتند، پدیدار شد.

این روند با اولین سرشماری بریتانیا در هند در سال 1872 آغاز شد، که به دنبال برشمردن و توصیف گروه‌ها و کاست‌های مذهبی هند با جزئیات بسیار بود و بنابراین طبقه‌بندی‌های جمعی را تثبیت کرد. همچنین یک زاویه سیاسی معاصر برای بحث در مورد منشأ ایده هندوئیسم وجود دارد. اندرو نیکلسون، محقق، در کتاب خود با عنوان «یکپارچه‌سازی هندوئیسم: فلسفه و هویت در تاریخ فکری هند» خاطرنشان کرد که انگیزه برخی از متفکران «برای ادعای اینکه هویت هندو صرفا ساخت استعماری قرن نوزدهمی است، تضعیف کمونالیسم هندو است.

زیرا اگر «هندوئیسم» صرفا ساختی مصنوعی باشد که بیگانگان در قرن نوزدهم بر سرخپوستان تحمیل کردند، روایت‌های تاریخی ساده‌ای از اتحاد هندوهای قرون وسطایی در مواجهه با ظلم مسلمانان نادرست است. با این حال، یک رویکرد ایدئولوژیک به یک رشته تحصیلی می تواند ارزیابی های عینی از حقیقت را مخدوش کند. در هند مدرن، نسبت دادن هر پدیده نامطلوب، از عدم توسعه، به طبقه، تا کمونالیسم، به بریتانیایی ها برای تقویت استدلال سیاسی، بسیار عادی شده است.

این استدلال که هندوئیسم یک ساخت مدرن است، مبتنی بر رعایت تنوع کلامی و آیینی آن است. در حالی که بخش‌های تشکیل‌دهنده هندوئیسم مدرن شامل تعدادی از سنت‌های باستانی است، برخی از آنها به دوران ودایی در بیش از سه هزار سال پیش بازمی‌گردند، این سنت‌ها اغلب خود را رقیب می‌دانستند. برای مثال، رقابت بین ویشنویسم قرون وسطایی و شیویسم - فرقه هایی که معتقدند ویشنو یا شیوا خدای برتر است - به خوبی مستند شده است.

شاید، در شرایط دیگر، ویشنویسم و ​​شیویسم به عنوان ادیان جداگانه - هر چند مرتبط - مانند مسیحیت و اسلام طبقه بندی می شدند. علاوه بر این، هند باستان خانه تعدادی از مکاتب فلسفی بود که هم با مذهب عامه ارتباط داشتند و هم مواضع متافیزیکی، اخلاقی، روان‌شناختی و روان‌شناختی را که اغلب با یکدیگر در تضاد بودند، مطرح می‌کردند.

این مکاتب که شامل بودیسم، جینیسم، کارواکا (ماتریالیسم) و شش سیستمی بودند که امروزه به عنوان فلسفه‌های آستیکا یا ارتدوکس هندو تلقی می‌شوند، اغلب رقبای سرسختی بودند که درگیر بحث‌های جدلی بودند. این مکاتب دارای مواضع متافیزیکی بودند که کاملا در تضاد با یکدیگر بودند، و برای تماشاگران، گاهی اوقات به نظر می رسید که مذاهب متفاوتی باشند.

برای مثال، Advaita Vedanta موضع مونیسم رادیکال را دارد - همه چیز به معنای واقعی کلمه از یک اصل است، برهمن، که آگاهی ناب نیز است - در حالی که مکتب دیگر، Samkhya، برعکس را پیشنهاد می کند، که دوگانگی کامل بین ماده و آگاهی وجود دارد، که در تعداد نامحدودی از روح های مجزا وجود دارد. سامخیا و مکتب دیگر، میمامسا، بی خدا هستند و معتقدند که هیچ خدای خالق یا زمینه‌ای برای واقعیت وجود ندارد. با این حال، مکاتب یوگا و نیایا، خدایی خالق را متمایز از خلقت معرفی می کنند. در همین حال، خدای ودانتا به صورت جهان ظاهر می شود.

بنابراین، برخی از محققان، مانند هندوشناس پل هکر، استدلال می کنند که هندوئیسم یک برچسب جمعی و توصیفی است، درست مانند دین عامیانه چینی. با این حال، شواهدی برای یک دیدگاه جایگزین وجود دارد، که معتقد است هندوئیسم صرفا توسط بریتانیایی ها از مجموعه ای تصادفی از باورهای بومی ساخته نشده است. درعوض، هندوها خودپنداره‌ای از سنت خود ایجاد کردند که با گذشت زمان شکل گرفت و ارتباط هندوها با مسلمانان و اروپایی‌ها را تشدید کرد.

بسیاری از عناصر هویت هندو و خودپنداره آنقدر عمیق هستند که نمی‌توان آن‌ها را صرفا به‌عنوان نتیجه یک پروژه سرشماری خارجی که صرف یک قرن به طول انجامید توضیح داد. هندوها ابتدا خودشان را از نظر قومی و فرهنگی درک کردند، قبل از اینکه خودشان را از نظر مذهبی ببینند. هندوئیسم هرگز تبدیل به یک اعتقادنامه و مذهبی محدود با یک آموزه یا مجموعه ای از متون مقدس شد، اما هندوها به مرور زمان وحدت دین خود و مجموعه ای از آداب و رسوم و آداب را که مشخصه سنت آنها بود و آن را از سنت های دیگر جدا می کرد، تشخیص دادند.

عنصر فرهنگی در اصطلاحات مورد استفاده حتی در دوران باستان منعکس شده است، که به گروه هایی اشاره دارد که ما امروزه هندوها را به عنوان آریا یا پیروان وداها می نامیم - متون مقدس هندو باستان - و آنها را با گروه های خارجی با اعمال مختلف مقابله می کند: ملچاها (بربرها)، ساکاها (سکاها)، یاواناها (یونانیان)، توروشک ها (Turushkas) و دیگران.

به گفته اندرو نیکلسون، در دوران قرون وسطی، هندوها تفاوت آشکاری را بین خود و سایر گروه‌ها تشخیص دادند، تمایزی که حکومت مسلمانان آن را تشدید کرد، زیرا هندوها به وضوح می‌توانستند تفاوت بین آداب و رسوم خود و اسلام را ببینند. این در ادبیات عامیانه بیان شده است، مانند آثار کبیر و اکنات شاعر مراتی، که نوشته‌هایشان به تفاوت‌های هندوها و ترک‌ها یا مسلمانان، از جمله تفاوت در شیوه‌های عبادت و الهیات آنها اشاره دارد.

تقریبا در این زمان، اصطلاح هندو در کتیبه‌های سلسله‌های هندو ظاهر شد که از این اصطلاح برای توصیف حکومت خود در مقابل حکومت ملچاها یا توروشکاها استفاده می‌کردند. برخی از فرمانروایان امپراتوری ویجایاناگارا (1335-1646 میلادی) خود را «سلطان در میان پادشاهان هندو» می نامیدند. فرمانروای ماراتا سیواجی (1630-1680 میلادی) نیز به‌طور خودآگاه یک دولت «هنداوی» را تأسیس کرد، هرچند با این اخطار که این به معنای حکومت بومیان هند در مقابل «ترک‌ها» است. با این وجود، حاوی بسیاری از عناصر آیینی روشن هندو و افزایش استفاده از سانسکریت به جای فارسی بود.

بنابراین، هویت قومی هندو حتی قبل از دوره بریتانیا شروع به متبلور شدن کرد. مهمتر از آن، از اواخر قرون وسطی، دانشمندان و فیلسوفان هندو شروع به مفهوم سازی آن به عنوان یک نظام الهیاتی واحد کردند. این امر با پیروزی ودانتا و جذب جزئی آن از سایر نظام‌های فلسفی هندو تسهیل شد. شش نظام ارتدکس فلسفه هندو علیرغم تفاوت‌هایشان، ریشه در سنت رایج ودایی دارند و بر روی برخی اصول مانند وجود روح و نیز چرخه تولد دوباره و هدف موکشا (رهایی) از این چرخه توافق دارند.

این در واقع، اساسا تعریف هندوئیسم است که توسط دادگاه عالی هند در حکم معروف خود در سال 1966 Sastri Yagnapurushadji و دیگران در مقابل مولداس برودارداس وایشیا و دیگری ارائه شده است. دادگاه اظهار داشت: ... در زیر [واگرایی] [دیدگاه‌های هندو] مفاهیم گسترده‌ای نهفته است که می‌توان آن‌ها را اساسی تلقی کرد، و نوعی وحدت وصف ناپذیر ظریف وجود دارد که آنها را در محدوده دین گسترده و مترقی هندو نگه می‌دارد. اولین مورد در میان این مفاهیم اساسی، پذیرش وداها به عنوان عالی ترین مرجع در مسائل دینی و فلسفی است.

این مفهوم لزوما حاکی از آن است که همه سیستم‌ها ادعا می‌کنند که اصول خود را از یک مخزن فکری مشترک که در وداها گنجانده شده است، استخراج کرده‌اند. این اشتراکات، همراه با از دست دادن قدرت سیاسی زیادی در میان هندوها پس از قرن دوازدهم میلادی، بسیاری از رقابت بین مدارس هندو را کمرنگ کرد. افرادی مانند فیلسوف قرن شانزدهم ویجنانابیکسو سنت های فلسفی هندو را ترکیب کردند. برای مثال، او از یوگا به عنوان وسیله ای برای دستیابی به هدف رهایی که در ودانتا آمده است، حمایت می کرد.

او همچنین تقسیم سامخیا از ماده و آگاهی را به عنوان دو عنصر از یک کل بزرگ، همانطور که ودانتا فهمیده بود، درک کرد. دانشمندان دیگر از زوایای دیگر به سنتز نزدیک شدند، اما نتایج نهایی به طور کلی مشابه بود، بر اساس تفکر هندوی قبلی که خدایان مختلف را جنبه های یک الوهیت می دانست. این وحدت مکاتب و سنت های هندو در سراسر حکومت مسلمانان و تا دوران استعمار بریتانیا عمیق تر شد. بنابراین، انگلیسی‌ها مجبور نبودند هندوئیسم را از پارچه کامل اختراع کنند، زیرا درک بومی از آنچه که قبلا پدیدار شده بود.

این صرفا برای سنت‌های بومی مهم نبود، زیرا صراحتا شامل سنت‌های بودایی و جین نمی‌شد که وداها را رد می‌کردند و صراحتا با سیستم‌های هندو در مورد ماهیت روح و اهداف زندگی مخالف بودند. ممکن است هندوئیسم به خوبی مسیحیت یا اسلام تعریف و اعتقادی نباشد، اما برچسب بی معنی هم نیست. به یک ایده واقعی اشاره دارد. با این وجود، بسیاری از سنت‌ها، از جمله بسیاری از سنت‌ها با دیدگاه‌ها و شیوه‌های متفاوت، امروزه واقعا هندو در نظر گرفته می‌شوند، از جمله فرقه سوامینارایان که باعث پیدایش BAPS شد.

دلیلش این است که پیروان آن گروه از الهیاتی حمایت می‌کنند که ریشه در ودانتای فیلسوف رامانوجا دارد و موکشا را از طریق پرستش کریشنا که در گوروشان، سوامینارایان تجلی یافته است، جستجو می‌کنند.

خواندن متن کامل در دیپلماتبه زبان اصلی، در سایت ناشر باز می‌شود
متن اصلی (انگلیسی)

What Is Hinduism?

Hinduism may not be as well-defined and creedal as Christianity or Islam, but it is not a meaningless label either. It refers to a real idea.

همه‌ی اخبار سیاست