پرش به محتوای اصلی

کارکنان موزه و گالری ایرلند نمایشگاه های مورد علاقه خود را نشان می دهند: "این بهترین شغلی است که تا به حال داشته ام"

آیریش‌تایمز۱۴۰۵ شهریور ۲۹, یکشنبه، ساعت ۰۸:۳۰حدود 15 دقیقه مطالعه

گذراندن روزهای کاری خود در میان نمایشگاه های برخی از محبوب ترین گالری ها و موزه های ایرلند چگونه است؟ از نگهبانان امنیتی گرفته تا داوطلبان، از افرادی که در پشت صحنه کار می‌کنند، خواستیم درباره شغل و نمایشگاه‌های مورد علاقه‌شان به ما بگویند.

هیچ چیز مانند چند ساعت دوری در یک گالری یا موزه نیست. این فضاهای عمومی باعث پرت شدن حواس از نگرانی‌ها و تعهدات روزانه تلفن‌های مزاحم می‌شوند – زمانی که یادتان می‌آید آن‌ها را در حالت بی‌صدا قرار دهید و در اعماق جیب خود قرار دهید. شما می توانید خود را در هنر یا تاریخ، در زیبایی و داستان غرق کنید و فقط برای مدتی خود را فراموش کنید.

این مکان‌ها مکان‌های منحصربه‌فردی هستند، نه فقط به این دلیل که خانه اشیاء مهم مورد علاقه هستند، بلکه به این دلیل که بسیاری از مردم به‌طور خصوصی و همزمان احساسات و ایده‌هایی را تجربه می‌کنند که با آنچه می‌بینند برانگیخته می‌شوند.

حجم عظیم نمایشگاه ها می تواند بسیار زیاد باشد. به راحتی می توان احساس کرد که هرگز نمی توانید زمان کافی را در یک موزه صرف کنید تا واقعا همه چیزهایی را که ارائه می شود بپذیرید.

اما در مورد افرادی که روزهای کاری خود را در میان نمایشگاه ها می گذرانند چه می شود؟ دسترسی نامحدود به برخی از مشهورترین آثار هنری و مصنوعات ایرلند چگونه است؟

از نگهبانان امنیتی گرفته تا داوطلبان، از افرادی که در پشت صحنه در موزه‌ها و گالری‌های سراسر ایالت کار می‌کنند، خواستیم در مورد شغل و نمایشگاه‌های مورد علاقه‌شان به ما بگویند.

بچه ها جذابیت را به مکان می آورند. به خصوص اگر فیلم‌های «شب در موزه» را دیده باشند.

درک فلین، معاون جلویی مدیر خانه در موزه ملی در پادگان کالینز درک فلین از دوبلین به مدت 7 سال و نیم در موزه ملی کار کرده است، ابتدا در موزه تاریخ ملی در خیابان مریون و اکنون در پادگان کالینز، جایی که آزمایشگاه باغ وحش مرده در حالی که محوطه خیابان مریون در حال بازسازی است، قرار دارد. او همچنین یک عکاس با استعداد حیات وحش است.

"من یکی از مدیران وظیفه در ساختمان هستم، بنابراین کل مکان را زیر نظر دارم. اگر در آزمایشگاه باغ وحش مرده کار می‌کنم، ما معمولا اولین چیزی که [نمایشگر] جعبه‌ها را تمیز می‌کنیم – بچه‌ها دوست دارند به آن‌ها پنجه بزنند – و باید مطمئن شویم که همه چیز آماده است.

"بچه ها فقط آن را دوست دارند. آنها جذابیتی را به مکان می آورند، به خصوص اگر فیلم های "شب در موزه" را دیده باشند. گاهی اوقات وارد خانه می شوند و ناگهان مردد می شوند. و فقط برای خنده، می گویم: "اشکالی ندارد، دیشب به آنها غذا داده اند"، با اشاره به حیوانات پر شده. "و این به نوعی روحیه را خراب می کند. و وقتی آنها در حال رفتن هستند، نمی توانند صبر کنند تا برگردند.

"ما با بازدیدکنندگان بزرگسالی که وارد می‌شوند، به خصوص توریست‌ها لذت می‌بریم. آنها با دیدن گوزن غول‌پیکر ایرلندی با تعجب وارد می‌شوند و می‌گویند: "اوه، به گوزن نگاه کن!" و من با آنها شوخی کردم: "اگر دوباره به آن آهو توهین کنید، بیرون پرتاب خواهید شد".

"شما می توانید به حیواناتی نزدیک شوید که هرگز در هیچ جای دیگری از نزدیک نخواهید دید."

نمایشگاه مورد علاقه: پفک هایی که پفک خود را در یک گودال تغذیه می کنند

وقتی فصل پافین فرا می رسد، من و گروهی از دوستانم به جزایر سالتی در وکسفورد می رویم تا روز را در میان پافین ها بگذرانیم.

آنها از اواخر ماه مارس، اوایل آوریل تا اوایل آگوست وارد می شوند، زیرا اکثر سال خود را در اقیانوس اطلس گذرانده اند.

پافین ها برای زندگی جفت می شوند و فقط برای تولید مثل به زمین می آیند. آنها فقط یک تخم می گذارند و هر کاری که در خشکی انجام می دهند به پرورش آن پف کردن می رسد.

«آنها عاشق لانه‌های خرگوش هستند، در بالای صخره‌ها، و می‌بینید که به داخل خاک می‌روند، جایی که در واقع گودال خود را حفر می‌کنند.

آنها یک موجود کوچک خارق‌العاده هستند. مردم نمی‌دانند که منقار فقط در طول فصل تولید مثل رنگ روشن خود را می‌گیرد، بنابراین در بقیه سال، منقار تیره و کدر خواهد بود.

"و آنها یک پرنده کوچک دوستانه هستند. ما معمولا فقط در جزیره می نشستیم و پرواز آنها را تماشا می کردیم. و وقتی فرود می آیند در کنارت می آیند..

"من سال گذشته به اندازه کافی خوش شانس بودم که از اولین پفک در جزیره عکاسی کردم."

من همیشه به مردم می گویم هیچ فشاری وجود ندارد، شما می توانید هنر را دوست داشته باشید یا دوست نداشته باشید.

آناستازیا مالینوفسکا، جلوی خانه در گالری هنر شهر لیمریک (LCGA) آناستازیا مالینوفسکا سه سال پیش از اروپای شرقی به لیمریک نقل مکان کرد و 2 سال و نیم در LCGA کار کرده است. او که به عنوان یک معمار آموزش دیده است، به ویژه به این موضوع علاقه دارد که چگونه ساختمان کارنگی، که در اصل یک کتابخانه بود، به عنوان خانه ای برای نمایشگاه های هنر معاصر کار می کند.

در طول زندگی کاری روزانه‌تان، معمولا وقت ندارید که بخشی از دنیای هنر باشید، اما اکنون تقریبا هر روز که در گالری هستم خوشحالم. این بهترین شغلی است که تا به حال داشته‌ام.

"بررسی ساختمان و نحوه عملکرد آن برای من جالب است. فضاها برای هر نمایشگاه تغییر می کنند - با رنگ آمیزی دیوارها یا اضافه کردن پارتیشن ها - و دیدن نحوه انجام آن فوق العاده است.

من به‌عنوان دستیار جلوی خانه به مردم سلام می‌کنم، اطلاعاتی درباره نمایشگاه‌هایمان به آن‌ها می‌دهم و آنها را راهنمایی می‌کنم که کجا بروند. گاهی اوقات مردم وارد گالری می‌شوند و شوکه می‌شوند زیرا نمی‌دانستند اینجا [در کنار پارک مردم لیمریک] است. همیشه به مردم می‌گویم که هیچ فشاری وجود ندارد، می‌توانید این هنر را دوست داشته باشید یا دوست نداشته باشید. من معتقدم که گاهی اوقات با یک هنر می‌توانید احساس کنید، فکر می‌کنید، می‌توانید احساس کنید و احساس کنید که می‌توانید معاصر باشید. در مواقع دیگر ظاهر آن را دوست دارید و نمی توانید دقیقا دلیل آن را بفهمید.

ما معمولا با هنرمندان نمایشگاه‌های جدید ملاقات می‌کنیم، و من دوست دارم با آنها صحبت کنم و اطلاعات درونی در مورد اینکه چه چیزی الهام‌بخش آنها بوده و چگونه آثارشان را خلق کرده‌اند به دست بیاورم.

مردم از من خیلی می پرسند که آیا در گالری حوصله ام سر می رود یا از تماشای نقاشی ها خسته می شوم و واقعا هرگز این کار را نمی کنم. من همیشه می‌توانم چیز جدیدی را در آثار هنری پیدا کنم که قبلا متوجه آن نشده بودم.»

نمایشگاه مورد علاقه: سر آشیل اثر پل هنری (1920) "من می خواهم چیزی را انتخاب کنم که واضح نیست. مردم فقط می توانند از کنار آن عبور کنند و شاید توجهی نکنند. من دوست دارم به آن اشاره کنم و از آنها دعوت کنم که در مقابل آن بایستند و به آن نگاه کنند.

«این یک نقاشی زیبا و کوچک از یک هنرمند مشهور ایرلندی است. زمانی او بسیار محبوب بود، بنابراین مردم از نقاشی های او کپی می کردند. اما وقتی به این نقاشی نگاه می‌کنم، طبیعت ناب است، ایرلند ناب است، و چیزی را احساس می‌کنم که واقعا می‌توانم بدون کلمات بفهمم.

"پیدا کردن این ارتباط مهم است. برای من، این راهی برای یافتن احساس تعلق در اینجا بوده است. مردم از همه ملیت ها و مردم در طول زمان می توانند با همین نقاشی ارتباط پیدا کنند.

وقتی به آن نگاه می کنید، تقریبا هوا را احساس می کنید. تقریبا این قطرات از امواج را روی صورت خود احساس می کنید. شما این را احساس می کنید و زیباست. و نور، و اینکه چگونه می درخشد و در هنگام حرکت چشم شما را جلب می کند.»

"شما با افرادی ارتباط دارید که ممکن است در هیچ جای دیگری نداشته باشید"

اورلا مگی، داوطلب در گالری ملی ایرلند (NGI) اورلا مگی از دوبلین همیشه شیفته رنگ بوده است، حتی در دوران کودکی. اشتیاق او به هنر واقعا با دیدن نمایشگاه والتر آزبورن در NGI در دهه 1980 آغاز شد. او بیش از سه سال در این گالری به صورت داوطلبانه کار کرده است.

"این هنر برای من جذب داوطلب شد. اگر مردم را دوست دارید و هنر را دوست دارید و موزه ها را دوست دارید، نمی توانم به اندازه کافی چیزهای خوبی در مورد آن بگویم. واقعا یک ترکیب جادویی است.

"وقتی اینجا هستید، واقعا بخشی از گالری هستید. سر و صدای بسیار خوبی وجود دارد. شلوغ است، و من دوستی با همکاران را دوست دارم. این بخش بزرگی از داوطلب شدن، بودن با افراد همفکر است. ممکن است به جایی بروید، از موزه های دیگر بازدید کنید، و برگردید و آنچه را دیدید به اشتراک بگذارید. ما نیز کمی لذت می بریم.

"بهترین چیز این است که مردم به پشت میز برگردند تا تجربیات خود را به شما بگویند. این زن اخیرا دو بار برگشت - مردم گاهی اوقات در مورد این هنر بسیار احساساتی می شوند - اما او گفت: "من برای مدت طولانی در گالری نبودم و فقط می خواهم به شما بگویم که این شگفت انگیزترین تجربه بود."

نمایشگاه مورد علاقه: دیدار ملکه سبا از شاه سلیمان توسط لاوینیا فونتانا (1552-1614) این یک جشن برای چشمان است. این نقاشی در سال 1872 برای گالری خریداری شد و بسیار بزرگ است. گالری در آن زمان فقط هشت سال باز بود و احتمالا می‌گفتند "این یک دیوار را پر می‌کند"، زیرا بزرگ است.

لاوینیا فونتانا یک زن بود. [گالری] او را به عنوان یک پیشرو توصیف کرد، بنابراین او صاحب این کلمه است.

زمانی که من برای اولین بار وارد شدم، در سال 2023، نمایشگاهی برگزار شد که به فونتانا اختصاص داشت. سر و صدای زیادی وجود داشت، زیرا این نقاشی به تازگی بازسازی شده بود و چیزهای زیادی را نشان داده بود، مانند یک ساعت کوچک در وسط، به تاریخ 1599.

ملکه به پادشاه سلیمان وعده داده شد و صحنه همه چیز درباره او بود که به دنبال وارثی می گشت. تمام این تکان های کوچک برای باروری وجود دارد، مانند لانه ای در درخت، و سپس یک کوپید کوچک در یکی از تاج ها وجود دارد. این همه پیام پنهان

"به جزئیات، و حرکت و غنای لباس‌هایی که می‌پوشیدند نگاه کنید. [بولونیا] مرکز برتری برای تولید ابریشم بود، به همین دلیل است که [فونتانا] واقعا لباس‌ها را به رخ می‌کشد. و جزئیات توری باورنکردنی است؛ هر فردی یک روف توری متفاوت و با جزییات پیچیده می‌پوشد."

"یک روز فوق العاده برای من زمانی است که کسی وارد می شود و چیزی را که نمی دانم به من می گوید"

تام مورفی، افسر امنیتی بازدیدکنندگان در موزه ملی در پادگان کالینز تام مورفی به مدت 25 سال در مکان های مختلف موزه ملی کار کرده است. او از سنین پایین علاقه زیادی به تاریخ ایرلند داشت و برای بازدید از موزه ملی در دوبلین مدرسه را ترک می کرد.

«اگر کسی وارد در شود و من در پذیرایی باشم و از او بپرسد که اینجا چه چیزی است، می‌پرسم به چه چیزی علاقه دارید؟

ما در حال حاضر چند موزه در یکی از آنها داریم: ما هنرهای تزئینی و تاریخ، تاریخ نظامی، تاریخ طبیعی و همچنین دریانوردی داریم، بنابراین شما باید آن را به آنچه که به آن علاقه دارید محدود کنید.

«این تنها زمانی است که می‌توانم به مردم بگویم «گم شو» و دچار مشکل نشو، زیرا به چیزی که دوست داری برمی‌خورید.

"وقتی می بینید افرادی که بعد از 25 سال وارد می شوند، احساس می کنید که به چه چیزی علاقه مند خواهند شد. اگر با بچه های کوچک بیایند، می دانید که این یک تاریخ طبیعی است. اگر با نوجوانان بیایید، تاریخ نظامی است.

موزه های ایرلند آثار باستانی از سراسر جهان را نگهداری می کنند. آیا باید آنها را پس بدهند؟

"یک روز فوق العاده برای من زمانی است که کسی وارد می شود و چیزی را به من می گوید که نمی دانم. من عاشق آمدن سربازانی هستم که در اینجا خدمت می کردند [زمانی که یک پادگان ارتش فعال بود] و داستان هایی که دارند، زیرا دارند تاریخ خودشان را به من می گویند.

و چیزی که من در مورد افرادی [که در موزه کار می کنند] دوست دارم این است که آنها خود را متخصص نمی نامند. آنها می گویند، من این را می دانم، اما می خواهم بیشتر بدانم. اگر از آنها سؤالی بپرسید، هر کاری که انجام می دهند، می ایستند و صحبت می کنند.»

نمایشگاه مورد علاقه: مهر بزرگ ایالت آزاد ایرلندی، در حدود 1925

این مهر رسمی است که در تمام اسناد رسمی دولتی استفاده می‌شود. این یک نقطه مقابل برنجی است که در نمایشگاه می‌بینیم، و نیمه دیگر آن که فولادی است، زیر آن است. شما این دو را به هم می‌چسبید و یک مهر برجسته می‌سازد. همچنین مهری است که روی سکه‌های ایرلندی است.

"این توسط Archibald McGoogan طراحی شد - او اولین عکاس موزه ملی ایرلند بود. او در اینجا کار کرد و سپس متصدی شد.

«حتی فیلیگران دور لبه‌ها، که پایه جام ارداغ است، و در مرکز چنگ برایان بورو [یا چنگ کالج ترینیتی] قرار دارد. این همان مهری است که امروزه هنوز در اسناد دولتی استفاده می‌شود، اما اکنون چاپ شده است.

موزه در سال 1939 این را دریافت کرد و سپس در سال 2007، ما حتی برنامه‌های اصلی مک گوگان را برای آن دریافت کردیم. این فقط یک مصنوع بسیار جالب است که بسیار جدایی ناپذیر از ایرلند است، اما یک ارتباط موزه نیز دارد."

همانطور که پدرم می گفت، هر روز یک روز مدرسه است.

مارتین تیندال، نگهبان امنیتی موزه شهر گالوی مارتین تیندال، اهل گالوی، به مدت 10 سال در بخش امنیت کار کرد تا اینکه سال گذشته کار پاره وقت خود را در موزه آغاز کرد.

"من دو سال پیش بازنشسته شدم. یک شغل پاره وقت در اینجا وجود داشت، بنابراین گفتم که آن را قبول می کنم، و من آن را دوست دارم. کارکنان بسیار خوب هستند و جمعیتی که وارد می شوند، مردم، 99.9 درصد از آنها دوست داشتنی هستند.

ما بچه‌های زیادی را ملاقات می‌کنیم، آنها مسیر گنج لگو را انجام می‌دهند. در هر طبقه آنها یک هیولای لگو کوچک در یک ویترین پلاستیکی دارند، آنها در اطراف ساختمان پنهان شده‌اند، و بچه‌ها می‌روند و آنها را پیدا می‌کنند و آنها را علامت می‌زنند، و در پایان به پذیرایی بازمی‌گردند و گواهی می‌گیرند. کمی سرگرم‌کننده است، و آنها چیزهایی را یاد می‌گیرند، هرچند که یاد نمی‌گیرند.

در اینجا، شما هر روز چیز جدیدی یاد می گیرید. همانطور که پدرم می گفت هر روز روز مدرسه است.

"حتی خودم که در محلی متولد و بزرگ شدم، وقتی برای اولین بار به اینجا آمدم، چیزهایی وجود داشت که هرگز نمی دانستم. مانند چند نام جاده های اطراف، سیموس کویرک یکی از آنها بود، و توماس هاینز - آنها در نمایشگاهی در اینجا حضور دارند - آنها داوطلبان IRA بودند که تیراندازی شدند؛ شما چیزهای کوچکی از این دست پیدا می کنید."

نمایشگاه مورد علاقه: داستان های بازمانده: توام و گذشته نهادی ایرلند «داستان‌های بازمانده» درباره خانه مادر و نوزاد توام است. این خانه در تابستان افتتاح شد. این خانه بین گردشگران و مردم محلی بسیار محبوب است.

آنها یک پرتره از هر بازمانده را روی دیوار دارند و شهادت مکتوب آنها را در زیر آن دارند که شرایط آنها را شرح می دهد. این چیزی نیست که 100 سال پیش اتفاق افتاده باشد، 200 سال پیش.

"شب افتتاحیه نمایشگاه، برای یک ماجرای غم انگیز، دوست داشتنی بود. داشتن یک آهنگ خوب بود و همه در فرم خوبی بودند. بازماندگان آنجا بودند، افرادی که از نمایشگر بودند.»

«من واقعا می‌توانم از چند کپسول آتش‌نشانی که در جای مناسبی قرار گرفته‌اند لذت ببرم، همان‌قدر که می‌توانم از یک اثر هنری زیبا لذت ببرم».

جیمز دویل، مدیر عملیات ساختمان در موزه هنر مدرن ایرلند (Imma) عشق جیمز دویل به هنر در دوران کودکی آغاز شد، زمانی که بیماری او را از انجام ورزش منع کرد. او که اصالتا اهل کو کارلو است، دارای مدرک هنرهای زیبا از کالج هنرهای چلسی در لندن است و حرفه ای متنوع در زمینه هنر و سیاست فرهنگی داشته است. او در منچستر، بروکسل، گینه بیسائو و دوبلین زندگی کرده و در سال 2022 به ایما پیوست.

"کار من فیزیکی است - مرتب کردن چیزها، حل مسئله و اطمینان از درست بودن همه چیز به طوری که همه برنامه های هنری پیچیده می توانند ادامه پیدا کنند. این یعنی توالت ها، پارکینگ ماشین، رنگ آمیزی، آجرکاری و پنجره ها.

این بسیار منظم است، و ما لیست وظایف و چک لیست تقریبا برای همه چیز داریم. من زمان زیادی را صرف نگاه کردن به چیزها می کنم.

هنرمند اورلا بری زندگی و عمیق ترین رشته های آن را از منشور گوسفند ارائه می دهد

«خجالت می‌کشم بگویم که می‌توانم واقعا از چند کپسول آتش نشانی که در جای مناسبی قرار گرفته‌اند لذت ببرم، همان‌قدر که می‌توانم از یک اثر هنری زیبا لذت ببرم.

«از اینکه می‌دانیم شما زیربنای فعالیت [موزه] هستید، رضایت زیادی وجود دارد. شما در حال انجام کارهای پایه ای هستید که باعث می شود همه چیز به خوبی اجرا شود. دروازه ها باز هستند؟ آیا درها به موقع باز می شوند؟ آیا همه درها کار می کنند؟ آیا همه لولاها کار می کنند؟ من نمیتونستم جای دیگه کار کنم من هیچ علاقه ای ندارم

«چند جلسه عمومی وجود دارد که در آن هنرمندانی که در اینجا ساکن هستند در مورد این هنر صحبت می‌کنند و اگر زمان پیدا کنم، به آن‌ها می‌پیوندم.

"وقتی می شنوید که شخص دیگری باید بگوید، شروع به زیر سوال بردن خود می کنید و می گویید "اوه، من به آن فکر نکرده بودم."

نمایشگاه مورد علاقه: اسب نر (2009) اثر دافنه رایت "این یک قطعه مجسمه ای است، مانند آنچه ممکن است در رم ببینید یا با مجسمه سازان معروفی که همه می شناسیم ارتباط داشته باشید. من آن را انتخاب کردم زیرا بسیار متفاوت است، بسیار غیرمعمول است.

"از دور شبیه اسبی است که روی زمین می پیچد و از خودش لذت می برد. وقتی به آن نزدیک می شوید، در واقع می بینید که این اسبی است که کشته شده و پوستش کنده شده است. این موضوع بسیار چالش برانگیز است، در مورد طبیعت حیوانات و کشتار و انواع چیزها.

«در تفسیرش بسیار معاصر است و به نوعی با احساس دوبلین از خود صحبت می کند. به هر حال دوبلین برای من همیشه با اسب همراه بوده است. و ما تا همین اواخر، یکی از آخرین نمایشگاه های اسب را در پایتختی در اروپا، در اسمیتفیلد داشتیم.

همچنین با میسنیچ [نوشته جان بایرن] صحبت می‌کند، مجسمه‌ای از اسب سوار شده توسط خانمی جوان با لباس ورزشی، که در بالیمون است، به این شکل که آن برنزهای اسب نظامی را زیر و رو می‌کند.»

خواندن متن کامل در آیریش‌تایمزبه زبان اصلی، در سایت ناشر باز می‌شود
متن اصلی (انگلیسی)

Ireland’s museum and gallery staff reveal their favourite exhibits: ‘This is the best job I have ever had’

What's it like to spend your working days among the exhibits in some of Ireland's best-loved galleries and museums? From security guards to volunteers, we asked the people who work behind the scenes to tell us about their jobs, and their favourite exhibits.

همه‌ی اخبار فرهنگ و هنر