پرش به محتوای اصلی

کلمات قوی: "بزرگترین روزنوشت" آمریکا که ایرلندی ها را دوست نداشتند

آیریش‌تایمز۱۴۰۵ شهریور ۲۷, جمعه، ساعت ۲۱:۳۰حدود 4 دقیقه مطالعه

نیویورکر کاستیک زمان کمی برای معنویت گرایان، طرفداران الغا، آسیاب اعضای بدن، پشه ها و اسنوب ها داشت.

او به طور حرفه ای وکیل بود و در طول جنگ داخلی آمریکا به اداره یک آژانس امدادی برای سربازان بیمار و مجروح کمک کرد. اما تا جایی که امروزه از جورج تمپلتون استرانگ (1820-1875) یاد می شود، آن را به عنوان یک روزنامه نگار به یاد می آورند: "بزرگترین خاطرات نگار"، همانطور که یکی از مجله های تاریخ ایالات متحده او را نامیده است.

او مردی با عقاید «قوی» بود، از چند جهت. و با الگوبرداری از ساموئل پپیس، تقریبا هر روز به مدت 40 سال، از 15 سالگی، اینها را ضبط می کرد.

مانند پپیس (که دفتر خاطراتش تنها یک دهه به طول انجامید)، او هرگز آنها را در طول زندگی خود منتشر نکرد، بنابراین افکار عمومی یا حقوقی از نوشته های او جلوگیری نکردند.

این تا حدی توضیح می‌دهد که چرا چهار جلدی که سرانجام در سال 1952 به چاپ رسید، یکی از با ارزش‌ترین گزارش‌های سال‌های جنگ داخلی آمریکا در سال‌های 1861 تا 1865 در نظر گرفته می‌شوند، به‌ویژه - البته از چشم زرد یک نیویورکی پروتستان سفیدپوست آنگلوساکسون.

همچنین ممکن است اشاره‌های تحقیرآمیز مکرر او به ایرلندی‌ها و سپس ورود تعداد زیادی به سواحل منهتن را توضیح دهد. موضوعی که در سرتاسر آن در حال اجرا بود، در جریان «شورش‌های پیش نویس» ژوئیه 1863 به اوج‌های ناامیدی رسید.

منصفانه است که بگوییم، این نقطه بالایی در تاریخ دیاسپورای هیبرنیا نبود. نیویورکی های فقیر به طور کلی، اما ایرلندی ها به طور خاص، با قانونی که همه مردان در سن جنگ را مشمول خدمت اجباری می کرد، خشمگین شده بودند، به جز ثروتمندان، که قانونا می توانستند 300 دلار جایگزین بپردازند تا جای خود را بگیرند.

همراه با افزایش معمول هزینه های زندگی در زمان جنگ و ترس از رقابت با دستمزدهای پایین از سوی همان آفریقایی-آمریکایی هایی که به آزادی آنها کمک می کردند، چندین روز شورش شدید را برانگیخت.

برخی از خشونت ها ایرلندی و ایرلندی بود (پلیس بیشتر مهاجر بودند). اما اهداف اصلی سیاه پوستان بودند که بسیاری از آنها کشته یا زخمی شدند و هزاران نفر آواره شدند.

در اینجا، استرانگ در مدخل خود برای 13 ژوئیه 1863، یک اوباش را توصیف می‌کند: «شاید 500 نفر، مطمئنا کمتر از یک هزار نفر از پست‌ترین کارگران روزمزد ایرلندی. هر بی‌رحمی که در این گروه بود، سلتیک خالص بود – هد حامل و لوفر.»

در مورد همسران و مادران آنها: "خشم زنان ایرلندی پست در آن منطقه قابل توجه بود. زهره های جوان و پیرمرد پژمرده در همه جا هجوم آورده بودند، همه به سربازان خونین لعنت می فرستادند و مردان خود را به شرارت وا می داشتند."

یک هفته بعد، استرانگ خود را اعلام کرد: "متأسفم که متوجه شدم انگلیس در مورد طبقه پایین ایرلندی حق دارد. آنها وحشی، پست، بی رحم، ترسو، و به همان وقاحت هستند."

او ادامه داد: "جای تعجب نیست که سنت پاتریک تمام جانوران موذی سمی را از ایرلند بیرون کرد! پستانداران دوپا آن جزیره را تامین می‌کنند که می‌خزند و خاک می‌خورند و هر جامعه‌ای را که به آن حمله می‌کنند سم می‌خورند. افعی‌ها اضافی بودند. اما نظریه خود من این است که کمپین سنت پاتریک علیه مارهای ایرلندی مارهای فریبنده نابود شده است."

در پایان آن هفته، او در مورد احیای جنبش سیاسی بومی گرای «ندان-هیچ گرایی» گمانه زنی می کرد.

با این حال، او نتیجه گیری کرد: "یک حزب صرفا ضد هیبرنی اساسا پایه ای ندارد ... و من می ترسم که به نتیجه ای پایدار منجر نشود. برای خودم، شخصا دوست دارم مانند سال 1688 شاهد جنگ علیه زباله های ایرلندی باشم."

انصافا، بیگانه هراسی استرانگ به مردم ایرلند محدود نمی شد. او تقریبا توهین کننده فرصت های برابر به اقلیت های قومی بود. همان مجله هریتیج آمریکایی که (در سال 1988) او را "بزرگترین خاطرات نگار" نامید، وسعت اندیشی نفرت های او را خلاصه کرد:

این روزنامه‌نگار 18 ساله در سال 1838 خاطرنشان کرد: «ناراحتی‌های او... فهرستی عظیم و متنوع را تشکیل می‌دهند. آنها شامل ایرلندی‌ها – که معمولا به عنوان کثیف، حیوانی و مست توصیف می‌شوند – و هر یک از مهاجران مدیترانه‌ای هستند. یک ایرلندی کثیف به اندازه کافی بد است.

او در سال 1873 فریاد می‌زند: «فرانسوی‌ها به یک «لهجه کثیف» صحبت می‌کنند و پاریس «منفجره‌ای مخرب گاز سمی» است. «ما مطمئنا این کوبایی‌های کوچولوی سیاه‌پوست تشنه به خون را به عنوان همشهری نمی‌خواهیم»، و او خوشحال است که الزام لاتین باعث می‌شود «کوچک‌های کوچک (کلمبی‌ترین مدرسه‌های آلمانی) قانون پسرانه یهودی‌ها را کنار بگذارد.

«به این فهرست، روحانیون، طرفداران لغو (تا سال 1860)، آسیاب‌های اعضای بدن، یانکی‌ها (با استثنائات مهم)، سیاستمداران، پشه‌ها، اتحاد گرایان، جنوبی‌ها، دموکرات‌ها و ماورایی‌گرایان را به همراه «قاچول‌ها»، «لفره‌بازان»، «سیاه‌پوستان» و «نمونه‌های بدرفتارهای منصف» و «اسنوب‌های منصف» به این فهرست اضافه کنید. دوست ندارد.»

اما حتی با وجود تمام سوءاستفاده‌های آن، مورخانی مانند کسی که آن مقاله را نوشت، به وضوح و جزئیات پرتره استرانگ از آمریکای اواسط قرن نوزدهم در جنگ، که گاهی با هزینه شخصی او ضبط شده است، اهمیت می‌دهند.

به عنوان مثال، ما همچنین از خاطرات روزانه می دانیم که تورم حتی برای هزینه فرار از پیش نویس نیز اعمال می شود. یک سال پس از شورش‌ها، در اوت 1864، استرانگ یادداشت می‌کند که چگونه جایگزینی برای «یک پسر بزرگ «هلندی» 20 ساله یا نزدیک به آن، با مبلغ متوسط ​​1100 دلار خریده است.

واضح است که "معتدل" یک شوخی بود. اما او قیمت بالا را با یک بیماری موقت توجیه کرد که باعث می‌شد وضعیت پیش‌نویس خود را بی‌قرار نگه دارد. او پس از فرار گران قیمت از بخت آزمایی، ابراز تاسف کرد: «به این ترتیب با سرعت فزاینده ای به خانه صدقه نزدیک می شویم.»

خواندن متن کامل در آیریش‌تایمزبه زبان اصلی، در سایت ناشر باز می‌شود
متن اصلی (انگلیسی)

Strong words: America’s ‘greatest diarist’ whose many dislikes included the Irish

Caustic New Yorker had little time for spiritualists, abolitionists, organ grinders, mosquitoes and snobs, either

همه‌ی اخبار سلامت