گزارش وضعیت روابط عمومی در ایران؛ حقوق ناعادلانه از دلایل خروج متخصصان
نتایج یک گزارش در ایران نشان میدهد که ساختار نامشخص سازمانی و ناعادلانه بودن حقوق در مقایسه با سختی کار، مهمترین دلایل خروج متخصصان از سازمانهاست.
نتایج یک گزارش در ایران نشان میدهد که ساختار نامشخص سازمانی و ناعادلانه بودن حقوق در مقایسه با سختی کار، مهمترین دلایل خروج متخصصان از سازمانهاست.
گزارش وضعیت حرفه روابط عمومی در ایران که از سوی مجموعه «تریبون» بر اﺳﺎس ﭘﺎﺳﺦ ﻫﺎی ۴۴۰ ﺷﺮﮐﺖ ﮐﻨﻨﺪه تهیه شده است، تصویری از مسیر ورود به این حرفه، سابقه کاری متخصصان، دلایل ترک سازمانها، مهارتهای موردنیاز و وضعیت درآمدی آنها ارائه میکند. براساس نتایج این گزارش، با وجود افزایش سهم متخصصان دارای درآمد بالاتر از ۵۰ میلیون تومان، وضعیت ساختار سازمانی، مسیر پیشرفت شغلی و تناسب حقوق با دشواری کار همچنان از چالشهای مهم این حرفه به شمار میروند.
براساس دادههای گزارش، رسانه و روزنامهنگاری با سهم ۳۲ درصدی، رایجترین مسیر ورود افراد به حوزه روابط عمومی است. ورود مستقیم به این حوزه با ۲۷ درصد در رتبه دوم قرار دارد و ۲۲ درصد از افراد هم از طریق تحصیل در رشتهای مرتبط در دانشگاه وارد این حرفه شدهاند.
در میان مسیرهای دیگر ورود به روابط عمومی، بازاریابی با ۷ درصد، برندینگ با ۴ درصد، حوزه سیاست با ۲ درصد و تشریفات با یک درصد قرار دارند. ۵ درصد از پاسخدهندگان مسیرهای دیگری را برای ورود به این حرفه انتخاب کردهاند.
این دادهها نشان میدهد که بخش قابلتوجهی از متخصصان روابط عمومی، پیش از فعالیت در این حوزه، در رسانه و روزنامهنگاری مشغول بودهاند یا از مسیرهای غیرمستقیم وارد این حرفه شدهاند.
توزیع سابقه کاری متخصصان روابط عمومی در میان کارکنان سازمانها، افراد فعال در چند موقعیت شغلی، فریلنسرها و مشاوران و متخصصان آژانسهای روابط عمومی یکسان نیست.
در میان افرادی که فقط بهعنوان کارمند در شرکت یا سازمان فعالیت میکنند، ۴۳ درصد بیش از ۱۰ سال سابقه کار دارند. ۳۱ درصد در بازه ۵ تا ۱۰ سال، ۲۰ درصد در بازه ۲ تا ۵ سال و ۶ درصد در بازه یک تا ۲ سال سابقه دارند.
این مقایسه نشان میدهد که فریلنسری و مشاوره عمدتاً مسیر فعالیت افراد باتجربه است. در مقابل، کارمندی در شرکت یا سازمان تنها مسیری است که سهم قابلتوجهی از تازهواردها، یعنی افراد با یک تا ۲ سال سابقه، در آن دیده میشود. به نظر میرسد مسیر معمول ورود به این حرفه از کارمندی آغاز میشود و بخشی از متخصصان پس از انباشت تجربه به سمت فریلنسری یا مشاوره میروند.
ساختار نامشخص و مبهم روابط عمومی و ناعادلانه بودن حقوق در مقایسه با سختی کار، با سهم ۵۵ درصدی، به صورت مشترک در صدر دلایل خروج متخصصان روابط عمومی از سازمانها قرار دارند.
پس از این دو عامل، بسته بودن مسیر پیشرفت شغلی با ۴۶ درصد و فاصله تیم روابط عمومی از لایه تصمیمگیری سازمان با ۴۳ درصد قرار گرفتهاند. شرایط سیاسی و اجتماعی و تأثیر آن بر کسبوکارها با ۲۲ درصد، مشکلات درونتیمی با ۱۳ درصد و کیفیت ارتباط تیم روابط عمومی با سایر تیمها با ۱۰ درصد از دیگر دلایل مطرحشده هستند. ۲ درصد از پاسخدهندگان هم دلایل دیگری را عنوان کردهاند.
براساس تحلیل گزارش، ناعادلانه بودن حقوق همچنان یکی از عوامل اصلی خروج متخصصان است و در مقایسه با سال قبل تغییر محسوسی در اهمیت آن دیده نمیشود.
تسلط بر هوش مصنوعی با سهم ۶۸ درصدی، مهمترین مهارت موردنیاز متخصصان روابط عمومی در دو سال آینده شناخته شده است. برنامهریزی استراتژیک با ۵۰ درصد در رتبه دوم قرار دارد.
روابط رسانهای و دانش شبکههای اجتماعی هرکدام با ۴۰ درصد، دادهها و تجزیهوتحلیل آنها با ۳۹ درصد و مدیریت بحران با ۳۷ درصد در رتبههای بعدی قرار گرفتهاند.
توسعه محتوای چندرسانهای با ۳۱ درصد، رهبری با ۲۶ درصد، ارتباط با اینفلوئنسرها با ۲۲ درصد، ارتباطات کلامی با ۲۱ درصد، ارتباطات داخلی با ۱۹ درصد و پژوهش با ۱۴ درصد از دیگر مهارتهای مطرحشده هستند. یک درصد از پاسخدهندگان مهارتهای دیگری را در اولویت قرار دادهاند.
پس از این دو مهارت محوری، روابط رسانهای، مدیریت شبکههای اجتماعی و تحلیل داده در میان مهارتهای موردنیاز قرار دارند.
براساس نمودار مقایسهای گزارش، سهم متخصصان روابط عمومی که در سال ۱۴۰۴ تصمیم به مهاجرت داشتهاند، به ۱۱ درصد رسیده است. این رقم در سال ۱۴۰۳ برابر با ۱۶ درصد بود.
در مقابل، ۸۹ درصد از پاسخدهندگان در سال ۱۴۰۴ گزینه عدم تصمیم به مهاجرت را انتخاب کردهاند. این سهم در سال ۱۴۰۳ برابر با ۸۴ درصد بود.
به این ترتیب، سهم افرادی که تصمیم به مهاجرت داشتهاند، در این نظرسنجی نسبت به سال قبل ۵ درصد کاهش یافته است. با این حال، این ارقام به پاسخهای شرکتکنندگان محدود است و بهتنهایی نمیتوان آن را نشانه کاهش تمایل به مهاجرت در کل جامعه متخصصان روابط عمومی دانست.
توزیع درآمد ماهانه متخصصان روابط عمومی در سال ۱۴۰۴ نشان میدهد که ۶ درصد از پاسخدهندگان کمتر از ۲۰ میلیون تومان درآمد داشتهاند. سهم افراد با درآمد ۲۰ تا ۳۰ میلیون تومان ۲۳ درصد و سهم افراد با درآمد ۳۰ تا ۵۰ میلیون تومان ۳۳ درصد بوده است.
درآمد ۵۰ تا ۷۰ میلیون تومانی در میان ۱۶ درصد از پاسخدهندگان گزارش شده است. ۱۵ درصد در بازه ۷۰ تا ۱۰۰ میلیون تومان قرار داشتهاند و ۹ درصد درآمدی بالاتر از ۱۰۰ میلیون تومان داشتهاند.
بر این اساس، سهم متخصصان روابط عمومی با درآمد بالاتر از ۵۰ میلیون تومان در سال ۱۴۰۴ به ۴۰ درصد رسیده است. این سهم در سال قبل ۲۰ درصد بود و به این ترتیب، در مقایسه با سال ۱۴۰۳ دو برابر شده است.
مقایسه درآمد متخصصان روابط عمومی براساس نوع فعالیت نشان میدهد که توزیع درآمد در میان فریلنسرها و مشاوران پراکندگی بیشتری دارد و سهم افراد پردرآمد در این گروه و در میان فعالان آژانسهای روابط عمومی قابلتوجه است.
در میان کارمندانی که فقط در شرکت یا سازمان فعالیت میکنند، ۴ درصد کمتر از ۲۰ میلیون تومان، ۲۴ درصد بین ۲۰ تا ۳۰ میلیون تومان و ۳۴ درصد بین ۳۰ تا ۵۰ میلیون تومان درآمد داشتهاند.
در میان افرادی که همزمان کارمند هستند و فعالیت فریلنسری یا مشاورهای دارند، ۱۰ درصد کمتر از ۲۰ میلیون تومان و ۱۰ درصد بین ۲۰ تا ۳۰ میلیون تومان درآمد داشتهاند. ۲۷ درصد در بازه ۳۰ تا ۵۰ میلیون تومان، ۲۳ درصد در بازه ۵۰ تا ۷۰ میلیون تومان و ۱۷ درصد در بازه ۷۰ تا ۱۰۰ میلیون تومان قرار دارند. سهم افراد با درآمد بالاتر از ۱۰۰ میلیون تومان در این گروه ۱۳ درصد است.
در میان فریلنسرها و مشاوران، ۲۳ درصد کمتر از ۲۰ میلیون تومان درآمد دارند. ۱۵ درصد در بازه ۲۰ تا ۳۰ میلیون تومان و ۱۷ درصد در بازه ۳۰ تا ۵۰ میلیون تومان قرار گرفتهاند. سهم افراد با درآمد ۵۰ تا ۷۰ میلیون تومان ۱۹ درصد و سهم گروه ۷۰ تا ۱۰۰ میلیون تومان ۱۷ درصد است. ۹ درصد از فریلنسرها و مشاوران درآمدی بالاتر از ۱۰۰ میلیون تومان دارند.
در آژانسهای روابط عمومی، ۶ درصد از متخصصان کمتر از ۲۰ میلیون تومان درآمد دارند. سهم گروه ۲۰ تا ۳۰ میلیون تومان ۲۸ درصد و گروه ۳۰ تا ۵۰ میلیون تومان ۱۸ درصد است. ۱۲ درصد در بازه ۵۰ تا ۷۰ میلیون تومان و ۱۸ درصد در بازه ۷۰ تا ۱۰۰ میلیون تومان قرار دارند. سهم متخصصان این گروه با درآمد بالاتر از ۱۰۰ میلیون تومان به ۱۸ درصد میرسد.
در مجموع، ۱۹ درصد از فریلنسرها و ۱۸ درصد از متخصصان فعال در آژانسهای روابط عمومی درآمدی بالاتر از ۱۰۰ میلیون تومان داشتهاند. این سهم در میان متخصصانی که فقط در شرکت یا سازمان فعالیت میکنند، ۶ درصد است.
نتایج نشان میدهد که شرکتهای خصوصی، مانند سال ۱۴۰۳، در سال ۱۴۰۴ هم نسبت به سایر انواع سازمانها میانگین حقوق بالاتری پرداخت کردهاند.
میانگین درآمد ماهانه متخصصان روابط عمومی در شرکتهای خصوصی از ۴۱ میلیون تومان در سال ۱۴۰۳ به ۵۳٫۲ میلیون تومان در سال ۱۴۰۴ رسیده است.
در شرکتهای دولتی، میانگین درآمد ماهانه از ۲۷ میلیون تومان در سال ۱۴۰۳ به ۳۹ میلیون تومان در سال ۱۴۰۴ افزایش یافته است. در شرکتهای خصوصی و دولتی، این رقم از ۳۶ میلیون تومان به ۴۷٫۲ میلیون تومان رسیده است.
دادههای نظرسنجی نشان میدهد که شرکتهای خصوصی بهطور کلی بازههای درآمدی بالاتری نسبت به سازمانهای دولتی دارند. این شکاف با ارتقای جایگاه شغلی پررنگتر میشود. در سطح کارشناسی، توزیع درآمد در هر دو بخش نسبتاً نزدیک است و بخش عمدهای از کارشناسان در بازه ۳۰ تا ۵۰ میلیون تومان قرار دارند. اما در سطوح ارشد و بهویژه مدیریتی، تفاوت آشکارتر میشود.
در سطوح مدیریتی، حدود ۶۷ درصد مدیران بخش خصوصی درآمد بالاتر از ۵۰ میلیون تومان دارند، در حالی که این سهم در بخش دولتی تنها حدود ۲۶ درصد است. در بخش خصوصی، سهم قابل توجهی از مدیران در بازههای ۷۰ تا ۱۰۰ میلیون و حتی بالای ۱۰۰ میلیون تومان قرار میگیرند؛ در مقابل، در بخش دولتی تمرکز درآمد بیشتر در بازههای میانی باقی میماند.
نزدیک به ۲۹ درصد سازمانها بودجه سالانه کمتر از ۱۰۰ میلیون تومان دارند، ۱۷ درصد بین ۱۰۰ تا ۵۰۰ میلیون، و ۱۵ درصد بین ۵۰۰ میلیون تا ۱ میلیارد تومان. در مجموع، سهم سازمانهایی که بودجه زیر ۱ میلیارد تومان دارند قابل توجه است. در سمت دیگر طیف، تنها درصد کمی از سازمانها بودجههای بالاتر از ۵ یا ۱۰ میلیارد تومان گزارش کردهاند.
با وجود این محدودیتها، بودجه ۱۴۰۴ نسبت به ۱۴۰۳ در ۴۹ درصد سازمانها افزایش یافته، در ۱۹ درصد بدون تغییر مانده، در ۱۳ درصد کاهش داشته و ۱۹ درصد نیز پاسخ دقیقی نداشتهاند.
نحوه تخصیص بودجه نیز الگوی روشنی از اولویتهای فعلی حرفه را نشان میدهد. ارتباط با رسانهها و تولید محتوا (خبر و محتواهای ارتباطی برند) هر کدام با سهم ۴۴ درصد، در صدر قرار دارند. برگزاری رویداد و نمایشگاه با ۴۳ درصد در رتبه بعدی است. این سه حوزه مجموعاً بخش عمدهای از تمرکز بودجهای را به خود اختصاص میدهند و نشاندهنده اهمیت بالای دیدهشدن، پوشش رسانهای و ارتباط مستقیم با مخاطبان است.
پس از آن، چاپ و انتشارات (۳۰ درصد)، تهیه و انتشار گزارش (۲۶ درصد)، بازاریابی و تبلیغات (۲۵ درصد) و مدیریت شبکههای اجتماعی (۲۵ درصد) قرار میگیرند.
تولید محتوا در همه گروهها در صدر قرار دارد. در آژانسها/فریلنسرها/مشاوران، تولید محتوا (۷۰ درصد)، ارتباط با رسانهها (۵۸ درصد) و برگزاری رویداد و نمایشگاه (۳۴ درصد) اولویتهای اصلی هستند. در شرکتهای خصوصی یا خصوصی/دولتی نیز تولید محتوا (۷۳ درصد) و ارتباط با رسانهها (۵۹ درصد) غالب است و ارتباطات درونسازمانی (۴۷ درصد) و مدیریت شبکههای اجتماعی (۴۱ درصد) اهمیت بیشتری دارند. در شرکتهای دولتی، تولید محتوا (۷۱ درصد) و ارتباط با رسانهها (۶۲ درصد) همچنان بالاترین سهم را دارند، اما مدیریت شبکههای اجتماعی (۶۱ درصد) و تهیه و انتشار گزارش (۴۶ درصد) برجستهتر دیده میشوند. این الگو نشان میدهد که تولید محتوا و رسانه در همه بخشها هسته اصلی کار است، اما در بخش دولتی وزن بیشتری به شبکههای اجتماعی و گزارشدهی داده میشود و در بخش خصوصی ارتباطات داخلی و رویداد پررنگتر است.
تعداد تیمهای یکنفره روابط عمومی از ۲۳ درصد در سال ۱۴۰۳ به ۳۰ درصد در سال ۱۴۰۴ رسیده است. این تغییر میتواند تا حدی با شرایط کشور و تعدیل نیرو در بخشهای مختلف مرتبط باشد. در مقایسه اندازه تیم با اندازه سازمان، تیمهای کوچک (۱ تا ۵ نفر) همچنان غالب هستند، بهویژه در سازمانهای متوسط و کوچک. تیمهای بزرگتر عمدتاً در سازمانهای بزرگتر دیده میشوند، اما سهم آنها محدود است.
نیمی از متخصصان فعال در شرکتها میگویند عملکرد تیم روابط عمومی برای سازمان ارزشمند است و نیمی دیگر فقط «تا حدودی» را انتخاب کردهاند. آژانسها و مشاوران کمی مثبتتر میبینند (۵۸ درصد «بله»). در هر دو گروه، پاسخ «خیر» ناچیز است.
۶۰ درصد پاسخدهندگان میگویند بالاترین مقام روابط عمومی یکی از رهبران کلیدی سازمان است، در حالی که ۴۰ درصد چنین جایگاهی را ندارند. همچنین، تیم روابط عمومی در ۶۵ درصد موارد در جلسات تعیین استراتژی حضور دارد و در ۳۵ درصد حضور ندارد.
اغلب مدیران برای مصاحبه با رسانه با تیم روابط عمومی هماهنگ میکنند (۸۴ درصد در شرکتها و ۹۱ درصد در مشتریان آژانس). اما این دروازه در شبکههای اجتماعی ضعیفتر است. در یکسوم سازمانها مدیران در مواقع حساس بدون هماهنگی با تیم PR در شبکههای اجتماعی اظهارنظر میکنند؛ البته این درصد نسبت به سال ۱۴۰۳ بهبود پیدا کرده و کنترل واحد روابط عمومی روی شبکه اجتماعی بیشتر شده است. در مورد نقش سخنگویی، در ۵۸ درصد مشتریان آژانس/فریلنسر بالاترین مقام روابط عمومی سخنگوی سازمان است، در حالی که این سهم در شرکتها ۴۱ درصد است. این تفاوت نشان میدهد که در همکاری با مشاوران بیرونی، نقش سخنگویی بیشتر به روابط عمومی واگذار میشود.
بزرگترین انتظارات مدیران از تیم روابط عمومی شامل حضور کافی و مؤثر در شبکههای اجتماعی و رسانهها برای نشاندادن ارزشهای برند (۶۱ درصد در شرکتها)، همسویی اقدامات و فعالیتهای روابط عمومی با اهداف سازمان (۵۳ درصد)، حفاظت و ارتقای خوشنامی برند (۴۸ درصد)، و منتشرنشدن خبر منفی درباره سازمان در رسانهها (۴۳ درصد) است. آمادگی برای مواجهه با بحرانها نیز ۴۱ درصد گزارش شده است.
محدودیتهای بودجه (۴۹ درصد در شرکتها) همچنان بزرگترین چالش است. اختلال در فعالیتها به دلیل جنگ و شرایط ناپایدار کشور (۴۷ درصد) و به دلیل قطعی مکرر و ناپایداری اینترنت (۴۶ درصد) نیز بسیار پررنگ شدهاند. تضعیف جایگاه روابط عمومی (۳۸ درصد)، کافی نبودن سطح دانش تخصصی نیروها (۳۷ درصد) و اندازهگیری فعالیتهای روابط عمومی (۳۷ درصد) از دیگر چالشهای مهم هستند.
در ارتباط با رسانه، درک نادرست مدیران سازمان از رسانهها و ارتباط با رسانه (۴۰ درصد) و باجخواهی و فشار برای همکاری غیررایگان (۴۰ درصد) دو چالش اصلی هستند. رایگان منتشر نکردن اخبار (۳۹ درصد) و از بین رفتن مرجعیت رسانههای داخلی (۳۶ درصد) نیز برجسته است. نداشتن ادبیات و فهم مشترک از حوزه روابط عمومی (۲۷ درصد) و دقت پایین در تهیه و انتشار اخبار (۲۴ درصد) از دیگر مشکلات گزارششدهاند. این یافتهها نشاندهنده هم ضعف درک درونی سازمان و هم فشارهای بیرونی از سوی رسانه است.
ارتباط شخصی و دوستانه با خبرنگاران و سردبیران (۵۷ درصد) مهمترین عامل افزایش احتمال انتشار خبر است. قرارداد مالی با رسانه برای انتشار اخبار (۵۱ درصد) و ارزش خبری بالا (۴۸ درصد) در رتبههای بعدی قرار دارند. در روش انتخاب خبرنگار، ارتباطات شخصی (۸۲ درصد) غالب است و بانک اطلاعات خبرنگاران (۵۴ درصد) در رتبه بعد.
در روش ارسال خبر، شبکههای اجتماعی داخلی (۶۱ درصد) بیشترین سهم را دارند. این الگو نشان میدهد که روابط شخصی و شبکههای اجتماعی داخلی هنوز ستون اصلی کار رسانهای هستند و ابزارهای رسمی و سیستماتیک سهم کمتری دارند.
در اولویت تمرکز استراتژی رسانهای، رسانههای داخلی (Owned Media) با امتیاز ۱/۶۵ در صدر قرار دارد و پس از آن رسانههای پولی (Paid Media) و رسانههای اکتسابی (Earned Media). در ارتباط با اینفلوئنسرها و پادکسترها، حدود ۴۰ درصد میگویند تمام ارتباطات با اینفلوئنسرها با هر هدفی انجام میشود و ۳۳ درصد آن را به شرط همراستا بودن با اهداف تیم روابط عمومی مشروط میکنند. ۲۹ درصد نیز هیچ ارتباطی ندارند. این ارقام نشاندهنده استفاده نسبتاً گسترده اما نه همیشه هدفمند از اینفلوئنسرهاست.
نتایج گزارش وضعیت حرفه روابط عمومی در ایران (چهارمین گزارش جامع روابط عمومی، منتشرشده توسط «تریبون»)نشان میدهد ۶۲ درصد از متخصصان از ابزارهای سوشال لیسنینگ استفاده میکنند و ۳۸ درصد از آنها بهره نمیبرند.
هدف ۶۵ درصد از آنها برای استفاده از سوشال لیسنینگ شناسایی و مدیریت بحران است. همچنین در میان ابزارهای سوشال لیسنینگ، روشهای سنتی و شخصی در کنار پلتفرمهای تخصصی دیده میشوند که از بین آنها جستجوی شخصی در راس است.
بخش مهم و قابلتوجهی از این گزارش به بررسی پیامدهای «قطعی اینترنت و جنگ» در سال ۱۴۰۴ بر بدنه روابط عمومی کشور اختصاص یافته است. آمارها نشان میدهد که اختلال در استفاده از ابزارها و پلتفرمهای بینالمللی ۵۲ درصد به روابط عمومیها آسیب زده است و منجر به تعدیل نیرو در ۲۹ درصد موارد شده است.
یکی از سوالهای این نظرسنجی استفاده از شبکه اجتماعی داخلی در جنگ و قطعی اینترنت بوده که ۹۰ درصد از متخصصان در این دوره به استفاده از شبکههای اجتماعی داخلی روی آوردند، تنها ۷ درصد استفاده نکردند. بیش از نیمی از پاسخدهندگان (۵۴ درصد) معتقد بودند شبکههای داخلی نتایج مطلوبی مشابه نمونههای خارجی نداشتهاند. در مقابل، ۳۳ درصد نتایج آن را مطلوب ارزیابی کردهاند.
جالب اینکه پس از برقراری مجدد اینترنت، ۴۹ درصد اعلام کردهاند که همچنان «بهصورت مرتب» از شبکههای داخلی استفاده میکنند، ۲۹ درصد تنها «در صورت نیاز یا الزام» به سراغ آنها میروند، ۱۹ درصد استفاده از آنها را متوقف کردهاند.
در نهایت، در پاسخ به این پرسش که «آیا جنگ باعث شد بهصورت موقت شغل دوم یا جایگزین روابط عمومی داشته باشید؟»، ۲۲ درصد از فعالان این حوزه اعلام کردهاند که ناچار به انتخاب شغل دوم یا جایگزین موقت شدهاند، ۷۰ درصد پاسخ منفی دادهاند و ۸ درصد نیز گزینه «پاسخ دقیقی ندارم» را انتخاب کردهاند.