5 حقیقت سخت برای محور ضد ترامپ مارک کارنی
کانادا دلایل زیادی برای کاهش قرار گرفتن در معرض آمریکای دونالد ترامپ دارد. خواستن یک جایگزین با داشتن یک جایگزین یکسان نیست.
هنگامی که مارک کارنی روز پنجشنبه به پارلمان اروپا گفت که یکپارچگی اقتصادی به شکلی از اهرم تبدیل شده است، این استدلالی بود که در استراسبورگ ارائه شد اما دقیقا به واشنگتن دی سی اشاره کرد.
روابط رو به وخامت کانادا با ایالات متحده، شبح نارنجی رنگی بود که در سخنرانی نخست وزیر با دوستان اروپایی خود وجود داشت. او اصرار داشت آنچه کارنی با اروپا پیشنهاد میکرد، «یک رقیب قدرتهای بزرگ، فقط با رفتارهای بهتر» نبود.
کارنی با اخلاق در استراسبورگ گفت: «ما به دنبال قدرت برای تسلط بر دیگران نیستیم.
برعکس، ما به دنبال انعطافپذیری هستیم تا هیچکس و هیچکس نتواند بازارهای آزاد ما را کنترل کند، به حاکمیت ما لطمه وارد کند، تمامیت ارضی ما را تهدید کند، یا آزادیها، دموکراسیها، حاکمیت قانون ما را تضعیف کند.
کارنی مورد تشویق ایستاده قرار گرفت. یک روز پیش از آن، اورسولا فون در لاین، رئیس کمیسیون اروپا، پیشنهاد کرده بود که کانادا اولین عضو وابسته اتحادیه اروپا شود.
ترامپ این ایده را بالقوه «خصمانه» خواند و تهدید کرد که اگر چنین تلقی کند، تعرفههای سنگینتری بر اروپا اعمال خواهد کرد. تعرفههای او، درخواستهای او برای امتیازات اقتصادی، و صحبتهای مکرر او در مورد یک ایالت 51، انگیزه اتاوا برای کاهش قرار گرفتن در معرض ایالات متحده را تشدید کرده است.
کارنی که قبلا به چین نگاه کرده بود، اکنون به اروپا روی آورده است تا به دنبال خودمختاری بیشتر از همسایه جنوبی کانادا باشد. اما واقعا تا چه اندازه تنوع میتواند اقتصاد مبتنی بر یکپارچگی قارهای را تغییر دهد؟
بر اساس شواهد، نه تا آنجا که تشویق کارنی در استراسبورگ نشان می دهد.
کانادا می تواند دولت ها، معاهدات و همسویی ها را تغییر دهد. اما نمی تواند نقشه را تغییر دهد.
پس از یک سال تنوع مشخص، 66.3 درصد از کالاهای صادراتی کانادا همچنان در ماه جولای به ایالات متحده رفت. زیرساخت زیر جایی است که سیاست کارنی نمی تواند به آن برسد.
Global Affairs Canada دارای بیش از 100 خط لوله نفت و گاز و خطوط انتقال برق برون مرزی است و گزارش می دهد که حدود 94 درصد از صادرات نفت خام کانادا به ایالات متحده - تقریبا 4 میلیون بشکه در روز - از طریق لوله های فرامرزی انجام می شود.
انرژی به تنهایی حدود 29 درصد از چیزی است که کانادا به ایالات متحده می فروشد. تمام این زیرساخت ها کانادا را به ایالات متحده متصل می کند و هیچ یک از آنها به بازاری - که به شدت غنی شده - در سراسر اقیانوس نمی رسد.
مشکل اما مقیاس و هزینه است. بانک کانادا هشدار میدهد که یافتن بازارهای جدید و ایجاد زنجیرههای تامین جدید به زمان و هزینه نیاز دارد و جزئیاتی را که کل پروژه را پیچیده میکند، مشخص میکند.
محتوای آمریکایی تقریبا یک پنجم ارزش چیزی است که کانادا به ایالات متحده می فروشد.
اروپا و آسیا مطمئنا می توانند گزینه های کانادا را گسترش دهند. اما چیزی که آنها نمی توانند ارائه دهند همان ترکیب مجاورت و چندین دهه زنجیره تامین است که برای عبور از یک مرز ساخته شده است.
عضویت وابسته وضعیتی نیست که معاهدات اتحادیه اروپا در حال حاضر شامل آن هستند. باید ایجاد شود و هنوز مشخص نیست چه کسی باید آن را تایید کند یا از چه مسیری. خود کارنی اذعان داشت که این اصطلاح همچنان باید تعریف شود، همانطور که فون در لاین نیز چنین کرد.
اتحادیه اروپا معروف است - شاید بدنام - به دلیل اینکه یک بوروکراسی پیچیده و کند حرکت است که برای رسیدن به اجماع و انجام کارها تلاش می کند.
کانادا نیز دقیقا در مقابل خود یک مثال هشدار دهنده دارد. CETA، توافقنامه تجاری کانادا و اتحادیه اروپا، از سپتامبر 2017 به طور موقت اجرا می شود.
تقریبا نه سال بعد، 10 کشور از 27 کشور عضو اتحادیه اروپا هنوز آن را به صورت ملی تصویب نکرده اند، از جمله فرانسه، ایتالیا، ایرلند و لهستان.
اعلامیه های بروکسل و اجرای آن در 27 دموکراسی مستقل چیزهای متفاوتی هستند، زیرا کانادا قبلا تجربه تلخی از آن دارد.
کارنی یک سال را صرف ترغیب قدرتهای میانی کرده است که به جای جذب آن، از اجبار اقتصادی خودداری کنند. اروپا جور دیگری انتخاب کرده است.
بروکسل چارچوب تعرفههای خود را با واشنگتن در ژوئیه 2025 ایجاد کرد و سقف 15 درصدی را برای بیشتر صادرات خود پذیرفت و در 31 ژوئیه سال جاری تعلیق اقدامات تلافی جویانه خود را بدون تاریخ پایان تمدید کرد.
این نقد بروکسل نیست، بلکه توصیفی است از آنچه بروکسل در واقع هست. این 27 دولت با صنایع مختلف، سیاست داخلی و اشتهای مقابله است. اتاوا وابستگی به یک پایتخت را با دسترسی به پایتخت دیگر عوض نمی کند.
سیاست تجاری معمول در بروکسل و اغلب با اکثریت تصمیم گیری می شود. اما معاهدات به اتفاق آرا برای موافقت نامه های ارتباطی محفوظ است و در عمل تقریبا هر قرارداد تجاری اتحادیه اروپا به عنوان یک توافق نامه مختلط منعقد شده است که به همه 27 تصویب ملی نیاز دارد.
همانطور که ترامپ به شما خواهد گفت، تجارت با اتحادیه اروپا آسان نیست.
صندوق بینالمللی پول تخمین میزند که موانع غیرجغرافیایی خود کانادا بین استانها و مناطق مانند تعرفههای تقریبا 9 درصد عمل میکنند و حذف آنها میتواند تولید ناخالص داخلی واقعی را در درازمدت تا 7 درصد افزایش دهد.
بنابراین کانادا در حال مذاکره برای ادغام بی سابقه در سراسر اقیانوس است در حالی که بازار داخل مرزهای خود ناتمام مانده است.
قبل از اینکه اتاوا به طور معناداری کمتر به ایالات متحده وابسته شود، امیدوار کننده ترین بازار جایگزین آن ممکن است خود کانادا باشد.
نشست سران کانادا و اتحادیه اروپا در 29 تا 30 اکتبر در مونترال برگزار می شود.
آیا میتواند یک چارچوب تعریفشده عضویت وابسته ایجاد کند - با تعهدات واقعی و یک مسیر تأیید که از تنگنای تصویب ملی که هنوز از اجرایی شدن کامل CETA جلوگیری میکند، جلوگیری کند؟
همچنین مراقب سهم غیر ایالات متحده از صادرات کانادا باشید. اگر به جای اینکه در اواسط دهه 30 ثابت بماند، به بیش از 40 درصد صعود کند، کارنی ممکن است راه فراری از وابستگی به ایالات متحده پیدا کرده باشد.
اما هدف واقعی کارنی سخت تر از چرخش به سمت اروپا است. بدون اینکه وانمود کند که ایالات متحده قابل تعویض است، کانادا را کمتر در برابر آمریکا آسیب پذیر می کند.
کانادا می تواند جایگزین هایی برای ایالات متحده بدست آورد، اما نمی تواند ایالات متحده دیگری را خریداری کند.
متن اصلی (انگلیسی)
5 Hard Truths for Mark Carney’s Anti-Trump Pivot
Canada has every reason to reduce its exposure to Donald Trump’s America. Wanting an alternative is not the same as having one.