BRICS 2026: یک انجمن، نه یک جبهه
شی و پوتین در دهلی خبرساز شدند. این بیانیه داستان واقعی چند ائتلافی هند و اینکه چرا اروپا باید از آن استقبال کند را بیان می کند.
بیشتر توجه جهانی به اجلاس سران بریکس 2026 بر حضور شی جین پینگ، رئیس جمهور چین و ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه در دهلی نو متمرکز شد. با توجه به عکس های این زوج با میزبان اجلاس، نخست وزیر هند، نارندرا مودی، ناظران ممکن است وسوسه انگیز باشند که این گردهمایی را به عنوان نشست یک بلوک ضد غرب معرفی کنند. این دیدگاه ممکن است عناوین جذابی را ایجاد کند، اما این خطر را دارد که نگاه هند به این گروه و ارزشی که حتی برای شرکای غربی خود دارد را از دست بدهد.
برای دهلی نو، بریکس یک اردوگاه یا یک بلوک نیست، بلکه یک انجمن - یکی از چندین - است که از آن برای تثبیت صندلی در یکی از میزهایی که نظم چند قطبی در حال گسترش را تعریف می کند، استفاده می کند. شواهد در بیانیه ای است که رهبران به تصویب رساندند و مهمتر از همه، در آنچه که از قلم انداخته است. این اجلاس در یک دنیای سه تئاتر پر از عدم قطعیت تشکیل شد، جایی که رقابت قدرت های بزرگ به طور همزمان در اروپا، خاورمیانه و شرق آسیا برگزار می شود. در دوره بینالملل کنونی - بین نظم قدیم و جدید - کشورها در حال بررسی تحولات متعدد و پیامدهای آنها هستند.
جنگ در اوکراین در پنجمین سال خود قرار دارد. از زمان حملات آمریکا و اسرائیل به ایران در ماه فوریه، تنگه هرمز بیش از شش ماه است که بر روی تردد عادی کشتی ها بسته شده است. در نتیجه، قیمت نفت برنت که در ماه مارس به 126 دلار رسید، به بالای 100 دلار بازگشت. دو ابرقدرت - چین و ایالات متحده - فعالانه در حال کار برای حفظ برتری خود در انرژی، نیمه هادی ها، قدرت محاسباتی و مواد معدنی حیاتی هستند که زیربنای هوش مصنوعی و عصر صنعتی بعدی خواهد بود.
زنجیرههای تامین، که در گذشته جهانی بودهاند، اکنون برای تطبیق با قرار گرفتن در معرض سیاسی تغییر مسیر دادهاند. کنترلها و تعرفههای صادراتی در حال اعمال و تسلیحاتی هستند. سیستم های پرداخت در حال تقسیم شدن هستند علاوه بر این، بودجه دفاعی در حال رشد است. در چنین دنیایی، هند، کشوری با 1.4 میلیارد جمعیت، نمی تواند به سادگی اردوگاهی را برای همسویی انتخاب کند. در عوض، با مراکز مختلف قدرت کار میکند بدون اینکه اجازه دهد یک رابطه یا گروهبندی تمام انتخابهای استراتژیک و اقتصادی آن را تعیین کند. این همان چیزی است که مقامات هندی از چندطرفه شدن منظور می کنند. و چه سالی از چند صف بندی بوده است.
هند توافقنامه تجارت آزاد با اتحادیه اروپا منعقد کرد و در همان هفته یک مشارکت امنیتی و دفاعی را امضا کرد. اندکی پس از آن، دهلی میزبان اجلاس تاثیر هوش مصنوعی بود و با دونالد ترامپ، رئیس جمهور ایالات متحده، آتش بس تعرفه ای منعقد کرد، بدون اینکه اجازه دهد روابط استراتژیک بزرگتر با ایالات متحده را خدشه دار کند. نیروی دریایی هند تانکرها را از طریق تنگه هرمز اسکورت کرده است.
این کشور یک قرارداد تجاری امضا شده با بریتانیا دارد، به طور رسمی با عمان یک توافقنامه مشارکت اقتصادی جامع امضا کرده است، و از جمله موارد دیگر، یک توافقنامه تجارت آزاد برجسته با نیوزلند امضا کرده است. اکنون، هند نیز کرسی بریکس را در اختیار دارد. به نظر می رسد که هر کدام یک محافظ فعال در برابر انواع مختلف شکست هستند. با این حال، هیچ یک از این اقدامات نشانه همسویی نیست. هند به دنبال انتخاب بین غرب و بقیه نیست. تلاش می کند فضای استراتژیک برای خود ایجاد کند.
هند شاید به دنبال استفاده از نشست بریکس برای نزدیکتر کردن همه اعضا نبوده است، بلکه به دنبال شناسایی موضوعاتی بوده است که در آن زمینه مشترک کافی برای حفظ همه اعضا و ایجاد اجماع وجود دارد. هنگام مطالعه بیانیه بریکس دهلی نو، موارد زیادی ذکر می شود، اما برخی از موضوعات مهم نامی برده نمی شود. در این بیانیه به تنگه هرمز اشاره ای نشده است. این به طور خاص از ایران - به جز در تکرار درخواست آن برای الحاق به WTO - یا ایالات متحده نام نمی برد. نامی از اوکراین یا دلار آمریکا نمیبرد.
به نظر میرسد حتی بزرگترین اختلال در عرضه انرژی جهان تنها به عنوان «تداوم تشدید تنشها در خاورمیانه/غرب آسیا» است که باید با «حداکثر محدودیت» مقابله شود. این گروه با امید به "جریان هموار تجارت جهانی، زنجیره تامین و انرژی" ادامه می یابد. این عبارت عبارت "یادآوری مواضع ملی مربوطه خود" است. این یک زبان دیپلماتیک برای گفتن این است که اعضا نتوانستند توافق کنند و در عوض درباره اختلافات خود نوشتند. هند، به عنوان رئیس، به نظر می رسد که بر روی اختلافات اعضا و دیدگاه های مختلف کار کرده است.
احتمالا کشورهایی مانند ایران یا روسیه برای بیان سختتر و محکوم کردن اقدام آمریکا در ایران فشار آوردهاند. عربستان سعودی و امارات ممکن است نظر متفاوتی داشته باشند، زیرا تابستان را صرف رهگیری پهپادهای ایرانی کرده اند. در همین حال، کشور میزبان در حال مذاکره با واشنگتن است و خواهان یک پاراگراف ظریف و بی طرف بود. تعرفه ها فقط در یک پاراگراف ذکر شده بود و موضوعات تیتر اولی قبلی مانند ارز بریکس اساسا در جایی وجود ندارد. به نظر می رسد گسترش بیشتر گروه بندی نیز در حال حاضر از روی میز خارج شده است.
بنابراین منصفانه است که فرض کنیم ریاست بریکس هند کمتر به دنبال تبدیل این گروه به یک جبهه سیاسی بود و بیشتر به دنبال یافتن حوزه های محدود اما پیچیده اجماع بود که می توانست اعضای عمیقا متنوع را در کنار هم نگه دارد. سپس شی جین پینگ بود که هفت سال است به هند نرفته است. از زمان درگیریهای مرزی 2020 که با نبردهای خونین در دره گالوان برجسته شد، هند چین را به عنوان یک چالش وجودی برای امنیت ملی خود میدید و این رابطه بدتر شد.
دیدار مودی با شی سال گذشته در تیانجین در اجلاس سران سازمان همکاری شانگهای (SCO) و سفر دومی به دهلی نو در سال جاری منجر به زمزمه هایی در مورد گرم شدن راهبردی بین کشورها شده است که عمدتا در پی سیاست های غیرقابل پیش بینی دولت ترامپ 2.0 است. اما حدود 50000 سرباز در دو طرف مرز مورد مناقشه خود باقی می مانند و در سراسر خط کنترل واقعی روبروی یکدیگر قرار دارند. در طول درگیری سال گذشته هند و پاکستان، حمایت چین از پاکستان بسیار مهم بود.
در دهلی نو، این به عنوان تبانی و حمایت نظامی قوی از همسایه این کشور تلقی می شود. بنابراین هند با چین صحبت می کند نه به این دلیل که تصمیم گرفته است رقابت به طور ناگهانی پایان یافته است، بلکه به این دلیل که تصمیم گرفته است رقابت را به عنوان ویژگی داخلی روابط دوجانبه تلقی کند. رقابت دائمی به مکانیسم هایی نیاز دارد - به ویژه با توجه به وسعت چین، مرز 3488 کیلومتری با هند، وزن و نقش استراتژیک آن در جهان چند قطبی و آسیب پذیری های اقتصادی که دهلی نو با آن مواجه است.
مودی سال گذشته در تیانجین به شی جینپینگ گفت که روابط آنها "نباید از دریچه کشور ثالث دیده شود." این را می توان به عنوان سرزنش پکن درک کرد که روابط هند با واشنگتن را مهار می کند. اما در مورد پایتخت های غربی که روابط هند با پکن (یا بریکس) را به عنوان شواهدی مبنی بر پیوستن هند به بلوک چین و روسیه تفسیر می کنند، با قدرت یکسان اعمال می شود. پیام دهلی نو نسبتا ثابت است: تعامل، همسویی نیست، و مدیریت رقابت با پایان دادن به آن یکسان نیست.
در همین حال، روابط هند و اروپا نه تنها به دلیل توافقنامه تجارت آزاد تجاری و سایر چارچوبها که اخیرا از نظر سیاسی منعقد شده است، قوی است، بلکه به این دلیل است که هر دو طرف اکنون فعالانه در حال ایجاد اعتماد استراتژیک هستند. از نظر اقتصادی، هند یک بازار جایگزین نیست، بلکه پوششی در برابر شکنندگی ژئوپلیتیکی است که باعث بحران اقتصادی اروپا میشود و به شدت در بحثهای اروپایی «چین+1» حضور دارد.
هر دست دادن بین تصمیم گیرندگان روسی، هندی و چینی بحثی را در پایتخت های اروپایی برمی انگیزد که هند به کدام «اردوگاه» تعلق دارد – غرب یا یک جبهه ضد غرب؟ این باعث ترس از دست دادن روابط جدید و مستحکم با یکی از تعیین کننده ترین بازیگران در نظم جهانی در حال تغییر می شود. با این حال، این ترسها بیش از حد دوتایی هستند و بر اساس یک سوء تفاهم محدود از آنچه هند را در وهله اول به یک شریک ارزشمند تبدیل میکند. برای اروپا، هند اساسا یک پرچین در برابر یک سیستم اتحاد شکننده است، نظمی که در حال فروپاشی است و اقتصاد جهانی شده به طور فزاینده ای کمتر می شود.
اما چنین پوششی تنها در صورتی می تواند کار کند که شریک مربوطه خودش پوشش ریسک داشته باشد. هندی را تصور کنید که اردوگاهی را انتخاب کرده بود: هندی بسیار کوچکتر بدون انرژی روسیه، سرمایه خلیج فارس، ارتباطات جهانی جنوب آن، و توانایی ایجاد تعادل بین روسیه و چین در یک گروه خواهد بود. هندی که اروپا در آن سرمایهگذاری میکند، طبق تعریف، هندی است که تمام کارهای فوق را انجام میدهد – کشوری که رهبران آن دست دادن را انجام میدهند.
اعتماد استراتژیک که هر دو طرف به شدت در آن سرمایهگذاری میکنند به این معناست که شریک را همانطور که هست ببینیم: واقع بین بودن در مورد تواناییها، محدودیتها، الزامات و مبادلات آن. هند خود را با کسی همسو نخواهد کرد و این لزوما برای اروپا چیز خوبی نخواهد بود. هند خواهان یک صندلی برای 1.4 میلیارد جمعیت خود و سهمی در نظم جهانی است که در حال حاضر بازنویسی می شود. اروپا می خواهد که هند این صندلی را داشته باشد. اما همچنین خواهان یک هند قدرتمند است که در اتاق هایی بنشیند که بروکسل خودش نمی تواند به آن دسترسی داشته باشد. این در نهایت ارزش اتحاد چندگانه هند برای اروپا است.
یک هند قوی تر با روابط در سراسر واشنگتن، مسکو، پکن، خلیج فارس و جنوب جهانی مخالف منافع اروپا نیست، بلکه چیزی است که هند را به عنوان یک شریک استراتژیک در دنیایی که به طور فزاینده ای از هم پاشیده است مفید است. این نشست سران بریکس 2026 بود: یک مجمع، نه یک جبهه. برای اروپا، هند شریکی است که ارزش داشتن را دارد، دقیقا به این دلیل که حاضر نیست خود را با کسی هماهنگ کند.
متن اصلی (انگلیسی)
BRICS 2026: A Forum, Not a Front
Xi and Putin in Delhi made the headlines. The declaration tells the real story of India's multi-alignment and why Europe should welcome it.