پرش به محتوای اصلی

آیا هوش مصنوعی به معافیت ضد تراست نیاز دارد تا همه را نکشد؟؟؟؟

دِ ورج۱۴۰۵ شهریور ۲۸, شنبه، ساعت ۱۷:۳۰حدود 17 دقیقه مطالعه

امروز در Decoder، ما اولین مجموعه دو قسمتی را در مورد آینده کسب و کار داریم، و من با جاناتان کانتر، رئیس سابق ضد انحصار وزارت دادگستری ایالات متحده در دولت بایدن صحبت می کنم. این روزها، او هم استاد حقوق در WashU و هم استاد سیاست فناوری در Carnegie Mellon است. بزرگترین داستان در فناوری در حال حاضر بحث های مارپیچ در مورد ایمنی و مقررات هوش مصنوعی است.…

امروز در Decoder، ما اولین مجموعه دو قسمتی را در مورد آینده کسب و کار داریم، و من با جاناتان کانتر، رئیس سابق ضد انحصار وزارت دادگستری ایالات متحده در دولت بایدن صحبت می کنم. این روزها، او هم استاد حقوق در WashU و هم استاد سیاست فناوری در Carnegie Mellon است.

بزرگترین داستان در زمینه فناوری در حال حاضر بحث مارپیچ در مورد ایمنی و مقررات هوش مصنوعی است. محققان در آزمایشگاه‌های بزرگ هوش مصنوعی از جمله Anthropic و Google DeepMind با روش‌های پر سر و صدا کنار رفته‌اند و می‌گویند این مدل‌ها تهدیدات واقعی هستند و ایمنی در سراسر صنعت جدی گرفته نمی‌شود. سایر محققان گفته‌اند که احتمال مرگ همه ما توسط هوش مصنوعی بیش از 10 درصد است و مدیران عامل همه این شرکت‌ها فراخوان‌های مختلفی را برای کاهش سرعت توسعه و توسعه مقررات، از جمله درخواست معافیت‌های ضدانحصاری صادر کرده‌اند تا همه آنها بتوانند در مورد مسائل ایمنی هماهنگ شوند.

این ایده‌های زیادی است، و من به ویژه در مورد قطعه ضد انحصار کنجکاو هستم، که منجر به اتهاماتی مبنی بر اینکه این شرکت‌ها به دنبال دستگیری نظارتی، تلاش برای تشکیل یک کارتل و حتی یافتن راهی برای خروج از فشار سرمایه‌گذاران قبل از عرضه اولیه سهام خود هستند، شده است.

مشترکین همگام، فراموش نکنید که از هر کجا که پادکست‌های خود را دریافت می‌کنید، به رمزگشای بدون آگهی دسترسی انحصاری دارید. به اینجا سر بزن مشترک نیستید؟ می توانید در اینجا ثبت نام کنید.

بنابراین برای درک همه چیز، با جاناتان کانتر تماس گرفتم.

جاناتان در طول دورانی که رئیس ضدانحصار بود، پرونده‌های ضدانحصاری بزرگی را علیه گوگل، اپل و Ticketmaster مطرح کرد و همراه با لینا خان، منجر به راه‌اندازی کامل سیاست ضدتراست آمریکا شد. همانطور که می‌شنوید او می‌گوید، او در این پرونده‌ها علیه Google و Ticketmaster پیروز شد، و این پرونده علیه اپل هنوز در وزارت دادگستری ترامپ زنده است و بسیاری را شگفت‌زده کرده است.

این راه‌اندازی مجدد همچنین منجر به ایجاد برخی اتحادهای شگفت‌انگیز در بحث هوش مصنوعی شده است - دیوید ساکس، لیبرتار و تزار سابق هوش مصنوعی ترامپ، به طور تأییدی در توئیت مجدد لینا خان گفته است که نیازی به معافیت ضد تراست وجود ندارد.

همه اینها زیاد است، و می شنوید که جاناتان و من واقعا متوجه این موضوع می شویم که چگونه همه این مقررات ممکن است کار کند، و چگونه ممکن است با قانون ضد انحصار، سیاست رقابت، و روابط ما با چین تعامل داشته باشد.

خوب: جاناتان کانتر، رئیس سابق ضد انحصار وزارت دادگستری، در مورد ایمنی و مقررات هوش مصنوعی. در اینجا ما می رویم.

این مصاحبه برای طولانی بودن و وضوح کمی ویرایش شده است.

جاناتان کانتر، شما رئیس سابق بخش ضدانحصار وزارت دادگستری در دولت بایدن و استاد حقوق فعلی در WashU و استاد سیاست فناوری در Carnegie Mellon هستید. به رمزگشا خوش آمدید.

همیشه خوشحالم که برگشتم

این عالی است. شما اکنون یک شهروند خصوصی هستید. شما مجبور نیستید پاسخ سیاستمداران را به من بدهید.

هر چی دلم میخواد بگم من خیلی احساس آزادی می کنم.

من در این مورد بسیار هیجان زده هستم.

من هم قصد دارم

من یک میلیون سوال در مورد وضعیت مقررات هوش مصنوعی در آمریکا در حال حاضر دارم. ایده‌های زیادی در مورد اینکه چگونه باید یا نباید این شرکت‌ها را تنظیم کنیم وجود دارد.

دولت ترامپ وجود دارد که به نظر می رسد موضعش «نه» است، که بسیار جذاب است. به ندرت می‌بینید که دولت فدرال از مشارکت خودداری می‌کند، همانطور که به نظر می‌رسد دولت ترامپ از مشارکت خودداری می‌کند. و سپس یک ستون فقرات باورنکردنی از نگرانی ضد انحصار در تمام این موارد شناور است.

آیا این شرکت ها سعی در تشکیل کارتل دارند؟ آیا آنها آگاه هستند که شاید عرضه‌های اولیه سهام آنها آنطور که می‌خواهند پیش نمی‌رود، بنابراین به دنبال جذب نظارتی به روشی خوب یا بد هستند؟ آیا آنها در تلاشند تا رقابت ارزان‌تر را از مدل‌های وزن باز چینی منع کنند؟

همین الان احساس خود را از وضعیت چیزها به من بدهید، و سپس می‌خواهم با شما به جزئیات آن بپردازم.

وضعیت جهان در حال حاضر مانند این است که ما ماشین‌ها و کامیون‌ها را اختراع کرده‌ایم، اما هیچ خطی در جاده‌ها، چراغ‌های راهنمایی و رانندگی، علائم توقف و محدودیت سرعت نداریم. ما این فناوری فوق‌العاده قدرتمند را اختراع کرده‌ایم که نحوه زندگی ما، نحوه انجام تجارت، نحوه معاشرت، نحوه جستجو، تولید و مصرف اطلاعات را تغییر می‌دهد. ما به قوانین اساسی جاده نیاز داریم. من از دو جهت به آن فکر می کنم. کارهایی که شرکت ها باید انجام دهند چیست؟ و کارهایی که دولت باید انجام دهد چیست؟ در هر دو طرف مسئولیت هایی وجود دارد. من خوشحالم که در هر دو فرو رفتن.

بیایید با این ایده شروع کنیم که درخواست مقررات لزوما یک کارتل را تشکیل می دهد. همه شرکت‌های بزرگ هوش مصنوعی – OpenAI، Anthropic، Google DeepMind، حتی ایلان ماسک – لزوما یکدیگر را دوست ندارند. اینها افرادی هستند که لزوما یکدیگر را دوست ندارند. آنها در کنسرت می گویند که باید سرعت خود را کم کنند. عبارتی که داریو آمودی از آنتروپیک از آن استفاده می‌کند، این است که «سرعت را در پیش گرفته است».

برداشت من از این موضوع این است که آنها به سادگی به یکدیگر اعتماد ندارند، در دوراهی زندانی هستند و به یک نیروی خارجی، به احتمال زیاد دولت، نیاز دارند تا نوعی چارچوب سیاستی را در مورد آنها اعمال کند که آنها باید با آن موافقت کنند. آیا این خواندن منصفانه از اصول اولیه اینجاست؟

نوعی اجازه دهید تفسیر خود را از سخاوتمندانه ترین تا بدبینانه ترین آنها به شما ارائه دهم، که هیچ کدام از آنها، TL;DR، نباید منجر به هرگونه معافیت ضد انحصار شود.

سخاوتمندانه ترین تفسیر این است که آنها از سرعت نوآوری می ترسند و فقدان مقررات به این معنی است که آنها هیچ خطی را در جاده نمی بینند. آنها نمی دانند کجا رانندگی کنند و نگران هستند که از جاده خارج شوند یا با شخص دیگری برخورد کنند. آنها از دولت التماس می کنند که وارد عمل شود و کاری انجام دهد. احتمالا مقدار کمی از حقیقت در آن وجود دارد. من معتقدم که آنها معتقدند که می تواند بشریت را نابود کند. من مطمئن نیستم که آن سناریوی روز قیامت درست باشد، اما معتقدم که آنها این را باور دارند. این نسخه سخاوتمندانه تر است.

نسخه بدبینانه تر این است که آنها پول زیادی خرج می کنند، پول نقد دارند و نمی توانند این را حفظ کنند، اما اگر عقب نشینی کنند، بر ارزش گذاری آنها به عنوان بخشی از IPO تأثیر می گذارد. بنابراین آنها دوست دارند کسی به همه آنها اجازه دهد که از خرج کردن این همه پول دست بردارند و سرعت نوآوری را کاهش دهند تا مجبور نباشند آنقدر رقابت کنند تا بتوانند اقتصاد خود را قبل از عرضه عمومی مشخص کنند.

آیا توافق بین تمام بازیکنان برتر در زمینه ای مانند این به طور خودکار یک کارتل را تشکیل می دهد؟ در آن جنبه بدبینانه این تفسیر، بسیاری از موارد وجود دارد، "شما فقط می خواهید دستگیری نظارتی داشته باشید. شما می خواهید یک کارتل بسازید. شما می خواهید رقابت را منع کنید."

این مطمئنا خطری از این نوع ترتیبات است. بیایید آنچه را که لازم است و آنچه نیست را مرور کنیم.

بگذارید خیلی واضح بگویم، این شرکت ها برای ارائه محصولات ایمن و مطمئن به جامعه نیازی به هماهنگی ندارند. به این فکر کنید: بوئینگ و ایرباس را تصور کنید. بوئینگ از افتادن درها از هواپیما می ترسد. این تقصیر ایرباس نبود و آنها نیازی به کاهش سرعت نوآوری با ایرباس برای جلوگیری از پرواز آن درها از هواپیما نداشتند. آنها باید دریابند که چگونه هواپیماهایی بسازند که ایمن تر باشند. اگر ماشین‌هایی می‌سازید که در حین رانندگی منفجر می‌شوند، تقصیر شرکت خودروسازی دیگر نیست و نیازی نیست دور هم جمع شوید و بفهمید که چگونه این مشکلات را حل کنید.

شما باید بفهمید که چه چیزی در فرآیند تولید شما اشتباه بوده است. اگر محصولاتی بسازید که عوامل هوش مصنوعی ایجاد کنند که به فناوری دیگران نفوذ کند و فناوری دیگران را هک کند، به نظر من تفاوتی با این ندارد که یک کارمند برود این کار را انجام دهد.

شما مسئولیت ساخت محصولات ایمن و ایمن را دارید و شرکت ها باید در زمانی که نمایندگان آنها دیجیتالی و باینری هستند یا اینکه آن عامل ها هوش مصنوعی هستند یا اینکه آن نمایندگان انسان هستند، مسئول هستند. اگر آنها شروع به انجام کارهای بد کنند، شرکتی که آنها را استخدام می کند می تواند و باید مسئول باشد. اینها قوانین اساسی جاده هستند. مناطقی وجود دارد که در آنها همکاری قانونی در زمینه ایمنی و امنیت وجود دارد.

به عنوان مثال، داشتن یک خانه تسویه حساب برای به اشتراک گذاری صحیح تهدیدها، ربات های مخرب یا چیزهای دیگر که می توانید برای آنها یک مخزن ایجاد کنید تا همه بتوانند محصولات ایمن تری بسازند. اینها انواع همکاری هایی است که در صنایع دیگر اتفاق می افتد و شما نیازی به معافیت ضد تراست ندارید زیرا قوانین ضد انحصار چنین کاری را ممنوع نمی کند. اگر دو شرکت بگویند: «ما خیلی سخت با هم رقابت می کنیم و باید سرعت خود را کاهش دهیم»، بله، این می تواند قوانین ضد انحصار را دخیل کند، اما این کاری نیست که ما در اینجا انجام دهیم.

ما باید نوآور باشیم، اما شرکت‌ها باید مسئولیت تولید محصولات ایمن و ایمن را داشته باشند و دولت باید مسئول ایجاد خطوطی در جاده باشد که می‌گوید: "اگر محصول ایمن و مطمئن نسازید، عواقب آن این است. اگر محصول ایمن و مطمئن نسازید، مسئولیت به این صورت است. بازار.”

من می خواهم به طور خاص به زندان ربات بپردازم. در میزان فشاری که ما بر آنچه شبیه قانون مسئولیت محصول است وارد می کنیم. چیزی وجود دارد که می‌خواهم درباره آن به طور خاص صحبت کنم، اما همسرم وکیل است. به او گفتم امروز صبح دارم با شما صحبت می‌کنم و سعی کردم توضیح بدهم که اینجا خط‌هایی وجود دارد و او فقط به من نگاه کرد و گفت: "این فقط یک کابوس فرضی دانشکده حقوق است." آنچه شما توضیح می دهید این است: "آیا قانون شکنجه یک چارچوب نظارتی برای این شرکت ها ایجاد می کند؟" و جایی در آنجا این است: "اگر نماینده من برود و شما را هک کند، دستور من این است که Anthropic یک

تقصیر آیا قرار است نوعی مسئولیت گذرا ایجاد کنیم؟ آیا قبلا این اتفاق افتاده است یا نه؟ آیا ما به قانون یا قانون توضیحی دیگری نیاز داریم؟» نظر شما در این مورد چیست؟ اگر به عامل متا میوزم دستور بدهم که به شما حمله کند و این کار را انجام دهد، آیا این تقصیر متا است؟

هر دو/و. شرکت ها افراد را استخدام می کنند و آنها فناوری می سازند. وقتی آن افراد و آن فناوری‌ها کارهای مشکل‌ساز انجام می‌دهند، از جمله سرقت یا نفوذ به دارایی شخص دیگری از طرف کارفرما، مسئولیتی وجود دارد و می‌تواند مسئولیت محصولات باشد، اما می‌تواند بیشتر از مسئولیت محصولات باشد. شما فقط افرادی هستید که کارهای بد انجام می دهند یا شرکت هایی که فناوری هایی را ایجاد می کنند که کارهای بد انجام می دهند. و چارچوب مسئولیت محصولات در واقع اخیرا در پرونده متا برای فیس بوک و اینستاگرام و ایمنی و امنیت کودکان و سلامت روان کار می کند.

صبر کن صبر کن این واقعا برای من جذاب است. این چیزی است که من واقعا علاقه مند به صحبت در مورد آن هستم، زیرا یک دهه طول کشید تا کار کند.

مشکل همینه! اینجاست که دولت باید وارد عمل شود. امروزه شرکت ها موظف به ساخت محصولات ایمن و مطمئن هستند و سرعت نوآوری بهانه ای برای انجام ندادن آن نیست. بیایید در مورد آن بسیار شفاف باشیم. در عین حال، ما ماشین‌ها و کامیون‌ها و قطارها را اختراع کرده‌ایم و گذرگاه نداریم، چراغ نداریم، خطی در جاده نداریم. کنگره تقریبا قادر به انجام هیچ کاری نیست. در حالی که این شرکت های فناوری در آنجا هستند و می گویند که خواهان مقررات هستند، آنها به طور فعال علیه آن لابی می کنند و برای مدت بسیار طولانی است.

همه چیز یک آشفتگی کامل است و این نشانه سیستم ما است، که یک آشفتگی کامل است. و صادقانه بگویم، اگر کارشناس علوم سیاسی در من این را به مواردی مانند جست و خیز و Citizens United که روند ما از کنترل خارج شده است، ردیابی کند و کنگره، که باید وظیفه اصلی خود را برای قرار دادن استانداردها و مسئولیت های ایمنی اولیه انجام دهد، این کار را انجام نداده است.

همانطور که گفته شد، عدم اقدام کنگره بهانه ای برای ارائه محصولات خطرناک نیست. اگر فکر می‌کنید محصول شما انسانیت را نابود می‌کند، آن را نسازید. اگر فکر می‌کنید که محصول شما قرار است به چیزهای دیگری نفوذ کند، به تابلوی طراحی برگردید و نحوه ساخت آن را به روشی امن‌تر بیابید.

حدس بزنید چی؟ این نوآوری است اینها مشکلات نوآوری هستند، نه فقط مشکلات نظارتی. ما باید کار بهتری انجام دهیم و شرکت های خود را تشویق کنیم تا محصولات ایمن تر و ایمن تر بسازند. وقتی آنها این کار را انجام دهند، آن محصولات عملکرد بهتری خواهند داشت و ما شاهد نوآوری بهتری خواهیم بود. در حال حاضر، نوآوری نامتقارن است زیرا بدون توجه مناسب به ایمنی و امنیت انجام می شود، درست همانطور که در رسانه های اجتماعی دیدیم. در نتیجه، اکنون ما محصولاتی داریم که واقعا خوب هستند و در برقراری ارتباط افراد واقعا مؤثر هستند، اما در مورد اعتیاد دوران کودکی و سلامت روان واقعا بد هستند.

شاید ما باید درس خود را بیاموزیم و مردم را تشویق کنیم تا محصولات ایمن تر و ایمن تر را از همان ابتدا، در آغاز این فناوری بسازند.

اجازه دهید مقایسه را با مقررات رسانه های اجتماعی کمی دقیق تر انجام دهم. ما فقط پرونده بزرگ متا را داشتیم. که یک مورد مسئولیت محصولات است. محصولات آنها به گونه ای طراحی شده بود که باعث آسیب به نوجوانان می شد. متا این قضیه را حل و فصل کرد زیرا فکر می کنم مارک زاکربرگ ترجیح می دهد هوش مصنوعی بسازد تا اینکه به تعدیل فیس بوک اهمیت دهد.

اما آنها یکی را به هیئت منصفه باختند.

آن‌ها معمولا یکی را به هیئت منصفه می‌بازند، و این پرونده خوب پیش نمی‌رفت، اما اساسا به نتیجه رسیدند. منصرف شدند. این دیدگاه وجود دارد که اگر آنها مبارزه می کردند و درخواست تجدید نظر می کردند، بر اساس برخی از اصلاحیه های اولیه پیروز می شدند، که ممکن است پرونده مسئولیت محصول آنقدر قوی نبود که همه ما فکر می کردیم. و دلیل دیگری که می گویم این است که متا به تنظیم کننده تسلیم شد و وضعیت آنها در پایان یک تسویه حساب بود. آنها تسلیم شدند و برخی مقررات را پذیرفتند.

زمان زیادی طول کشید تا نسخه مسئولیت محصولات این شرکتی مانند متا را وادار کند تا برخی مقررات را واگذار کند، برخی از کنترل‌ها را واگذار کند.

برای اینکه شرکتی مانند متا برخی مقررات را واگذار کند، برخی از کنترل ها را واگذار کند. اگر امروز می گوییم، "OpenAI، احتمالا شما مسئول کارهایی هستید که ChatGPT انجام می دهد. Anthropic، احتمالا شما مسئول کارهایی هستید که کلود انجام می دهد."

بله. این وظیفه کنگره است که شفاف سازی قانون است. اما من فکر می کنم که محیط امروزی به طرز محسوسی با محیط 15 تا 20 سال پیش متفاوت است. 15 تا 20 سال پیش، ما بخش 230 را داشتیم که در واقع مقادیر زیادی مصونیت را به شرکت های آنلاین اعطا کرد، که در واقع شکایت از آنها را دشوارتر می کرد و به آنها انعطاف بیشتری برای نوآوری بدون توجه به عواقب آن می داد. ما - و این امر جناحی نیست زیرا می تواند به دولت اوباما برگردد - بسیار دور از ذهن، "اوه خدای من، اقتصاد ما به این شرکت های فوق العاده از سیلیکون ولی بستگی دارد.

اجازه دهید آنها هر کاری می خواهند انجام دهند و اساسا به آنها اجازه دهیم در کاخ سفید و کنگره اردو بزنند و به ما بگویند چگونه قوانین خود را بنویسیم یا ننویسیم.»

نتایج آن هر گونه اعتمادی را که عموم مردم به این شرکت های فناوری دارند از بین برده یا از بین برده است. یکی از دلایلی که اکنون این گفتگو را خیلی زودتر انجام می دهیم این است که مردم می گویند: "یک بار مرا گول بزن، شرم بر تو. دوبار مرا گول بزن، شرم بر من." خبر خوب این است که آگاهی عمومی و قدردانی بیشتری نسبت به مشکلات و تمایل به انجام کاری معنادار وجود دارد. مشکل این است که ما در کنگره یک سیستم داریم به دلیل مواردی مانند Citizens United، به دلیل چیزهایی مانند جعلی که دارای دولتی است که پاسخگوی نیازهای مردم نیست.

این بن‌بستی است که همه ما با آن روبرو هستیم. در این میان باید به چیزهایی مانند مسئولیت محصولات یا موارد دیگر تکیه کنیم تا به ما کمک کنند تا ظاهری از ساختار داشته باشیم.

اما قطعه دیگر ایالات است. ایالت ها در واقع کار بهتری نسبت به دولت فدرال انجام داده اند. می‌توانید شش ماه یا یک سال به عقب برگردید، و ما افرادی را در کنگره داشتیم، بدون اینکه هیچ قاعده مثبتی را تحمیل کنیم، که می‌گفتند ما باید یک تعلیق 10 ساله برای توانایی ایالت‌ها برای اعمال قوانین و مقررات خود در زمانی که کنگره از خود راه‌حل‌های مثبتی نداشت، قرار دهیم. بنابراین، امیدواریم که آن لحظه گذشته باشد و مردم می‌گویند - و شرکت‌ها می‌گویند - "بیایید بنشینیم و چیز معقولی پیدا کنیم."

داده‌های نظرسنجی واضح است که مردم آمریکا به این شرکت‌ها اعتماد ندارند، این محصولات را دوست ندارند و از عواقب بعدی هراس دارند، حتی اگر این عواقب در دراز مدت مبهم باشد. آنها در کوتاه مدت چندان مبهم به نظر نمی رسند.

درسته برخی از این موارد این است که شرکت ها در پیام رسانی کار وحشتناکی انجام داده اند. آنها عملا گفته اند، "ما همه مشاغل شما را نابود می کنیم و به طور بالقوه بشریت را نابود می کنیم، اما ما برای یک ارزش گذاری گسترده به عرضه اولیه عمومی می رویم و می خواهیم در جوامع محلی شما با مراکز داده اردوگاهی راه اندازی کنیم، که اتفاقا مردم را استخدام نمی کنند و هزینه قدرت را بالا نمی برند. اما اشکالی ندارد. چین."

من می خواهم در یک ثانیه به چین بیایم، زیرا این یک قطعه بسیار مهم دیگر از پازل است. اما شما در اینجا به گروهی از شخصیت ها اشاره کردید، به اوباما اشاره کردید. در درون این بحث یک تجدید نظر سیاسی وجود دارد که به نظر من گیج کننده است. دیوید ساکس، که پادشاه هوش مصنوعی ترامپ بود، همتای سابق شما در FTC، لینا خان، بازتوییت می کند و می گوید: "قوانین ضد انحصار موجود خوب هستند. شما نیازی به معافیت ندارید. قوانین موجود" - همانطور که می گویید - "شما را تحت پوشش قرار می دهد. آنها این کار را می کنند تا بتوانید در مورد مسائل امنیتی هماهنگ کنید و شما مسئول کارهایی هستید که انجام می دهید.

و اگر می خواهی متوقف شوی، بس کن.» این یک نوع همسویی سیاسی کاملا تکان دهنده برای من است.

فکر می کنید از کجا می آید؟

در واقع، این یک تنظیم مجدد است. با بازگشت به ترامپ 1، شروع به دیدن نوع انتهای نعل اسبی کردیم که در آن افراد چپ، راست و مرکز همه نگران قدرت فناوری بزرگ بودند. وقتی افرادی مانند لینا و من روی کار آمدیم، صراحتا از حمایت عمومی زیادی برخوردار بودیم که در اجرای قانون علیه فناوری های بزرگ تهاجمی عمل کنیم. سپس واکنش اجتناب ناپذیری به وجود آمد و دولت ترامپ در تجسم دوم بسیار دوستانه‌تر با آن شرکت‌ها بود تا شرکت‌های اول، و سپس دوباره دنج شد.

حالا من فکر می کنم که ما یک بار دیگر شاهد این شکست هستیم.

اما اگر بخواهم روزی را برای شما توصیف کنم که در آن دیوید ساکس با تایید لینا خان را بازتوییت می کند، در حالی که جو وایزنتال، ستون نویس بلومبرگ می گوید: «همه این افراد فقط می گویند که لینا خان در مورد قدرت کارتل ها درست می گفت.» و ساعاتی بعد، برنی سندرز و استیو بنن در حال اشتراک‌گذاری مرحله‌ای در DC هستند که خواستار توقف کامل توسعه هوش مصنوعی هستند. این شبیه چیزی نیست که قبلا دیده ایم.

نه، نه. هرچند باز هم این را خواهم گفت. وقتی به کنگره رفتم، سناتور مایک لی و چاک گراسلی و جاش هاولی و مت گاتز از من حمایت کردند که آیا از برنده شدن در یکی از جلسات نظارتم خسته شده‌ام. و سپس من یک دسته دموکرات داشتم که بسیاری از آنها از من حمایت کردند، برخی از آنها بسیار به شرکت های بزرگ فناوری پایبند بودند که از من انتقاد می کردند. مدتی است که این نشانه‌ها از این چیزها در سراسر نقشه وجود دارد.

مبارزه بین فناوری کوچک و فناوری بزرگ - این بخشی است که من فکر می کنم بسیاری از مردم از بیرون آن را نمی بینند، اما بزرگترین مخالفان شرکت های بزرگ فناوری، سایر شرکت های فناوری هستند.

من در زمان حضورم در اتاق بازرگانی سخنرانی کردم و یک جعبه کامل سبیل و عینک تقلبی آوردم. و من گفتم: "من اینجا هستم تا از شما تشکر کنم زیرا همه اعضای شما وارد می شوند و به ما کمک می کنند تا چگونه پرونده هایمان را بیاوریم. و من می دانم که شما از این موضوع خوشتان نمی آید.

بنابراین در اینجا تعدادی لباس مبدل وجود دارد، می توانید دفعه بعد که وارد می شوید آنها را بپوشید. اما حقیقت موضوع این است که بیشتر مردم از انحصارگر متنفرند، مگر اینکه شما انحصارگر باشید و شرکت‌ها فرصتی را بخواهند که بر اساس شایستگی‌ها رقابت کنند و بر اساس شایستگی‌های نوآوری‌ها و زیرکی کسب‌وکارشان برنده یا شکست بخورند.

خواندن متن کامل در دِ ورجبه زبان اصلی، در سایت ناشر باز می‌شود
متن اصلی (انگلیسی)

Does AI need an antitrust exemption so it doesn’t kill everyone????

Today on Decoder, we’ve got the first of a two-part series on the future of business, and I’m talking with Jonathan Kanter, the former antitrust chief for the US Department of Justice in the Biden administration. These days, he’s both a professor of law at WashU and professor of technology policy at Carnegie Mellon. The biggest story in tech right now is the spiraling debate about AI safety and regulation.…

همه‌ی اخبار فناوری