حملات ترامپ به رسانه ها خود باخته است
دونالد ترامپ ریاست یک ریاست جمهوری ناموفق را بر عهده دارد و رسانه های خبری را مورد حمله قرار می دهد – اخیرا با ممنوعیت CNN، Politico و MS NOW از کاخ سفید. ممکن است به نظر ارتباطی بین این دو چیز وجود داشته باشد، اما رابطه علت و معلولی این نیست که ترامپ در حال تنبیه مطبوعات به دلیل شکست است. بلکه برعکس است ناتوانی او در حکومت تا حدی نتیجه نفرت او از رسانه های خبری است.…
دونالد ترامپ ریاست جمهوری شکست خورده ای را بر عهده دارد و رسانه های خبری را مورد حمله قرار می دهد – اخیرا با ممنوعیت CNN، Politico و MS NOW از کاخ سفید. ممکن است به نظر ارتباطی بین این دو چیز وجود داشته باشد، اما رابطه علت و معلولی این نیست که ترامپ در حال تنبیه مطبوعات به دلیل شکست است. بلکه برعکس است ناتوانی او در حکومت تا حدی نتیجه نفرت او از رسانه های خبری است.
ترامپ از قبل از ورودش به سیاست، رسانه های خبری را مورد قلدری و دستکاری قرار داده است. و اگرچه ممکن است وسوسهانگیز باشد که باور کنیم تلاشهای او برای خفه کردن گزارشهای مستقل ناشی از مشقتهای سیاسی فعلیاش است، او این پروژه را در طول دوره فعلیاش دنبال کرده است. ترامپ در اولین روزهای ریاست جمهوری اش، زمانی که محبوبیتش در اوج کوتاه مدت خود بود، تلاش کرد تا آسوشیتدپرس را از کاخ سفید منع کند.
خطرناک ترین حرکات ترامپ علیه رسانه ها پس از ترور چارلی کرک صورت گرفت، زمانی که برخی محافظه کاران دریافتند که این فاجعه پنجره ای برای بی اعتبار کردن منتقدان خود به آنها داده است. در شرایط آب و هوای مناسب و بد، ترامپ به سادگی نمی تواند پوشش خبری انتقادی را تحمل کند.
اعتقاد او به اینکه رسانه های خبری جریان اصلی عمیقا علیه او و حزبش مغرضانه هستند، یک اصل اعتقادی در جناح راست سیاسی است، اگرچه او در پاسخ به این عقیده بسیار بیشتر از پیشینیانش عمل کرده است. بیش از 50 سال پیش، بیاعتمادی محافظهکارانه نسبت به رسانهها چنان عمیقا ریشهدار شده بود که دولت نیکسون میتوانست دفاع خود از رسوایی واترگیت را تا حد زیادی با حمله به اعتبار گزارشگرانی که تخلفات آن را آشکار میکردند، قرار دهد.
بسیاری از رسانههای اصلی خبری واقعا توسط خبرنگاران و سردبیرانی کار میکنند که دیدگاههای سیاسی آنها، بهطور متوسط، به سمت چپ عموم مردم آمریکا میرود، و تلاشهای آنها برای جلوگیری از کج شدن این تمایلات در پوشششان همیشه موفق نبوده است. با این حال، محافظهکاران عموما نمیپذیرند که سازمانهای خبری جریان اصلی حداقل در تلاش برای گزارش عینی هستند، و لابیگری بیامان آنها گاهی رسانهها را وادار به اصلاح بیش از حد به نفع آنها کرده است.
در عوض، جناح راست با سوگیری رسانه های لیبرال به عنوان یکی از حقایق ثابت جهان بینی خود برخورد کرده است. بیش از 20 سال پیش در یکی از سرمقالههای وال استریت ژورنال چنین استدلال میشود: «حقایق خاصی از زندگی وجود دارد که برای مدت طولانی آشکار است که غیرقابل بحث به نظر میرسند». یکی از این موارد - اینکه یک گرایش لیبرال در رسانهها وجود دارد که پوشش خبری را شکل میدهد و غالبا دیکته میکند که چه چیزی را میتوان و نمیتوان روی آنتن یا چاپ کرد - همچنان باعث انکار داغ و حتی خشم میشود.»
از آنجایی که آنها این تعصب را بسیار فراگیر می دانند، محافظه کاران به ندرت تلاشی برای آزمایش آن انجام می دهند. کتاب مشهور برنارد گلدبرگ در سال 2002، تعصب، که توسط پرزیدنت جورج دبلیو بوش در انظار عمومی منتشر شد و با احترام در رسانههای خبری اصلی مورد بازبینی قرار گرفت، همانطور که در آن زمان نوشتم، از «تله معرفتشناختی تفسیر هر خبر که با ایدئولوژی شما کاملا درست است و هر داستانی که دلیلی بر تعصب رسانهای نیست» رنج میبرد.
آن دام حزب جمهوری خواه را بلعیده است. رهبران آن مدتهاست که به این نتیجه رسیدهاند که پوشش اخبار منفی از هر نوعی که باشد، صرفا نشاندهنده خصومت ذاتی است و بر این اساس خود را آموزش دادهاند که آن را نادیده بگیرند.
در نسخه ترامپ، بی انصافی رسانه های خبری نوعی قیاس است. هر داستانی که منعکس کننده ضعیفی از او باشد، قطعا جعلی است، یک فریب، محصول «سندرم آشفتگی ترامپ». طرفداران او تا حد زیادی این فرمول را پذیرفته اند. هاوارد کورتز، منتقد رسانه ای فاکس نیوز، در سال 2018 کتابی با عنوان جنون رسانه ای: دونالد ترامپ، مطبوعات و جنگ بر سر حقیقت نوشت که حول این فرض می چرخد که داستان های انتقادی درباره ترامپ به طور ذاتی منعکس کننده سوگیری رسانه ها هستند، نه این واقعیت که ترامپ تمایل دارد به دروغ گفتن یا رسوایی با نرخی بالاتر از روسای جمهور سنتی مرتکب شود.
ترامپ تلاش چندانی برای پنهان کردن دیدگاه خود مبنی بر اینکه همه پوشش های خبری را می توان به عنوان مثبت یا جعلی طبقه بندی کرد، انجام نداده است. او در صحبت با خبرنگاران پس از محرومیت خود در روز جمعه، گفت: "یک مشکل در کشوری وجود دارد که می تواند به مردم اجازه دهد تا داستان های منفی عمدی بنویسند."
متمم اول خوشبختانه ترامپ را از عملیاتی کردن فرضیه خود مبنی بر اینکه داستان های منفی در مورد دولتش نباید قانونی باشد، باز می دارد. (محاکم تقریبا به طور قطع ممنوعیت او را در Politico، CNN و MS NOW لغو خواهند کرد، همانطور که قبلا ممنوعیت او را در AP انجام دادند.)
اما قانون اساسی مانع از این نمیشود که جمهوریخواهان به گونهای عمل کنند که گویی پوشش منفی ذاتا نامشروع است. در واقع تقویت این باور ممکن است بخشی از انگیزه ترامپ باشد. او حزب خود را به فرقه شخصیتی تبدیل کرده است که همه شواهد شکست را نادیده می گیرد. این پروژه مستلزم یادآوری مداوم است که نمی توان به مطبوعات منفور اعتماد کرد و خود ترامپ منبع همه حقیقت است.
یک حزب سیاسی سالم مدتها پیش علیه حمایتگرایی بیمعنای ترامپ، فرورفتن بداندیشانهاش به باتلاق با ایران، فساد مهارنشدنیاش، و وسواس شرمآور او برای ساختن بناهای تاریخی عجیب و غریب برای خودش شورش میکرد. در حالی که جنگ ترامپ با رسانه ها ممکن است تلاشی برای کاهش انتقاد از حزب جمهوری خواه باشد، این انتقاد تنها تشدید شده است. عمیق ترین تأثیر حملات او این بود که بسیاری از اذهان جمهوری خواه را از هوای تازه نقد و تصحیح محو کرد.
اما تلاشهای جمهوریخواه برای بیاعتبار کردن رسانهها، به جای محافظت از حزب در برابر شکستهای حاکمیتی خود، تنها این شکستها را بدتر کرده است.
متن اصلی (انگلیسی)
Trump’s Attacks on the Media Are Self-Defeating
Donald Trump is presiding over a failing presidency and lashing out at the news media—most recently by banning CNN, Politico, and MS NOW from the White House. There might seem to be a connection between these two things, but the causal link is not that Trump is punishing the press because he is failing; rather, it’s the opposite. His inability to govern is in part a consequence of his hatred for the news media.…