ماه برای بدزادگان: "وقتی مردم برای این نمایش آماده هستند، مرهم برای آنهاست"
جشنواره تئاتر دوبلین 2026: شرکت تئاتر دروید آخرین کار یوجین اونیل را روی صحنه می برد. برای زنده شدن نیاز به بازیگری عالی دارد
«ماهی برای بدزادگان» اثر یوجین اونیل، نمایشی زیبا، غم انگیز و انسانی درباره افراد شکسته و امکان رستگاری است. همچنین قدیمی و سخت است: سرعت آن آهسته است و مطالعه صمیمی آن در مورد مستی و نفرت از خود می تواند بازگشتی و کلاستروفوبیک باشد.
یکی از محققین اونیل، تراویس بوگارد، زمانی که نمایشنامه را «محکوم به شکست بدون بازیگری عالی» اعلام کرد، تقریبا لحن اجماع انتقادی را خلاصه کرد.
لورکان کرانیچ و آیلین والش که نقشهای اصلی فیل هوگان و دخترش جوزی را در محصول جدید کمپانی تئاتر دروید بازی میکنند، در چهارمین هفته تمرین خود با The Irish Times صحبت میکنند.
والش می گوید: «کار شجاعانه این است که آن را بدون ویرایش اجرا کنید. کرانیچ موافق است. ما عاشق نمایشنامه هستیم. وظیفه ما به عنوان بازیگر این است که از مسیر آن کنار بیاییم.
درام، که اونیل در سال 1943 به پایان رساند، در مزرعه ای در روستایی کانتیکت می گذرد، جایی که فیل و جوزی نقشه ای را برای به دام انداختن همسایه خود، جیم تایرون - با بازی مارتی ری - به دام انداختند تا با او ازدواج کند، به این امید که او راهی برای رهایی از فقر آنها ارائه دهد. اما در طول یک شب نومیدانه و الکلی، امیال و مکاشفه های غیرمنتظره ظاهر می شوند.
خواستههای نقشهای اصلی آن بخشی از دلایلی است که نمایشنامه اغلب روی صحنه نمیرود. روث ویلسون، بازیگر نقش جوزی در محصول لندن به کارگردانی ربکا فرکنال در سال گذشته، گفته است که این نقش حتی از Second Woman، قطعه استقامتی که در آن همان صحنه را به مدت 24 ساعت روی یک لوپ اجرا کرد، خستهکنندهتر بود.
آیلین والش، که هر دو نقش را نیز ایفا کرده است، تمایل دارد که موافق باشد. با زن دوم، هر صحنه بازنشانی میشود، و یک بازیگر جدید انرژی جدید و واکنشی غیرمنتظره به ارمغان میآورد. او میگوید: «شما دائما توسط انتخابهای غیرمنتظره یا ظالمانه شخصیت دیگری سوخت میگیرید. "شما باید زنده بمانید و به آنچه در مقابل شما اتفاق می افتد پاسخ دهید."
A Moon for the Misbegotten که پس از اجرای افتتاحیه در گالوی به جشنواره تئاتر دوبلین منتقل می شود، چنین بازنشانی ارائه نمی دهد. تنش، صحنه به صحنه، انباشته می شود، زیرا شخصیت ها چیزهایی را از یکدیگر پنهان می کنند در حالی که همزمان سعی می کنند بخشی از خود را آشکار کنند. برای بازیگری که نقش جوزی را بازی میکند، این به معنای حفظ عملکرد روانشناختی پیچیدهتر و پیگیری هر لایه نصبشده است. یکی از دوستان کرانتیچ در حین تمرین میپرسید: «حالت چطوره؟ حال دلت خوبه؟» پاسخ این است که قلب خوب است اما سر خسته است.
"بدن شما خوب است. بدن شما خسته نمی شود. شما می توانید این کار را انجام دهید. مراقب مغز خود باشید. ضربه های روحی زیادی در اینجا وجود دارد، حیله های زیادی."
مشکل از پیگیری خواستههای هر شخصیت، آنچه در تلاش برای رسیدن به آن هستند و آنچه را پنهان میکنند، ناشی میشود. این مقدار زیادی کار ذهنی برای بازیگران ایجاد می کند. آنها نه تنها باید بدانند که چه چیزی را برای تماشاگر بازی می کنند، بلکه باید بدانند چه چیزی را در دنیای صحنه پنهان می کنند، آشکار می کنند یا تظاهر می کنند.
A Moon for the Misbegotten که دنبالهی دروید از The Shaughraun است، دومین محصول در فصل Strange Country: Ireland in America این شرکت است. در ظاهر این دو نمایش به سختی می توانند متفاوت تر از این باشند. The Shaughraun اثر Dion Boucicault یک ملودرام بزرگ و پرهیاهو، با بازیگران بزرگ، موسیقی، شروران و قهرمانان است. A Moon for the Misbegotten که آخرین نمایشنامه اونیل بود، یک تراژدی خانوادگی صمیمی و مبهم است که در یک شب بین سه نفر بازی میشود. اما این جفت شدن قرابت های زیرزمینی را نشان می دهد.
آرون موناهان در مورد شوگرون: «من بوسیکو را بسیار دست کم گرفته بودم. او به نوعی نابغه است
کرانیچ میگوید: «آنچه که من نیز کشف میکنم این است که راهی برای ارائه این نمایشنامه وجود دارد که کاملا از ملودرام حذف نشده است. "لحظه های ملودراماتیک واقعا قدرتمندی در آن وجود دارد. شخصا، من آن را بسیار جالب می دانم، زیرا یک ژست تئاتری خاصی در نمایشنامه وجود دارد که فراتر از رئالیسم است. بزرگتر از رئالیسم است. از بسیاری جهات به آن تقریبا به عنوان یک شعر فکر می کنم."
این احتمال وجود دارد که پدر یوجین اونیل نمایشنامههای بوکوکو را دیده یا حتی در آنها بازی کرده باشد. می توانید تأثیر را احساس کنید. A Moon for the Misbegotten به شیوه ای بسیار بوسیکویی، تقریبا مانند یک کمدی موزیکال، با طرح به سرعت تثبیت شده و خوبی ها و بدی ها به وضوح شروع می شود.
والش میگوید: «اما پس از آن، همانطور که در چهار پرده حرکت میکنید، میبینید که این تاریخ خارقالعاده تئاتر در حال آشکار شدن است. نمایشنامه "به طور فزاینده ای پراکنده می شود و از موزیکال به چیزی بسیار نزدیک تر به زندگی واقعی و سپس به دنیایی انتزاعی، زیبا و رویایی تبدیل می شود. از این نظر، اونیل ما را از بوکوکو به بکت می برد."
کرانیچ میگوید: «وقتی مردم برای این نمایش آماده هستند، مرهمی برای آنهاست. "و بنابراین زمان بندی با The Shaughraun زیبا است. وارد می شوید، می خندید، انرژی دارید، آدرنالین ایستادن و تشویق کردن و گرفتن افراد بد را دارید، اجازه می دهید خوب ها برنده شوند و همه اینها. و سپس می نشینید و تماشا می کنید، جذب می کنید و خود را می بینید." دقت غیرمعمول کارگردانی های اونیل به بازیگران آزادی تفسیری متفاوتی را می دهد.
در یک مورد او توصیف میکند که جیم شروع به گفتن داستانی میکند، اما باید بایستد و نفس بکشد، زیرا باید آن را از راه دور بازگو کند، انگار این اتفاق برای شخص دیگری افتاده است. کرانیچ می گوید: «این یک جزئیات روانشناختی شگفت انگیز است.
همین امر در مورد مستی پدر در عمل دوم نیز صادق است. اونیل وضعیتی را که در آن قرار دارد مشخص می کند: آنقدر مست است که تحت تأثیر آن قرار می گیرد اما نه آنقدر مست که از آنچه می گوید آگاهی خود را از دست می دهد. او با توجه به آنچه که باید با دخترش ارتباط برقرار کند، وارد و خارج از آن حالت می شود.
توجه نویسنده در طول نمایشنامه به تفاوت های ظریف تجربه الکلی قابل توجه است. وقتی جوزی به او میگوید: «تو به خودت اجازه میدهی مست شوی»، یک جمله آشکارکننده وجود دارد. چیزی دقیق در مورد درک او از پدرش به تصویر میکشد و همچنین احساس درستی میکند: مستی یک رسانه انعطافپذیر است، چیزی که میتوانید تسلیم شوید یا در برابر آن مقاومت کنید. شما می توانید به خود اجازه دهید که در آن بیفتید یا سعی کنید درجاتی از متانت و بنابراین درجاتی از کنترل را حفظ کنید.
برای بازیگری که روندی تقریبا نقاشی را خلق می کند. کرانیچ میگوید: «اونیل بومی دارد که میخواهد به شیوهای خاص نقاشی شود. "شما برای لحظات مختلف به رنگ های مختلف نیاز دارید، نه فقط یک حالت احساسی ثابت، بلکه به طیف وسیعی از سایه ها در یک صحنه واحد."
بنابراین، وظیفه یافتن آزادی در درون محدودیت هاست.
توصیفات فیزیکی اونیل از شخصیتهایش نیز فوقالعاده و گاهی گیجکننده دقیق است. جیم هوگان 5 فوت 6 اینچی، با موهای قرمز و نازک است. جوزی با موهای تیره، کک مک و آفتاب سوخته، 28 ساله، 5 فوت 11 اینچ و 180 پوند، با شانه های پهن و شیب دار و بدنی عضلانی است. سپس صلاحیت تاریخی جالبی می آید: "اما هیچ ویژگی مردانه ای در مورد او وجود ندارد. او همه زن است."
این جزئیات که به عنوان الزامات خارجی در نظر گرفته می شود، انتخاب بازیگر جوزی را تقریبا غیرممکن می کند. والش میگوید، ترفند این است که مشخصات اونیل را در نظر بگیریم و بفهمیم که چگونه در بدن زندگی میکنند.
او میگوید: «فکر میکنم این به احساس و آنچه که او حمل میکند مربوط میشود.» یک نفرت عمیق از خود و این باور که شخصی مانند جیم هرگز نمیتواند او را جذاب بداند. او در اطراف مردان، خشونت، مشروب خواری و کشاورزی بزرگ شده است. او توانا و از نظر بدنی قوی است، اما این ویژگیها نحوه نگرش او را شکل داده است.
والش میگوید: «او خود را شیک پوش یا زنانه نمیداند. "چون او نمی تواند به خود اجازه دهد از ترس اینکه شکننده باشد یا از آن سوء استفاده شود. هیچ بازیگری وجود ندارد که برای آن خاص باشد یا روی کاغذ ایده آل باشد. اما زمانی که شما یک مورد مناسب را پیدا کنید، او آن را از بین می برد." اتاق تمرین فضای غیر معمول خود را دارد. این بسیار متفاوت از فیلم The Shaughraun است، که شامل بازیگران بزرگ و چالش جمعی برای یافتن کمدی آن بود. بازیگران می گویند روزهایی وجود داشت که تقریبا غیرممکن به نظر می رسید که کاری انجام شود.
قطعات متحرک زیادی وجود داشت که از نظر فنی عجیب بود. ماه برای بدزادگان کوچکتر و ساکت تر است. پیچیدگی آن کاملا روانی است.
والش درباره کارگردان تولید، گری هاینز می گوید: «نمی دانم تا به حال گری را اینقدر مشتاق دیده ام یا نه. "پیچیده و سخت است، اما زمان و مکان مناسب است."
برای کرانیچ، بخشی از چیزی که فرآیند را سازنده می کند، روحیه آزمایش است. او میگوید: «یافتن پاسخها چیزی نیست که یک نفر داشته باشد. هاینز گاهی اوقات یک ایده را به سادگی به عنوان یک احتمال ارائه می دهد: "ببین، من فقط این را اینجا پرت می کنم، نمی دانم." این بازیگر میگوید: «و زمانی که همه میگوییم «ببین، ما برای همه چیز باز هستیم»، این مکان واقعا خلاقانهای است.
این نمایشنامه ای است که در آن هیچ کس به چیزی که فکر می کند می خواهد نمی رسد. عنوان آن گویای همه چیز است: فرصت های از دست رفته، ارتباطات از دست رفته، زندگی های از دست رفته. هر یک از شخصیت ها سال ها برای محافظت از خود در برابر چیزهایی که نیاز دارند، تلاش کرده اند تا خواسته خود را انکار کنند.
والش میگوید: «همه آنها به چیزی نیاز دارند و بیشتر از آنچه واقعا تصور میکنند به یکدیگر نیاز دارند».
در پایان، برخی از این دفاع ها از بین می روند. جیم می تواند به اتر بازگردد. جوزی دوباره در چیزی جدید متولد می شود. این در نهایت چیزی است که این بازی دشوار، قدیمی و عمیقا عجیب را برای هر دو بازیگر هیجان انگیز می کند. این یک داستان عاشقانه است، اما چیزی که آن را تکاندهنده میکند این است که یک داستان عاشقانه است که در آن شخصیتهایی زندگی میکنند که زندگی خود را صرف این باور کردهاند که ارزش عشق را ندارند. برای یک شب به آنها این احتمال داده می شود که ممکن است اشتباه کنند.
A Moon for the Misbegotten تا شنبه، 26 سپتامبر، در تئاتر تاون هال، گالوی، و سپس در Gaiety، به عنوان بخشی از جشنواره تئاتر دوبلین، از پنجشنبه، 1 اکتبر، تا یکشنبه، 4 اکتبر است.
متن اصلی (انگلیسی)
A Moon for the Misbegotten: ‘When people are ready for this play, it is a balm on them’
Dublin Theatre Festival 2026: Druid theatre company is staging Eugene O’Neill’s final work. It needs great acting to come to life