پرش به محتوای اصلی

مستند جنجالی «ماسک»؛ از فیلم ۴ ساعته درباره ثروتمندترین مرد جهان چه می‌دانیم؟

یورونیوز فارسی۱۴۰۵ مهر ۱, چهارشنبه، ساعت ۱۶:۵۱حدود 16 دقیقه مطالعه

مستندی حدودا چهار ساعته درباره ایلان ماسک، یکی از قدرتمندترین و بحث‌برانگیزترین چهره‌های جهان فناوری، در حالی در جشنواره فیلم ونیز به نمایش درآمد که از همان ابتدا فراتر از یک فیلم زندگینامه‌ای معمولی مورد توجه قرار گرفت.

«ماسک» ساخته الکس گیبنی، مستندساز برنده اسکار، تلاش می‌کند نه فقط داستان ثروتمندشدن ماسک، بلکه مسیر تبدیل‌شدن او از یک کارآفرین حوزه فناوری به چهره‌ای با نفوذ گسترده در اقتصاد، سیاست، رسانه، صنعت فضایی و حتی بحث‌های مربوط به آینده دموکراسی را بررسی کند.این فیلم که در بخش خارج از مسابقه جشنواره ونیز نمایش داده شد، طبق اطلاعات رسمی جشنواره ۲۲۵ دقیقه زمان دارد و یک وقفه ۱۰ دقیقه‌ای نیز در میانه آن در نظر گرفته شده است. این فیلم سپس در جشنواره بین‌المللی فیلم تورنتو نیز به نمایش درآمد و قرار است پاییز امسال اکران عمومی شود.الکس گیبنی در این اثر سراغ شخصیتی رفته که طی دو دهه گذشته در قلب برخی از مهم‌ترین تحولات فناوری قرار داشته است. نام ایلان ماسک با تسلا و خودروهای برقی، اسپیس‌ایکس و موشک‌های قابل استفاده مجدد، استارلینک، خرید توئیتر و تبدیل آن به ایکس، فعالیت در حوزه هوش مصنوعی و در نهایت ورود مستقیم‌ به صحنه سیاسی آمریکا و حمایت از دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری ایالات متحده گره خورده است.کارگردان در این مستند آشکارا قصد دارد روایت رایج درباره ماسک را به چالش بکشد و این پرسش را مطرح کند که چگونه یک فرد توانسته است چنین حجم عظیمی از سرمایه، فناوری، اطلاعات و نفوذ سیاسی را در اختیار داشته باشد.فیلمی که قرار نبود چهار ساعت طول بکشدالکس گیبنی کار روی پروژه «ماسک» را از سال ۲۰۲۳ آغاز کرد. در آن زمان تمرکز اصلی فیلم بیشتر بر زندگی و فعالیت‌های تجاری ماسک بود. اما تحولات سیاسی بعدی باعث شد پروژه‌ای که قرار بود فیلمی کوتاه‌تر باشد، به اثری تقریبا چهار ساعته تبدیل شود.به گفته الکس گیبنی، نقطه عطف مهم در روند تولید فیلم، نزدیک‌شدن ماسک به دونالد ترامپ و نقش پررنگ‌تر او در عرصه سیاست آمریکا بود. ایلان ماسک از یک میلیاردر و مدیر فناوری به یک حامی سیاسی بسیار فعال تبدیل شد و پس از پیروزی دونالد ترامپ نیز برای مدتی در ساختار دولت او نقشی رسمی و پررنگ پیدا کرد.همین تغییر باعث شد موضوع اصلی فیلم از «داستان موفقیت یک کارآفرین فناوری» به مساله بزرگ‌تر اینکه قدرت اقتصادی و فناوری یک میلیاردر تا چه اندازه می‌تواند به قدرت سیاسی تبدیل شود تغییر پیدا کند.الکس گیبنی در گفتگوهای خود درباره فیلم گفته است که مساله اصلی برای او صرفا شخصیت ماسک نیست، بلکه رابطه میان قدرت، فناوری و پاسخگویی سیاسی است. او می‌خواهد مخاطب درباره این پرسش فکر کند که آیا شرکت‌ها و مدیران فناوری که در حوزه‌هایی مانند ارتباطات ماهواره‌ای، هوش مصنوعی، شبکه‌های اجتماعی و زیرساخت‌های فضایی فعالیت می‌کنند، بیش از اندازه قدرت پیدا کرده‌اند یا خیر.غیبت ایلان ماسک در فیلم؛ «نسخه مصنوعی» جایش را پر کرده استیکی از جنجالی‌ترین تصمیم‌های سازندگان فیلم این بوده که ایلان ماسک در مقابل دوربین الکس گیبنی ننشسته است.الکس گیبنی می‌گوید از ایلان ماسک برای مصاحبه دعوت کرده، اما او این پیشنهاد را نپذیرفته است. در نتیجه سازندگان برای بازسازی صدای دیدگاه‌ها و مواضع ماسک از مطالبی استفاده کرده‌اند که خود او در طول سال‌ها در مصاحبه‌ها، سخنرانی‌ها و اظهارنظرهای عمومی بیان کرده است.فیلم در برخی بخش‌ها از یک شخصیت شبیه‌سازی‌شده با کمک تصاویر رایانه‌ای و صدای تولیدشده با فناوری هوش مصنوعی استفاده می‌کند. این شخصیت که در ظاهر ایلان ماسک را تداعی می‌کند و جملاتی را بیان می‌کند که اساس آنها اظهارات واقعی و عمومی خود ایلان ماسک است.این تکنیک صرفا یک انتخاب فنی نیست و بخشی از ایده فیلم محسوب می‌شود. الکس گیبنی از یک سو می‌خواهد غیبت ایلان ماسک را جبران کند و از سوی دیگر از فناوری‌ای استفاده می‌کند که خود ایلان ماسک سال‌ها درباره آن صحبت کرده است.با این حال، همین تصمیم نیز به یکی از نقاط بحث‌برانگیز فیلم تبدیل شده است. استفاده از بازسازی مصنوعی یک شخصیت واقعی می‌تواند این پرسش را ایجاد کند که مرز میان مستند، بازسازی و روایت در کجا قرار دارد. سازندگان فیلم تاکید کرده‌اند که سخنان استفاده‌شده برای این شخصیت از اظهارات واقعی ایلان ماسک گرفته شده‌اند، اما شکل ارائه آنها کاملا بازسازی‌شده است.به کانال تلگرام یورونیوز فارسی بپیوندیدتسلا؛ پرسش درباره اینکه «مخترع» واقعی چه کسی استیکی از محورهای اصلی مستند، روایت موفقیت ایلان ماسک در شرکت‌های تسلا و اسپیس‌ایکس است. فیلم در این بخش تلاش می‌کند تصویری را که در افکار عمومی از ایلان ماسک به عنوان بنیانگذار و مخترع اصلی این شرکت‌ها شکل گرفته است، دقیق‌تر بررسی کند.یکی از چهره‌های حاضر در فیلم مارتین ابرهارد، از بنیانگذاران تسلا و مدیرعامل پیشین این شرکت است. حضور او اهمیت زیادی دارد، زیرا فیلم به اختلاف میان روایت عمومی از تاریخ تسلا و نقش افرادی که در مراحل اولیه این شرکت حضور داشتند می‌پردازد.الکس گیبنی در روایت خود استدلال می‌کند که یکی از مهارت‌های مهم ماسک الزاما اختراع فناوری از صفر نبوده، بلکه توانایی او در جذب سرمایه، جلب توجه عمومی، ایجاد روایت‌های بزرگ درباره آینده و افزایش ارزش شرکت‌هایی بوده که رهبری آنها را برعهده گرفته است.این بخش از فیلم از آن جهت اهمیت دارد که بحثی قدیمی درباره ایلان ماسک را دوباره مطرح می‌کند: آیا او را باید بیش از هر چیز یک مخترع دانست، یک مدیر، یک سرمایه‌گذار، یک بازاریاب فناوری یا ترکیبی از همه اینها؟خود فیلم البته موفقیت‌های واقعی شرکت‌های تحت مدیریت ایلان ماسک را نادیده نمی‌گیرد. پیشرفت اسپیس‌ایکس در پرتاب و فرود موشک‌های قابل استفاده مجدد و تبدیل تسلا به یکی از مهم‌ترین شرکت‌های خودروهای برقی از جمله دستاوردهایی هستند که در زمینه تاریخی فعالیت‌های ماسک قابل انکار نیستند. مساله فیلم بیشتر بر سر نحوه روایت این دستاوردها و سهم شخص ایلان ماسک در آنها است.خودران‌بودن محصولات تسلا و وعده‌هایی که هنوز محقق نشده‌اندبخش دیگری از «ماسک» به فناوری رانندگی خودکار تسلا اختصاص دارد.فیلم در این قسمت به ادعاهای مکرر ایلان ماسک درباره آینده خودروهای خودران می‌پردازد و میان آنچه در تبلیغات و اظهارات عمومی درباره قابلیت خودروها گفته شده و آنچه فناوری در عمل قادر به انجام آن بوده است، فاصله‌ای ترسیم می‌کند.الکس گیبنی از این موضوع به عنوان نمونه‌ای از یک الگوی بزرگ‌تر استفاده می‌کند. این الگو وعده‌دادن آینده‌ای است که هنوز به طور کامل محقق نشده، اما ارائه آن با چنان اعتماد و قدرت رسانه‌ای انجام می‌شود که بخشی از مخاطبان تصور می‌کنند آن آینده همین حالا فرا رسیده است.مستند در این زمینه به تصادف‌های مرگبار و پرونده‌های مرتبط با سیستم‌های کمک‌راننده تسلا نیز می‌پردازد. فیلم تلاش می‌کند نشان دهد که تفاوت میان «رانندگی خودکار» و «رانندگی با کمک سیستم‌های خودکار» فقط یک تفاوت فنی یا واژگانی نیست و می‌تواند پیامدهای واقعی برای ایمنی داشته باشد.در اینجا نیز هدف فیلم فقط نقد یک محصول نیست بلکه بررسی قدرت شخصی است که توانسته است از طریق شبکه‌های اجتماعی و ارتباط مستقیم با میلیون‌ها دنبال‌کننده، درباره فناوری‌های شرکت خود روایت‌سازی کند.رویای مریخ؛ آینده‌نگری یا فروش یک چشم‌انداز؟یکی دیگر از محورهای مستند، پروژه بلندپروازانه ماسک برای سکونت انسان در مریخ است.ایلان ماسک طی سال‌های گذشته بارها از امکان ایجاد تمدن در مریخ سخن گفته است. گیبنی اما این وعده‌ها را در چارچوب گسترده‌تری بررسی می‌کند و می‌پرسد تا چه اندازه چنین وعده‌هایی بر پایه فناوری موجود است و تا چه اندازه بخشی از یک روایت بزرگ برای جذب سرمایه، ایجاد هیجان و جلب توجه عمومی محسوب می‌شود.فیلم در این بخش به مشکلات بنیادی زندگی انسان در مریخ، از کمبود اکسیژن گرفته تا تابش‌های شدید و دشواری ایجاد یک زیستگاه خودکفا، اشاره می‌کند.در واقع، «ماسگ» میان دو نگاه به آینده فناوری حرکت می‌کند. از یک طرف، تاریخ نشان داده است که برخی از ایده‌هایی که زمانی غیرممکن به نظر می‌رسیدند، با سرمایه‌گذاری و مهندسی مناسب به واقعیت تبدیل شده‌اند. از طرف دیگر، منتقدان ایلان ماسک معتقدند فاصله میان یک چشم‌انداز بلندپروازانه و یک وعده قابل تحقق گاهی در روایت‌های او بسیار کم‌رنگ می‌شود.همسر اول، فرزندان و روایت‌های متفاوت از زندگی شخصیشاید جنجالی‌ترین بخش‌های فیلم مربوط به زندگی خصوصی ایلان ماسک باشد.جاستین ماسک، همسر نخست او، در این مستند حضور دارد و درباره ازدواج، زندگی خانوادگی و مرگ نخستین فرزندشان صحبت می‌کند. همچنین اشلی سنت کلر، از چهره‌های سابق جریان محافظه‌کار آمریکا که با ایلان ماسک رابطه داشته و از او صاحب فرزند شده است، یکی دیگر از مصاحبه‌شوندگان اصلی فیلم است.اشلی سنت کلر در فیلم ادعاهایی درباره رابطه خود با ایلان ماسک و پیشنهاد یک توافق عدم افشا مطرح می‌کند. به گفته او، مبلغی در حدود ۴۰ میلیون دلار در قالب یک پرداخت اولیه و پرداخت‌های ماهانه به او پیشنهاد شده بود تا درباره رابطه‌اش با ایلان ماسک سکوت کند. او می‌گوید این پیشنهاد را نپذیرفته است.ایلان ماسک وجود چنین پیشنهادی را رد کرده است.بخش دیگری از روایت اشلی سنت کلر به تمایل ایلان ماسک برای داشتن فرزندان بیشتر مربوط می‌شود. او مدعی است که ایلان ماسک در پی داشتن تعداد بسیار زیادی فرزند بوده و حتی در پیامی درباره ضرورت داشتن «لژیونی از فرزندان پیش از جنگ داخلی» صحبت کرده است.پدر ایلان ماسک و روایت کودکیالکس گیبنی برای بازسازی سال‌های نخست زندگی ایلان ماسک نیز به سراغ پدر او، ارول ماسک رفته است.مصاحبه با پدر ایلان ماسک از این جهت اهمیت دارد که فیلم تلاش می‌کند توضیح دهد چگونه کودکی، محیط خانوادگی و تجربه‌های نوجوانی ممکن است در شکل‌گیری شخصیت عمومی او نقش داشته باشند.با این حال، فیلم در این قسمت نیز وارد قلمرویی حساس می‌شود. ارول ماسک درباره دشواری‌های دوران کودکی پسرش و تجربه‌های او در مدرسه صحبت می‌کند و از آزار و اذیت‌هایی که ایلان ماسک متحمل شده است می‌گوید.چرخش سیاسی؛ نقطه‌ای که پروژه گیبنی تغییر کرداگرچه ایلان ماسک سال‌ها چهره‌ای سیاسی محسوب نمی‌شد اما در سال‌های اخیر حضور او در سیاست به یکی از مهم‌ترین عناصر هویت عمومی‌اش تبدیل شده است.فیلم مسیر نزدیک‌شدن ماسک به دونالد ترامپ و حمایت او از جنبش «ماگا» را بررسی می‌کند و این تغییر را یکی از نقاط اصلی تحول زندگی عمومی او می‌داند.الکس گیبنی تلاش می‌کند این پرسش را مطرح کند که انگیزه ایلان ماسک از ورود گسترده به سیاست چه بوده است. آیا این تحول صرفا ایدئولوژیک بوده یا منافع تجاری، روابط او با دولت و نیاز شرکت‌هایش به قراردادها و تصمیم‌های دولتی نیز در آن نقش داشته‌اند؟در فیلم دیدگاه‌هایی مطرح می‌شود که حمایت ایلان ماسک از دونالد ترامپ را تا حدی در ارتباط با منافع شرکت‌های او و اختلافاتش با نهادهای نظارتی تفسیر می‌کنند. این بخش از فیلم طبیعتا از جنس تحلیل و استدلال مستندساز و مصاحبه‌شوندگان است و نباید آن را با یک یافته قطعی درباره انگیزه شخصی ایلان ماسک یکی دانست.اما واقعیت قابل مشاهده این است که رابطه ایلان ماسک با دنیای سیاست آمریکا از یک حمایت انتخاباتی فراتر رفت و او برای مدتی در ساختار دولت دونالد ترامپ نیز نقشی رسمی پیدا کرد. همین اتفاق، به گفته الکس گیبنی، باعث شد تا دامنه پروژه از یک پرتره شخصی به مطالعه‌ای درباره قدرت سیاسی میلیاردرهای فناوری تبدیل شود.ایکس؛ شبکه اجتماعی یا ابزار قدرت سیاسی؟خرید توئیتر در سال ۲۰۲۲ یکی از نقاط عطف اصلی زندگی ایلان ماسک بود. او این شرکت را با مبلغ ۴۴ میلیارد دلار خرید و سپس نام آن را به ایکس تغییر داد.مستند ساخته‌شده این خرید را تنها یک معامله تجاری نمی‌داند. از نگاه الکس گیبنی، تصاحب یک شبکه اجتماعی بزرگ به ایلان ماسک امکان داد نه فقط در بازار فناوری، بلکه مستقیما در فضای سیاسی و رسانه‌ای مداخله کند.این بخش از فیلم به تغییرات مدیریتی و تعدیل گسترده نیروی انسانی در ایکس و همچنین نحوه استفاده ماسک از این پلتفرم برای بیان دیدگاه‌های سیاسی خود می‌پردازد.الکس گیبنی معتقد است مساله اصلی صرفا این نیست که ایلان ماسک در ایکس چه مطالبی منتشر می‌کند، بلکه این است که مالکیت یک پلتفرم بزرگ ارتباطی، قدرتی فراتر از قدرت یک شهروند عادی در اختیار او قرار داده است.همین موضوع به یکی از محورهای فیلم تبدیل می‌شود. این پرسش پدید می‌آید که اگر یک فرد همزمان مالک یک شبکه اجتماعی، مدیر شرکت‌های فضایی و خودروسازی و فعال حوزه هوش مصنوعی باشد و با دولت‌ها نیز ارتباط مستقیم داشته باشد، مرز میان قدرت اقتصادی و قدرت سیاسی در کجا قرار می‌گیرد؟فیلم همچنین دوره حضور ایلان ماسک در دولت ترامپ و ارتباط او با «وزارت کارآمدی دولت» یا DOGE را بررسی می‌کند.در روایت الکس گیبنی، این مرحله اهمیت ویژه‌ای دارد، زیرا ایلان ماسک در موقعیتی قرار گرفت که دسترسی او به اطلاعات و ساختارهای دولتی بالقوه بسیار گسترده‌تر از گذشته شد.فیلم این پرسش را مطرح می‌کند که دسترسی به داده‌های دولتی، فناوری و هوش مصنوعی چگونه می‌تواند در اختیار فرد یا گروهی قرار گیرد که همزمان منافع اقتصادی و سیاسی دارد.جفری هینتون، دانشمند برجسته هوش مصنوعی، نیز در فیلم حضور دارد و درباره خطرات احتمالی استفاده سیاسی از داده‌ها و هوش مصنوعی صحبت می‌کند.یکی از مهم‌ترین ایده‌های الکس گیبنی در «ماسک» این است که داستان ایلان ماسک را می‌توان از زاویه مفهوم «confidence man» یا فردی که با ایجاد اعتماد و فروش یک چشم‌انداز بزرگ دیگران را متقاعد می‌کند، بازخوانی کرد.الکس گیبنی معتقد است ماسک مهارت ویژه‌ای در تبدیل ایده‌های آینده‌نگرانه به روایت‌های قدرتمند دارد؛ روایت‌هایی که می‌توانند سرمایه‌گذاران، مشتریان، هواداران و حتی دولت‌ها را تحت تاثیر قرار دهند.این نگاه البته بسیار مناقشه‌برانگیز است زیرا منتقدان فیلم می‌توانند استدلال کنند که ماسک صرفا یک فروشنده رویاها نیست و شرکت‌های تحت رهبری او دستاوردهای واقعی و قابل ارزیابی و سنجش داشته‌اند.اسپیس‌ایکس واقعا صنعت پرتاب فضایی را دگرگون کرده، تسلا واقعا در گسترش خودروهای برقی نقش مهمی داشته و استارلینک به یک زیرساخت ارتباطی مهم تبدیل شده است.بنابراین پرسش اصلی شاید این باشد که چگونه فردی می‌تواند همزمان دستاوردهای فنی واقعی داشته باشد و در عین حال درباره آینده، وعده‌هایی بسیار بزرگ‌تر از وضعیت فعلی فناوری مطرح کند.چرا ماسک از فیلم خشمگین شده است؟ایلان ماسک پیش از آنکه فیلم را ببیند، موضع خود را درباره آن اعلام کرد و بعد از نمایش در جشنواره ونیز نیز حملاتش به الکس گیبنی شدت گرفت.او فیلم را یک «hit piece» یا اثر تخریبی علیه خود توصیف کرد و الکس گیبنی را متهم کرد که با پیش‌داوری سراغ پروژه رفته است.وکلای ایلان ماسک نیز نامه‌ای حقوقی برای سازندگان ارسال کردند. در این نامه که تاریخ آن به سوم سپتامبر بازمی‌گردد، الکس اسپیرو، وکیل ایلان ماسک، مدعی شد فیلم بر اساس نتیجه‌گیری‌های از پیش تعیین‌شده ساخته شده و یک تحقیق بی‌طرفانه نبوده است. وکلای ایلان ماسک همچنین درباره برخی ادعاهای فیلم خواستار اقداماتی شدند که زمینه احتمال پیگیری حقوقی را فراهم می‌کرد.الکس گیبنی در مقابل گفته است تیم حقوقی فیلم تمام ادعاها را با دقت بررسی کرده و پیش از انتشار، مراحل حقوقی لازم را طی کرده است.در نتیجه، یکی از جنبه‌های مهم ماجرای «ماسک» این است که مناقشه تنها درباره محتوای فیلم نیست بلکه به مساله آزادی بیان، حق انتقاد از افراد بسیار قدرتمند و حدود حقوقی استفاده از بازسازی‌های هوش مصنوعی نیز کشیده شده است.چهار ساعت درباره سرنوشت یک انسان یا ۴ ساعت برای تشریح یک ساختار قدرت؟شاید مهم‌ترین نکته درباره مستند «ماسک» این باشد که فیلم در نهایت فقط درباره ایلان ماسک نیست.الکس گیبنی از ایلان ماسک به عنوان یک مطالعه موردی برای بررسی پدیده‌ای بزرگ‌تر یعنی ظهور میلیاردرهای فناوری که دیگر صرفا مدیر شرکت‌های خصوصی نیستند، بلکه مالک زیرساخت‌های ارتباطی، شبکه‌های اجتماعی، فناوری‌های فضایی و سامانه‌های هوش مصنوعی هستند و در عین حال می‌توانند بر انتخابات، افکار عمومی و تصمیم‌های دولت‌ها اثر بگذارند، استفاده می‌کند.از این منظر، مدت نزدیک به چهار ساعت فیلم نیز معنایی نمادین پیدا می‌کند. زندگی ایلان ماسک به تنهایی آن‌قدر گسترده شده که در یک فیلم زندگینامه‌ای معمولی نمی‌گنجد.اما همین گستردگی، نقطه ضعف بالقوه فیلم نیز هست. هرچه موضوع بزرگ‌تر باشد، خطر آن بیشتر است که روایت مستند به یک روایت واحد وابسته شود و بخش‌هایی از پیچیدگی شخصیت یا دستاوردهای سوژه کمتر دیده شود.واکنش‌های اولیه به «ماسک» نشان می‌دهد که یکی از اصلی‌ترین اختلاف‌ها بر سر این است که آیا الکس گیبنی صرفا در حال مستندسازی از زندگی ماسک است یا عملا علیه او کیفرخواست تصویری ساخته است.منتقدان فیلم در برخی رسانه‌ها از ساختار تحقیقی و حجم مصاحبه‌های آن استقبال کرده‌اند، در حالی که ایلان ماسک و تیم حقوقی‌اش معتقدند فیلم از ابتدا با نتیجه‌گیری منفی درباره او ساخته شده است.واقعیت این است که مخاطب باید بخش قابل توجهی از روایت را از زبان مخالفان، منتقدان، همکاران سابق و افراد نزدیک به ایلان ماسک بشنود. این موضوع از یک سو به فیلم اجازه می‌دهد روایت‌هایی را مطرح کند که شاید در یک مصاحبه مستقیم امکان طرح آنها وجود نداشت اما از سوی دیگر، فقدان پاسخ مستقیم ایلان ماسک می‌تواند بر ارزیابی مخاطب از توازن روایت ارائه‌شده تاثیر بگذارد.الکس گیبنی برای جبران این خلاء از آرشیو گسترده اظهارات ماسک استفاده کرده و حتی نسخه شبیه‌سازی‌شده‌ای از او را به فیلم آورده است. با این حال، این تکنیک جایگزین کامل یک پرسش و پاسخ مستقیم نیست.از ونیز تا اکران جهانی؛ تازه دوره جنجال پیرامون مستند آغاز شده استنمایش «ماسک» در جشنواره ونیز با استقبال قابل توجهی روبرو شد و گزارش‌های منتشرشده از تشویق چند دقیقه‌ای حاضران پس از پایان فیلم خبر دادند.پس از آن، فیلم در تورنتو نیز به نمایش درآمد و واکنش‌ها به آن ادامه پیدا کرد. قرار است نسخه آمریکایی فیلم در پاییز اکران شود و شرکت یونیورسال نیز اعلام کرده است که همچنان به برنامه انتشار بین‌المللی آن متعهد است هرچند جزئیات اکران در بازارهای مختلف هنوز در حال نهایی‌شدن است.در همین حال، واکنش تند ایلان ماسک باعث شده است که فیلم حتی پیش از اکران عمومی نیز به موضوعی رسانه‌ای تبدیل شود.به این ترتیب، «ماسک» اکنون در وضعیتی است که فیلم و سوژه‌اش یکدیگر را تقویت می‌کنند. فیلم درباره قدرت رسانه‌ای ایلان ماسک است و خود واکنش ثروتمندترین مرد جهان نیز به افزایش توجه رسانه‌ای به فیلم کمک کرده است.چرا این مستند مهم‌تر از یک فیلم درباره ایلان ماسک است؟«ماسک» را می‌توان یک پرتره انتقادی از ثروتمندترین و یکی از بانفوذترین چهره‌های عصر فناوری دانست اما اهمیت واقعی آن احتمالا فراتر از شخصیت ایلان ماسک خواهد رفت.فیلم پرسشی را مطرح می‌کند که تنها به ایلان ماسک محدود نیست. اینکه در دورانی که شرکت‌های فناوری مالک یا کنترل‌کننده بخشی از زیرساخت‌های حیاتی جهان هستند، چه نهادی باید قدرت آنها را کنترل کند؟ماجرا زمانی پیچیده‌تر می‌شود که یک میلیاردر همزمان مالک یک شبکه اجتماعی، مدیر شرکت فضایی، فعال حوزه هوش مصنوعی و طرفدار سیاسی یک رئیس‌جمهور باشد. در چنین شرایطی، مرز میان کسب‌وکار، فناوری، رسانه و سیاست بسیار باریک می‌شود.الکس گیبنی تلاش کرده است این مرزها را در مورد ماسک بررسی کند. اما پاسخ نهایی به پرسش‌هایی که فیلم مطرح می‌کند، لزوما در خود فیلم وجود ندارد.آیا موفقیت‌های ماسک نتیجه نبوغ فردی او بوده یا محصول کار تیم‌های بزرگی از مهندسان، مدیران و سرمایه‌گذاران؟ آیا ورود او به سیاست ناشی از باورهای ایدئولوژیک بوده یا منافع تجاری نیز در آن نقش داشته است؟ آیا وعده‌های بزرگ درباره مریخ، خودروهای خودران و هوش مصنوعی موتور پیشرفت فناوری‌اند یا می‌توانند باعث ایجاد انتظارات خطرناک شوند؟ و مهم‌تر از همه، آیا قدرتی که در اختیار میلیاردرهای فناوری قرار گرفته، با سازوکارهای دموکراتیک موجود قابل کنترل است؟مستند «ماسک» به جای آنکه پاسخی قطعی به همه این پرسش‌ها بدهد، آنها را در مرکز روایت خود قرار می‌دهد.در نهایت، شاید جنجالی‌ترین ویژگی فیلم افشاگری‌های شخصی آن و حتی استفاده از هوش مصنوعی برای بازسازی ایلان ماسک نباشد بلکه تلاش آن برای تغییر زاویه نگاه به یکی از مشهورترین چهره‌های عصر حاضر باشد. در روایت الکس گیبنی، داستان ایلان ماسک فقط داستان یک کارآفرین بلندپرواز نیست. این داستان روایت چگونگی تبدیل سرمایه، فناوری، شهرت و دسترسی سیاسی به نوعی قدرت است که دامنه آن بسیار فراتر از شرکت‌های تحت مالکیت ایلان ماسک می‌رود.همین مساله است که «ماسک» را از یک مستند زندگی‌نامه‌ای معمولی جدا می‌کند و آن را به بحثی درباره رابطه میان فناوری و قدرت در قرن بیست‌ویکم تبدیل می‌کند. بحثی که با اکران عمومی فیلم و احتمالا پاسخ‌های بیشتر ایلان ماسک و تیم حقوقی او، تازه وارد مرحله‌ای جدی‌تری خواهد شد.

خواندن متن کامل در یورونیوز فارسیبه زبان اصلی، در سایت ناشر باز می‌شودهمه‌ی اخبار فرهنگ و هنر