پرش به محتوای اصلی

مستند "چشم ناظر" برنده جشنواره مکزیک؛ آرمان‌ها ضد گلوله‌اند

دویچه‌وله فارسی۱۴۰۵ شهریور ۲۵, چهارشنبه، ساعت ۱۹:۰۹حدود 5 دقیقه مطالعه

مستند "چشم ناظر" ساخته عباس غزالی، روایتی از زندگی کوثر افتخاری، از آسیب‌دیدگان چشمی در چهاردهمین جشنواره بین‌المللی "علیه سکوت، همه صداها" در مکزیک برنده جایزه شد.

همزمان با چهارمین سالگرد جنبش "زن، زندگی، آزادی" فیلم مستند "چشم ناظر"، ساخته عباس غزالی که روایتی از داستان زندگی کوثر افتخاری از آسیب‌دیدگان چشمی اعتراضات ۱۴۰۱ است، در چهاردهمین دور جشنواره بین‌المللی "علیه سکوت، همه صداها" در مکزیک برنده جایزه شد.

دویچه وله به همین بهانه با عباس غزالی کارگردان این فیلم و کوثر افتخاری، آسیب‌دیده چشمی جنبش زن، زندگی، آزادی گفت‌وگو کرده است.

غزالی درباره انگیزه‌اش از ساخت این مستند می‌گوید: «برای من، چشم فقط یک عضو بدن نیست؛ چشم راه ارتباط ما با جهان و بخشی از هویت و تجربه انسانی ماست. در اعتراضات "زن، زندگی، آزادی"، وقتی تصاویر و روایت‌های مربوط به آسیب‌های چشمی معترضان را دیدم، احساس کردم پشت هر تصویر، انسانی با یک زندگی، یک گذشته و آینده‌ای قرار دارد که در یک لحظه تغییر کرده است. به همین دلیل تصمیم گرفتم به‌جای پرداختن صرف به خود واقعه، به زندگی یک انسان پس از آن واقعه نزدیک شوم؛ اینکه یک آسیب چگونه می‌تواند نگاه آدم به خودش، جهان و آینده را تغییر دهد.»

این کارگردان می‌افزاید: «آشنایی من با کوثر افتخاری از همین مسیر شکل گرفت. چیزی که از همان ابتدا برایم اهمیت داشت، این بود که او را صرفا به‌عنوان "یک آسیب‌دیده" نبینم، بلکه به‌عنوان انسانی با شخصیت، رویاها، ترس‌ها و تناقض‌های خودش بشناسم. کار کردن با او برای من تجربه‌ای بسیار انسانی و در عین حال دشوار بود، چون فیلم‌برداری در واقع نزدیک شدن به بخشی از یک تجربه بسیار دردناک و شخصی بود. تلاش کردم در تمام مراحل، اعتماد و مرزهای شخصی او را در اولویت قرار دهم.»

غزالی می‌گوید: «فکر می‌کنم یکی از مهم‌ترین کارکردهای سینما این است که اجازه می‌دهد یک مسئله بزرگ و پیچیده را از دریچه یک زندگی انسانی ببینیم. مخاطبی که خارج از ایران زندگی می‌کند ممکن است اخبار اعتراضات، آمار و تصاویر آن دوره را دیده باشد، اما شاید کمتر فرصت کرده باشد بفهمد این اتفاقات در زندگی یک انسان چه معنایی پیدا می‌کنند و بعد از فروکش کردن خبرها، چه چیزی برای آن فرد باقی می‌ماند. من نمی‌خواهم فیلم به جای مخاطب قضاوت کند یا به او بگوید چه احساسی داشته باشد. امیدوارم فیلم فقط فرصتی ایجاد کند تا مخاطب برای لحظاتی از زاویه دید کوثر به جهان نگاه کند و تجربه‌ای انسانی را لمس کند که فراتر از مرزهای ایران است.»

این کارگردان درباره لحظات تاثیرگذاری که هنگام فیلمبرداری اتفاق افتاد، می‌گوید: «شاید تاثیرگذارترین لحظات برای من الزاما لحظات آشکارا احساسی نبودند. گاهی در سکوت اتفاقی می‌افتاد؛ یک مکث، یک نگاه، یا لحظه‌ای که کوثر درباره چیزی کاملا روزمره صحبت می‌کرد و ناگهان متوجه می‌شدم که زندگی او بعد از آن حادثه دیگر هرگز نمی‌تواند کاملا روزمره باشد. برای من، یکی از دشوارترین بخش‌های فیلم همین بود که در کنار درد و خشونتی که بر او گذشته، زندگی ادامه دارد؛ آدم هنوز می‌خندد، عاشق می‌شود، رویا دارد، درباره آینده فکر می‌کند و سعی می‌کند زندگی خودش را دوباره بسازد. شاید همین تضاد، چیزی بود که بیش از هر چیز دیگری هنگام ساخت فیلم با من ماند، اینکه پشت یک "آسیب" یا یک "خبر" همیشه یک انسان ایستاده است، انسانی که زندگی‌اش بسیار بزرگتر از لحظه‌ای است که برای همیشه در یک تصویر یا یک تیتر ثبت شده...»

کوثر افتخاری، آسیب‌دیده جنبش زن، زندگی، آزادی که مستند چشم ناظر روایت زندگی اوست، می‌گوید: «جهان باید صدای شلیک عامدانه به چشم معترضان را بشنود. برنده شدن این مستند اتفاقی است که فریاد ایران و زن، زندگی، آزادی را بلندتر می‌کند و انسان‌های بیشتری جنایات جمهوری اسلامی را خواهند فهمید. آزادی‌خواهی جرم نیست، حق هر انسان آزاده‌ای است. هیچ انسانی به جرم آزادی‌خواهی نباید کشته شود یا چشمانش نابینا شود.»

این آسیب‌دیده چشمی پس از شنیده خبر موفقیت این مستند اشک شوق بر گونه‌هایش نشسته چرا که دریافته انسان‌های بیشتری صدای اعتراضات مردم ایران را خواهند شنید.

افتخاری می‌گوید: «من با این غم بزرگ احساس غریبی می‌کردم. چطور ممکن است با دستان خالی به صحنه اعتراضات بروم و خیلی راحت به چشم من شلیک شود و چشمم در سن ۲۲ سالگی نابینا شود اما جهان با این جنایات نلرزد. اگر فریاد مردم از جنایات جمهوری اسلامی شنیده شود، باعث قوت قلب من خواهد شد.»

این معترض آشنایی خود با کارگردان را از آغاز جنبش زن، زندگی، آزادی می‌داند و می‌گوید که "فعالیت‌های سیاسی‌اش بیخ گوش استبداد در ایران باعث بلندتر شدن فریادش و شنیده شدن صدایش شد".

افتخاری در این مستند در صحنه‌هایی برای گذاشتن چشم مصنوعی در چشمش و نگذاشتن آن تقلا می‌کند. شاید با گذاشتن چشم مصنوعی به جای چشم تخلیه شده زیبایی ظاهری چشمش برگردد ولی خود این موضوع برای او داستانی جداگانه دارد که در دل داستان روایت شده است.

افتخاری می‌گوید که مخاطبان با دیدن این مستند درد وحشتناک چشمش را ملموس‌تر می‌بیند و این قدمی است در راستای محکوم کردن رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی. آنچه که بیننده مشاهده می‌کند ۲۸ دقیقه از زندگی پر فراز و نشیب زنی ایرانی است که به دلیل آزادی‌خواهی و سر دادن شعار زن، زندگی، آزادی باید غم بزرگی را با خود حمل کند.

این آسیب دیده چشمی می‌گوید: «این پایان قصه نیست و داستان زنان ایرانی ادامه دارد. زنانی که برای آزادی‌خواهی مبارزه می‌کنند.»

افتخاری تاکید می کند:«"آرمان‌ها ضدگلوله هستند". من با این درد وحشتناک زندگی می‌کنم اما حتی یک قدم هم از آرمان زن، زندگی، آزادی عقب نخواهم کشید و تا پای جان ایستادگی خواهم کرد.»

این آسیب‌دیده چشمی "قول شرف" می‌‌دهد که اگر دوباره زمان به سال ۱۴۰۱ برگردد حتما در اعتراضات شرکت خواهد کرد و همانجایی که به چشمش شلیک کردند حتی اگر از آینده خبر داشته باشد و بداند که باز در تهران روبروی دانشگاه، مامور جمهوری اسلامی با نیشخند به چشمش شلیک کند، باز هم فریاد زن، زندگی، آزادی سر خواهد داد.

او اتفاقی که برای چشمش افتاده را یکی از "زیباترین" اتفاق‌های زندگی‌اش می‌داند چرا که اگر این اتفاق برایش نمی‌افتاد عذاب وجدان سنگینی داشت زیرا مادامی که به خانواده‌های دادخواه نگاه می‌کند که جگرگوشه‌هایشان کشته شده‌اند، عذاب وجدان دارد و به دنبال روزی است که قدمی بزرگتر برای سرنگونی جمهوری اسلامی بردارد. او می‌گوید که چشمش سند زنده یک جنایت است.

خواندن متن کامل در دویچه‌وله فارسیبه زبان اصلی، در سایت ناشر باز می‌شودهمه‌ی اخبار فرهنگ و هنر