وقتی استودیوهای بزرگ هالیوود تهدید به ترک کالیفرنیا کردند - به سمت فلوریدا
یک سوسیالیست دموکرات برای فرمانداری کاندید شد و روسای استودیو مخالفت کردند و گفتند که کامیونهای در حال حرکت خود را جمع میکنند. آنها در سال 1934 بلوف می زدند. حالا ...
به نظر می رسد کالیفرنیای جنوبی توسط خالق برای جذب صنعت فیلمسازی شکل گرفته است: هوای ملایم و آفتابی که برای عکسبرداری در فضای باز مناسب است. تنوع بی حد و حصر از مناظر طبیعی (اقیانوس، کوه، صحرا، زمین های کشاورزی) که می تواند برای هر مکانی روی زمین دو برابر شود. جمعیت متنوع اکسسوری های آماده، و حداقل در دهه های اول، سیاست های مغازه باز پدران شهر (بدون اتحادیه های کارگری مزاحم).
جای تعجب نیست که پیشگامان رسانه، مناطق سرد، آبآلود و شلوغ نیویورک و نیوجرسی را رها کردهاند تا چشماندازی عالی داشته باشند. به زودی، کارخانههای مدرن با مجموعهای از هنرمندان فوقالعاده بااستعداد برای تولید محصولات با کیفیت تولید شدند. چرا هر فیلمسازی بخواهد چنین املاک برجسته و تخصص پر زرق و برقی را ترک کند؟
دیوید الیسون دلایل خود را دارد. مدیرعامل پارامونت تهدید کرده است که زیرساختهای خود را برمیدارد و به مقصدی میرود که بعدا نامگذاری میشود، مگر اینکه راب بونتا، دادستان کل کالیفرنیا و همکارانش در ایالت آبی از شکایت خود برای جلوگیری از ادغام پارامونت و برادران وارنر صرفنظر کنند. شاید یک چراغ سبز نشان دهنده مهاجرت گسترده تر استودیو-کنگلومراها باشد. نتیجه لازم نیست ویرانگر باشد، اما مطمئنا روحیه شما را تضعیف می کند.
هالیوود پیش از این تنها یک بار اینجا بوده است - در سال 1934، زمانی که چشم انداز وحشتناک یک محیط تجاری متخاصم باعث شد استودیوهای بزرگ به فکر (یا حداقل تهدید) برای ترک سرزمین موعود به مناطق دوستانه تر باشند. آن موقع بلوف می زدند. حالا؟ من هرگز با الیسون پوکر بازی نکردهام، اما با توجه به شرطبندیها و کارتهای او، دست او را صدا نمیکنم.
در سال 1934، این یک سوسیالیست بود نه یک سرمایه داری که برای نگهبانان بازی می کرد - آپتون سینکلر، نامزد دموکرات ها برای فرمانداری. سینکلر، جنگجوی اصلی عدالت اجتماعی (او به شوخی گفت که وقتی بمیرد، دو کلمه «عدالت اجتماعی» روی قلبش نوشته میشود)، اولین بار با فیلم کلاسیک غم انگیز «جنگل» (1906)، در مورد شهر شرکت دیگری، شیکاگو، با محصول مصرفی وسوسهانگیز دیگری، یعنی گوشت، به شهرت ملی رسید. توصیف پزشکی قانونی سینکلر از نحوه تولید سوسیس منجر به تأسیس سازمان غذا و دارو شد.
او همچنان به نوشتن پربار در ژانر سوسیال رئالیستی ادامه داد و همیشه نثر خود را در خدمت یک هدف مترقی به کار گرفت.
چند اثر نمادین شامل نفت! (1927)، که یک منتقد آن را به عنوان "آپتون سینکلر به نفت می زند و تبلیغات فوران می کند" توصیف کرد. بوستون (1928)، "رمان مستند" در مورد پرونده ساکو و وانزتی. و رژه خیس (1931)، ملودرام موعظه ای درباره ممنوعیت، که سینکلر از آن حمایت کرد. در سال 1932، سینکلر آگاهی اجتماعی خود را به هالیوود معطوف کرد و با بیوگرافی مخالف خود تحت عنوان آپتون سینکلر ویلیام فاکس: داستان درونی یک توطئه وال استریت را ارائه می کند، غول را ستایش کرد و بانکدارانی را که کنترل شرکت فاکس فیلم را از بنیانگذار آن گرفته بودند، محکوم کرد.
زمانی که سینکلر تراکتهای مبدل به عنوان رمان را تایپ نمیکرد، به طور منظم و ناموفق برای مناصب سیاسی - مجلس نمایندگان، سنا، و در سال 1930، فرماندار کالیفرنیا، شرکت میکرد. در سال 1934، او کلاه خود را برای نامزدی فرمانداری حزب دموکرات به روی رینگ انداخت و در شوک اعضای ثابت حزب، به راحتی پیروز شد. او به رای دهندگان کالیفرنیا که یک چهارم آن ها بیکار بودند گفت: «من می گویم هیچ بهانه ای برای فقر در ایالت متمدن و ثروتمندی مانند ما وجود ندارد.
سینکلر کمپین خود را حول پلتفرمی بنام EPIC (پایان دادن به فقر در کالیفرنیا) ساخت که در کتابچه ای با عنوان «من، فرماندار کالیفرنیا» توضیح داد. پیشنهادات او متواضعانه نبود: او قصد داشت کل اقتصاد را تحت کنترل دولت درآورد. بانکداری، کشاورزی و صنعت توسط سه سازمان ایالتی نظارت می شود: اداره پول کالیفرنیا (CAM)، اداره کالیفرنیا برای زمین (CAL) و سازمان کالیفرنیا برای تولید (CAP). پس از دو سال از مدیریت سینکلر، او قول داد: "نظم قدیمی مانند یک کنده خشک پوسیده از بین خواهد رفت."
درک سینکلر از عملکرد صنعت تصویر متحرک باعث ایجاد اعتماد به نفس نمی شد. به نظر میرسید که او از انقلاب صدا که در سال 1927 آغاز شده بود بیاطلاع بود. او اعلام کرد: «ما عکسهای خود را میسازیم و با ارکسترهای خودمان آنها را در سالنهای تئاتر خود به نمایش خواهیم گذاشت». سپس توهین را به جهل اضافه کرد. "تصاویر ما، از نظر فرهنگی، مطمئنا برتر از تصاویری است که اکنون توسط صنایع خصوصی تولید میشود. ما تشخیص میدهیم که تصاویر بد سلیقه هستند و سعی میکنیم استانداردهای فرهنگی را بالا ببریم."
حریف جمهوری خواه سینکلر فرانک ای. مریام، رئیس فعلی بود که پس از مرگ جیمز «سانی جیم» رولف در ژوئن 1934، مسئولیت را بر عهده گرفت. Lang’s Fury [1936] و Cy Endfield's Try and Get Me [1950]). مریام یک سرایدار تجارت پسند بود.
همچنین یک کاندیدای حزب سوم، ریموند هیت، پرچمدار هر دو حزب مترقی و مشترک المنافع، که خود را به عنوان یک آلترناتیو اصلاح طلب معتدل تر معرفی می کرد، در رقابت حضور داشت.
پول هوشمند روی سینکلر رنگارنگ و پرانرژی با پاسخی آماده و مخفف جذاب بود. احتمال وقوع یک انقلاب سوسیالیستی توسط یک دموکرات، استودیوهای بزرگ هالیوود را در حالت وحشت کامل قرار داد (به یاد داشته باشید، این سال 1934 بود). دبلیو آر ویلکرسون، سردبیر و ناشر هالیوود ریپورتر، اظهار داشت: برنامه های سینکلر برای به دست گرفتن ابزار تولید فیلم و محدود کردن درآمد غول ها و ستارگان به معنای "پایان کالیفرنیا" نبود. لوئیس بی. مایر از MGM از مردم کالیفرنیا خواست تا "دکترین های رادیکال و نادرست" سینکلر را رد کنند. جوزف ام.
شنک، رئیس یونایتد آرتیست ها و قرن بیستم، گفت که انتخاب سینکلر "معنی فروپاشی صنعت فیلم در هالیوود خواهد بود."
هالیوود متوجه شد که یک برگ برنده برای بازی دارد. هالیوود ریپورتر هشدار داد: «اگر آپتون سینکلر در انتخابات نوامبر به عنوان فرماندار ایالت کالیفرنیا انتخاب شود، حداقل چهار و احتمالا شش استودیو بزرگ درهای خود را خواهند بست و تمام فعالیت های تولیدی خود را به نیویورک منتقل خواهند کرد». این حرکت به معنای از دست دادن حداقل 20000 شغل در نادر رکود بزرگ است. جوزف شنک با اعضای اتاق های بازرگانی محلی و ایالتی ملاقات کرد و به آنها گفت که در صورت انتخاب سینکلر به فلوریدا می رود.
حتی هری و جک وارنر از دموکراتهای قابل اعتماد نیز در جستجوی مکانهای جایگزین گزارش شدهاند. کارل لمل عاقل، بالاتر از این درگیری ایستاد و گزارشهایی مبنی بر اینکه شرکت یونیورسال پیکچرز در حال بررسی فرار است را تکذیب کرد. «در تمام سالهای حضورم در فیلمهای سینمایی هرگز تجارت را با سیاست مخلوط نکردم و هرگز به رپی که از نظر تجارت فرماندار بود یا نبود اهمیت ندادم.»
به نوبه خود، فلوریدا به پیروزی سینکلر برای تقویت اقتصاد در حال مرگ خود امیدوار بود. رای دهندگان اقدامی را برای اعطای وضعیت معافیت مالیاتی به استودیوهای فیلم در ایالت تصویب کردند. نیومکزیکو و آریزونا نیز اعلام کردند که از پناهندگان کالیفرنیا استقبال خواهند کرد.
تحریک آمیزترین و واقعا بی سابقه بود، این صنعت سهام خود را در تجارت - فیلم های سینمایی - به کار برد تا کمپین سینکلر را تضعیف کند. گرگ میچل، مورخ رسانه ای، در گزارش جامع خود با عنوان کمپین قرن: مسابقه آپتون سینکلر برای فرماندار کالیفرنیا و تولد سیاست رسانه ای، که در سال 2011 منتشر شد، گفت: این حمله «نخستین باری بود که فیلمسازان برای نابودی یک نامزد سیاسی اقدام کردند».
در ماه اکتبر، استخدام کنندگان استودیو با دوربین های صوتی و دستگاه های ضبط به حومه های اطراف لس آنجلس و شهرهای کوچکتر در جنوب کالیفرنیا آمدند و از رای دهندگان خواستند که ترجیحات سیاسی خود را بیان کنند. پس از تست خارج از دوربین، از فینالیست ها خواسته شد تا برای مصاحبه جلوی دوربین در پیاده رو بیرون بیایند. ورایتی گزارش داد: «این شیرینکاری در کمپین فرماندار مریام برای انتخاب مجدد استفاده میشود و تنها مصاحبههایی که مریام را ستایش میکنند یا به سینکلر میپردازند، چاپ میشوند.
در واقع، اخبار جعلی هوشمندتر از آن بود - و در نتیجه فریبنده تر و مؤثرتر بود. تحت عناوین «اخبار انتخابات کالیفرنیا شماره 1» و «اخبار انتخابات کالیفرنیا شماره 2»، دو شماره منتشر شد که هر کدام حدود شش دقیقه بود. هر دوی این موضوعات با گونههای شادیآور «کالیفرنیا اینجا من میآیم» و کارت عنوان روی نقشه ایالت باز میشوند. در کارت بعدی آمده است: "لس آنجلس. علاقه محلی در انتخابات آتی فرماندار بالاست." "مرد در خیابان - و زن - به طور تصادفی انتخاب شدند و نظرات خود را برای فیلمبردار پرسشگر بیان کردند."
یک راوی ناشناس خارج از دوربین - صدای کری ویلسون، فیلمنامه نویس MGM - خود را به عنوان "فیلمبردار پرسشگر" معرفی می کند که ماموریتش جستجوی رای دهندگان کالیفرنیا "برای بیان دیدگاه های خود برای پرورش شما" است. افراد مصاحبه همگی شهروندان متوسطی هستند و احتمالا کمی خجالتی از دوربین هستند. "به یاد داشته باشید - آنها بازیگر نیستند - آنها عصبی هستند - شما در اولین باری که با دوربین و میکروفون روبرو می شوید تا حد مرگ می ترسید!" او اطمینان نهایی را می دهد: "من آنها را تمرین نمی کنم. من بی طرف هستم." در حقیقت، چند رینگر از سنترال کستینگ با هم ترکیب شدند.
رژه ای از مردان و زنان از نژادها، طبقات، و تیپ های شخصیتی مختلف، همه پشت یک میکروفون میدانی عظیم ایستاده اند. در میان این گروه، چندین سیاهپوست آمریکایی وجود دارند که یکی از آنها اسکار رنکین، جنگجو و واعظ سیاهپوست است که در جامعه سیاهپوست شناخته شده است. او یک مرد مریم است. شهروندان سیاهپوست لسآنجلس به هر کسی که رای میدهند، تصویر محترمانه آنها انحراف نادری از کلیشههای معمول صفحه نمایش در دهه 1930 است.
رای دهندگان مریام تمایل دارند بهتر لباس بپوشند و خوش بیان تر باشند. مردی می گوید: "من در تجارت املاک و مستغلات هستم و دوست دارم در تجارت املاک بمانم و اگر آقای سینکلر وارد شود، می ترسم آنها تجارت املاک و مستغلات نباشند." یکی دیگر از حامیان مریام در مقابل یک عقاب آبی و شعار "ما وظیفه خود را انجام می دهیم" می ایستد، نمادی از نیو دیل، تصویری که به حامیان FDR اجازه می دهد به مریام رای دهند.
پیگیری به همان الگو پایبند است، اما کمی به خود تبریک می گوید. فیلمبردار کنجکاو می گوید: «به نظر می رسد اولین شماره ما تمام کالیفرنیا را برانگیخته است. برخی از سیاستمداران ایده ما را اصلا دوست ندارند.» با این حال، مطمئن باشید، "ما سعی می کنیم تا حد امکان غیر حزبی باشیم."
این ادعا بلافاصله توسط اولین چهره روی پرده رد می شود: یک زن جوان جذاب و خوددار که یک دختر مریام است. رای دهندگان سینکلر به این راحتی ها و چشم ها نیستند. یک کارگر با آستینهای پیراهن میگوید: «آپتون سینکلر نویسنده کتاب «دولت روسیه» است - و در آنجا خیلی خوب کار شده است و فکر میکنم اینجا باید انجام شود.
شیب حزبی مسلما مشهود است: سینکلر "بیش از حد رادیکال" است و مریام شرط امن تر است، به خصوص اگر شغلی داشته باشید. با این حال، تعداد کمی از حامیان سینکلر معقول به نظر می رسند و به آنها زمان داده می شود تا ادعای خود را مطرح کنند. این بی طرفی ظاهری - و خاموش شدن یکپارچه بین زنگ های تمرین شده و شهروندان واقعی - است که فیلم های خبری را به اندازه تبلیغات فریبنده می کند. آنها نسخه خبری AI slop نیستند.
فیلمهای خبری جعلی که در سراسر ایالت پخش میشد، با موضوعات فیلمهای خبری معمولی در برنامههای فیلم سینمایی مخلوط میشد. یک تماشاگر ساده لوح ممکن است آنها را با معامله واقعی اشتباه بگیرد. سینکلر به طور قابل درک خشمگین بود. او هالیوود را به حقههای کثیف متهم کرد و از فریبکار اصلی نام برد: مدیر تولید MGM: «ایروینگ تالبرگ نابغه تحریریه پشت این تصاویر است». صنعت دوگانگی را انکار کرد. اچ دبلیو شوتینر، رئیس انجمن مستقل تئاتر صاحبان کالیفرنیای جنوبی، اصرار داشت: «فیلمهای خبری که سینکلر آنها را جعلی معرفی کرده است، جعلی نیستند.
(بیوگرافی مانک [2020] از دیوید فینچر از نتفلیکس، این دزدی را به تصویر می کشد.)
فیلم های خبری جعلی تنها مشکل رسانه ای سینکلر در مجاورت هالیوود نبود. هم لس آنجلس اگزمینر و هم لس آنجلس تایمز عکسهایی از ولگردهای واگنهای باری منتشر کردند که به سمت کالیفرنیا میرفتند تا از «سرزمین مایک و عسل سینکلر» استفاده کنند. این تصاویر در واقع عکس هایی از فیلم پسران وحشی جاده (1933) برادران وارنر بودند. یکی از ولگردهایی که از واگن باری پرید، بازیکن نوجوان فرانکی دارو بود.
در نهایت، پارتیزانهای سینکلر با هک کردن فیلمهای خبری جعلی و ایجاد اختلال در اکران، اوضاع را به دست گرفتند. دیلی ورایتی گزارش داد "شورش های اولیه در ده ها خانه عکس در منطقه لس آنجلس." در آستانه انتخابات، بسیاری از تئاترها فیلم های خبری را بیرون کشیدند - اما در آن زمان پیام منتشر شد.
در سال 1934، فلوریدا هرگز گزینه مناسبی نبود - مسطح مانند یک کلوچه، گرم مانند صحرا، با نقاط شبنم در سطح استوایی، و بله، پشه ها. اما در عصر AC - و هوش مصنوعی - ابزار تولید تصویر متحرک را می توان در همه جا ساخت. به هر حال هالیوود یک حالت ذهنی است و دیگر مقرر نیست که در ایالت کالیفرنیا اقامت داشته باشد.
متن اصلی (انگلیسی)
When Hollywood’s Major Studios Threatened to Leave California — For Florida
A Democratic Socialist was running for governor and the studio chiefs balked and said they'd pack up their moving trucks. They were bluffing in 1934. Now...