چرا فیلم جدید آدام سندلر «نگو خوش شانس» اشک من را درآورد؟ - نظر
در Don't Say Good Luck، سوفی دانشآموز دوم دبیرستان در یک موزیکال به نام پیشخدمت نقش اول را به دست میآورد. موسیقی بیش از 13 آهنگ از Sondheim است، اما آهنگ های Sara Bareilles برای شنیدن لذت بخش است.
آدام سندلر فیلم جدیدی در نتفلیکس دارد. او در آن بازی نمی کند - او یکی از تهیه کنندگان است - اما دخترش، سانی، در نقش اصلی نقش دارد. همسرم، جودی، و من طرفداران پر و پا قرصهای کمتر سست سندلر بودهایم - او در فیلم You're So Not Invited to My Bat Mitzvah (همچنین در نتفلیکس) خندهدار بود و باید برای بازی در فیلمهای Uncut Gems نامزد دریافت جایزه اسکار میشد، نه اینکه به نقش جدیاش در Punch Jody's Good Drunk Love و جدیدترین فیلمهای Punch Jody to see. شانس، که در آن سوفی دانشآموز دوم دبیرستان در یک موزیکال به نام پیشخدمت نقش اول را میگیرد.
موسیقی بیش از 13 آهنگ از Sondheim است، اما آهنگ های Sara Bareilles برای شنیدن لذت بخش است. فیلمنامه، بازیگری و موسیقی همگی درجه یک هستند و زمان اجرا کوتاه است (فقط یک ساعت و نیم). این فیلم به عنوان یک داستان "روی سن" نامگذاری شده است. بنابراین، چرا در نیمه فیلم مثل یک بچه گریه می کردم؟ ظاهرا از قبل خلاصه داستان را به اندازه کافی با دقت نخوانده بودم، زیرا نگویید خوش شانسی فیلمی لطیف است، اگر گاهی واضح باشد، گریه کننده است. الیزابت، مادر همسایه هیپی ژنرال ایکس سوفی، که ملانی لینسکی با بیتوجهی بیتحرک بازی میکند، سرطانی دارد که نامش فاش نشده است که برای آن بسیار پیشرفته است.
درمان پدر سوفی، تد، عادت بدی دارد که دخترش را شمارهگیری کند والدین سوفی سعی میکنند اخبار را از او و برادران دوقلویش مخفی کنند، اما پدر سوفی، تد، عادت بدی دارد که در نامناسبترین زمانها دخترش را شمارهگیری کند. سوفی می شنود که دکتر به والدینش خبر بد را می شنود، همراه با پاسخ شوکه کننده و هق هق آنها. سوفی به طور متناوب سعی می کند یک نوجوان معمولی باشد - یک "بچه تئاتر" با تمام دلخوری های معمولی که در مورد پسرهای اشتباه وجود دارد - در حالی که در عین حال نمی خواهد کنار مادرش را ترک کند. من فیلم های زیادی دیده ام که در آنها یک شخصیت اصلی من
او از سرطان رنج می برد، اما چیزی آنقدر طبیعی در اجرای لینسکی و سندلر وجود داشت که احساس می کردم در حال تماشای یک دوست صمیمی یا یکی از عزیزانم هستم - یا بیشتر از همه، خودم را تماشا می کردم. در واقع، من تقریبا به همان سرعتی که الیزابت سال گذشته قبل از آخرین نفس درمان - CAR-T- معجزه آسا سرطان من را متوقف کرد، بدتر شدم.
امسال، من با انواع بیماری های جدید دست و پنجه نرم کرده ام: سنگ کیسه صفرا، کبد مشکوک، التهاب مزمن مثانه، انسداد روده پرپیچ و خم. اما به این دلیل نمی توانم جلوی گریه ام را بگیرم. در این دو سال گذشته چه نوع کیفیت زندگی داشته ام؟ وقتی یکی از دوقلوها می پرسد: "ما هنوز تابستان امسال به خانه ساحلی می رویم، درست است؟" مامان پاسخ می دهد: "البته عزیزم." الیزابت به شدت می خواهد زندگی کند. این باعث چیزی در من شد: من هم همینطور. می خواهم زندگی کنم، یعنی. سال گذشته، زمانی که اولین تلاش ها برای مهندسی سلول های CAR-T من شکست خورد و کارآزمایی بالینی هماتولوژیست من انجام شد.
با ثبت نام برای من به دلیل ابتلا به کووید، احتمالا دو هفته بیشتر از مرگم نگذشته بود. و اکنون به همان مکان برگشتهام: اگر تیم پزشکی متوجه نمیشد که چقدر دچار سوءتغذیه شدید میشدم و شروع به استفاده از TPN (تغذیه IV) میکردم، مطمئنا قبل از انتشار این مقاله میمردم. علاوه بر این، این دو سال زندگی چه کیفیتی داشتم؟ آینده چگونه خواهد بود؟ اگر نتوانم نصف کارهایی را که قبلا گیرنده های دوپامین من را تحریک می کرد انجام دهم، آیا باز هم ارزش مبارزه دارد؟ مطمئنا، مغز من خوب است، اما دوست دارم فکر کنم بیشتر از توانایی ام برای پونتی کردن هستم
با این حال، بعد از اینکه دیدم تبار الیزابت چقدر برای دخترش سوفی دردناک است، میدانم که این را برای بچههایم نمیخواهم. و من این را برای خودم نمی خواهم. هنوز نه. من می دانم که هرگز به 100٪ خود سابقم باز نمی گردم، و احتمالا نه 80٪. اما 60 درصد بهتر از 30 درصدی است که امروز دارم. اگر در 20 سالگی به این شکل مریض شده بودم و 50 تا 60 سال باقی مانده بود، احتمالا این سؤالات عمدتا مبهم بودند.
یک یا دو سال چه چیزی برای بهبودی وجود دارد وقتی که تمام زندگی خود را در اختیار دارید؟ با این حال، وقتی به مرگ و میر خود خیره می شوید، حتی اگر هنوز 10 یا 15 سال دیگر باقی مانده باشد، کاری که انتخاب می کنید و با چه کسی انجام می دهید، تلخی دردناکی به خود می گیرد. آیا عاقلانه است که از همه آن کشورهای عجیب و غریب جهان سوم که هنوز در فهرست سفرهای من هستند، جایی که غذای اشتباه یا یک ویروس مرموز می تواند مرا احمقانه کند و سیستم های پزشکی مضطرب هستند، اجتناب کنم؟ آیا زمان معامله جاکارتا با ژاپن فرا رسیده است؟ تایلند برای تایپه؟ یکی از دوستان به من گفت که چگونه پدرش هنگام بازدید از اسرائیل بیمار شد
آمریکای شمالی. او ماه ها در اینجا بستری بود و باید با یک پرواز کمک پزشکی به خانه منتقل می شد. او ماه ها را در یک مرکز توانبخشی گذراند اما در نهایت به طور کامل بهبود یافت. او سپس دو سال بعد درگذشت. آیا این نشان میدهد که باید اقدامات احتیاطی بیشتری انجام دهم، یا برعکس، و کاری را که میخواهم انجام دهم، زیرا هرگز نمیدانی که ساعت به طور غیرمنتظرهای تمام میشود؟ سوفی قبل از رفتن به ممیزی به مادرش میگوید: «به مامانش نگو موفق باش». یا شاید او تجربه مادرش را پیشبینی میکند.
هنگامی که در حال مبارزه با سرطان هستید، کسی که با خوشحالی برای شما آرزوی "موفقیت" می کند در بهترین حالت بی احتیاط به نظر می رسد. من می خواهم باور کنم که اراده دوباره برای زندگی من فقط شانس احمقانه نیست، بلکه نتیجه انتخاب های در نظر گرفته شده و اراده قابل توجه است. در حال حاضر بدون سرطان، احاطه شده توسط دوستان و خانواده و شغلی که با وجود انبوهی از ناراحتیهای واقعی دوستش دارم، زندگی من کمی شبیه به عنوان آهنگ گروه Third Eye Blind است - این واقعا یک «زندگی نیمه جذاب» است. اوایل منتشر شد
امسال به عنوان یک کتاب صوتی. این کتاب در آمازون و سایر کتابفروشهای آنلاین در قالبهای چاپی، کتاب الکترونیکی و صوتی موجود است. brianblum.com
متن اصلی (انگلیسی)
Why did Adam Sandler's new film 'Don't Say Good Luck' bring me to tears? - opinion
In Don’t Say Good Luck, high school sophomore Sophie snags the lead in a musical called Waitress. The music is more 13 than Sondheim, but Sara Bareilles’s tunes are a joy to listen to.