پرش به محتوای اصلی

چرا پاسخ به سیل‌های نپال تا این حد خاموش بوده است؟

الجزیره۱۴۰۵ شهریور ۲۵, چهارشنبه، ساعت ۲۰:۴۷حدود 4 دقیقه مطالعه

زیرا کشورهای ثروتمند نمی خواهند مسئولیت نقش خود را در بحران آب و هوایی کنونی بپذیرند.

سه هفته از فروریختن یک یخچال طبیعی و توده صخره ای از کوه لانگتانگ لیرونگ می گذرد که باعث سیل ویرانگر در دره های بوتکوشی و تریشولی نپال شده است. مقامات از دست دادن بیش از 1380 جان گرانبها را تایید کرده اند و حدود 5100 نفر ناپدید هستند. این فاجعه هزاران خانه را ویران کرد و زیرساخت های حیاتی را از بین برد.

با این حال، علیرغم توجه قابل توجه رسانه ها و افکار عمومی، واکنش سیاسی بین المللی به طرز چشمگیری خاموش مانده است.

چرا پاسخ اینقدر ناکافی بوده است؟ چرا تعداد کمی از رهبران سیاسی در مورد این فاجعه با فوریتی که در مقیاس آن می طلبد صحبت کرده اند؟

بخشی از پاسخ ممکن است در سوال ناراحت‌کننده‌ای باشد که نپال اکنون مستقیما روی میز گذاشته است: چه کسی باید برای از دست دادن و خسارت آب و هوا بپردازد؟

نپال به طور فزاینده ای سیل را نه صرفا به عنوان یک فاجعه دیگر ناشی از آب و هوا، بلکه در نتیجه یک بحران آب و هوایی که این کشور تقریبا هیچ کمکی به آن نکرده است، در نظر می گیرد.

این به نابرابری عمیق تر بحران آب و هوایی اشاره می کند.

برای بیش از یک قرن، کشورهای ثروتمند سهم بسیار نامتناسبی از ظرفیت جو برای جذب دی اکسید کربن را مصرف کرده اند. آنها اقتصاد خود را از طریق صنعتی شدن به دلیل مصرف سوخت فسیلی رشد دادند. در همین حال، کشورهایی مانند نپال فرصت کمی برای استفاده از هر چیزی که به سهمی معادل از آن فضای جوی نزدیک شود، داشتند.

نتیجه نشان می‌دهد که بین کسانی که به طور نامتناسبی از سوزاندن سوخت‌های فسیلی سود می‌برند و کسانی که با عواقب فزاینده‌ای مواجه هستند، فاصله وجود دارد.

نپال استدلال کرده است که حمایت بین المللی برای مقابله با فاجعه آب و هوایی یک خیریه نیست. باید عدالت اقلیمی باشد. این صندوق از صندوق پاسخگویی به ضرر و زیان سازمان ملل متحد درخواست حمایت فوری کرده است و هیئت مدیره صندوق اکنون در حال بررسی نحوه پاسخگویی است.

این بحث سیاسی را تغییر می دهد. و ما را به معامله‌ای که یک دهه پیش در پاریس منعقد شد برمی‌گرداند.

کشورهای در حال توسعه سخت برای رژیم بین المللی آب و هوا تحت کنوانسیون چارچوب سازمان ملل متحد در مورد تغییر آب و هوا جنگیدند تا «تلفات و آسیب ها» یا تخریب هایی را که نمی توان به سادگی از طریق کاهش یا تطبیق با آن جلوگیری کرد، به رسمیت شناخت. آنها به رسمیت شناختن آن را در ماده 8 موافقتنامه پاریس تضمین کردند.

اما کشورهای ثروتمند درمورد معنای این شناخت ترسیم کردند. متن تصمیم اتخاذ شده در کنار موافقتنامه پاریس بیان می‌کند که ماده 8 «مسئولیت یا غرامتی را شامل نمی‌شود یا مبنایی برای آن ارائه نمی‌کند».

این یک معامله سیاسی عجیب بود: جهان می‌توانست خسارات و خسارات مربوط به آب و هوا را بپذیرد، اما این تصدیق نمی‌تواند منجر به مطالبه غرامت شود.

نپال اکنون در حال آزمایش محدودیت های این معامله است.

تصویر حقوقی پیچیده تر از این است که بگوییم توافق پاریس غرامت آب و هوایی را ممنوع می کند. در سال 2025، دیوان بین‌المللی دادگستری حکم داد که کشورها موظف هستند از سیستم آب و هوایی محافظت کنند. اگر از تعهدات خود کوتاهی کنند، مسئول جبران خسارت یا جبران خسارت وارده هستند. این تصمیم باعث جلب توجه مجدد به مسائل مربوط به مسئولیت دولت تحت قوانین بین المللی شد.

در مورد نپال و سایر کشورهای در حال توسعه که به طور نامتناسبی تحت تأثیر بحران آب و هوا قرار گرفته اند، دولت نیازی به اثبات اینکه یک کشور خاص باعث ایجاد سیل خاصی شده است، قبل از اینکه جامعه بین المللی مسئولیت رسیدگی به پیامدهای تغییرات آب و هوایی را بشناسد، ندارد.

اما مسئله دیگری وجود دارد: سیستم سنتی بین المللی برای حمایت از کشورهای در حال توسعه، خود در حال کوچک شدن است. دقیقا در زمانی که تلفات آب و هوایی در حال افزایش است، کمک های رسمی توسعه در حال کاهش است. در سال 2025 23.1 درصد کاهش یافت که بزرگترین انقباض سالانه در تاریخ است. کمک های بشردوستانه نیز به شدت کاهش یافت.

و مشکل فقط این نیست که کمک بسیار کم است.

برای چندین دهه، اقتصاد جهانی مقادیر عظیمی از ثروت و منابع را از طریق روابط اقتصادی نابرابر بین شمال جهانی و جنوب جهانی منتقل کرده است. تامین مالی آب و هوا این عدم تعادل را برطرف نخواهد کرد اگر به سادگی کسری از آن ثروت را به عنوان وام یا گزینه های سرمایه گذاری خصوصی برگرداند.

یک کشور نباید راه خود را از یک فاجعه آب و هوایی که در ایجاد آن کار چندانی انجام نداده وام بگیرد.

همچنین غرامت نمی تواند جایگزین تخفیف شود. کشورهای ثروتمند نمی توانند به مصرف نامتناسب انرژی و منابع مادی جهان ادامه دهند و در عین حال عواقب آن را در جاهای دیگر نادیده بگیرند. آنها باید به سرعت انتشار گازهای گلخانه ای و مصرف بیش از حد زیست محیطی خود را کاهش دهند.

بنابراین پاسخ خاموش به سیل در نپال سوال بزرگ تری در مورد همکاری بین المللی ایجاد می کند.

شاید جهان از پذیرش هزینه فزاینده بحران آب و هوا راحت باشد. زمانی که کشورهای آسیب دیده بپرسند که آیا هزینه ها باید توسط کسانی که بیشترین سهم را در ایجاد بحران داشته اند، راحت تر باشد.

راه‌هایی برای تغییر این موضوع از قبل وجود دارد: صندوق پاسخگویی به ضرر و زیان، مذاکرات آب‌وهوای سازمان ملل، و بدنه در حال تحول حقوق بین‌الملل در مورد مسئولیت آب و هوا.

آنچه وجود ندارد، این شناخت سیاسی است که هزینه های تخریب آب و هوا را نمی توان به طور نامحدود به عنوان مشکل دیگران تلقی کرد.

اگر عدالت اقلیمی معنایی داشته باشد، در نهایت باید جبران خسارات ناشی از تصاحب نابرابر مشترکات جوی را شامل شود.

دیگر نمی توان آن گفتگو را به تعویق انداخت.

نظرات بیان شده در این مقاله متعلق به خود نویسنده است و لزوما منعکس کننده موضع تحریریه الجزیره نیست.

خواندن متن کامل در الجزیرهبه زبان اصلی، در سایت ناشر باز می‌شود
متن اصلی (انگلیسی)

Why has the response to Nepal’s floods been so muted?

Because wealthy nations do not want to take responsibility for their role in the current climate crisis.

همه‌ی اخبار محیط زیست