پرش به محتوای اصلی

آنچه از دود جان سالم به در می برد: از یادبود نیویورک تا آینده زنده اورشلیم - نظر

جروزالم‌پست۱۴۰۵ شهریور ۲۸, شنبه، ساعت ۰۴:۵۴حدود 6 دقیقه مطالعه

به امید روزی که دوستی نیویورک و اورشلیم ترمیم شود. اما سیاستمداران هر تصمیمی بگیرند، آینده ما در شهرداری مشخص نخواهد شد.

در راه رفتن به دیوار غربی برای تور سالانه محله‌ای جامعه‌مان، در میدان زنده یادبود 11 سپتامبر اورشلیم توقف کردیم. این مکان فوق‌العاده‌ای است. در مرکز آن یک پرچم یادبود آمریکایی برافراشته است که به تدریج به شعله تبدیل می شود. قطعه فلزی که از خرابه های برج های دوقلو به دست آمده است در پایه آن تعبیه شده است.

در اطراف میدان اسامی نزدیک به 3000 نفری که در 11 سپتامبر 2001 به قتل رسیدند حک شده است. یکی از کتیبه ها به ویژه توجه من را به خود جلب کرد: "این قطعه فلزی، مانند کل بنای تاریخی، جلوه ای از رابطه ویژه بین نیویورک و اورشلیم است." احتمالا این کلمات بی انتها بوده اند.

با این حال، امروز در برابر آنها ایستاده بودند و تقریبا مانند پیامی از عصری دیگر می‌خواندند. آیه‌ای از خروج به طرز غیرقابل مقاومتی به ذهن متبادر شد: «پادشاه جدیدی بر مصر برخاست که یوسف را نمی‌شناخت.» حکیمان ما بحث کردند که آیا این به معنای واقعی کلمه یک پادشاه جدید است یا همان حاکمی که سیاست‌های جدیدی را اتخاذ کرده است. در هر صورت، پیام به طرز نگران کننده ای آشناست. یوسف مصر را از قحطی نجات داد، با این حال سهم او زمانی که فراموش کردن آن از نظر سیاسی راحت شد، فراموش شد. تاریخ تغییر نکرده بود. تمایل رهبری به اعتراف به اینکه تاریخ تغییر کرده است.

قدردانی جای خود را به فراموشی داد و دوستی را به بیگانگی. بزرگترین جامعه یهودی دیاسپورا برای چندین دهه، به نظر می رسید که نیویورک و اورشلیم بسیار بیشتر از پروازهای مستقیم، ادب دیپلماتیک، یا اعلامیه های شهرداری به یکدیگر ملحق شوند. نیویورک بزرگترین جامعه یهودی خارج از اسرائیل بود. یهودیان آن به شکل گیری فرهنگ، تجارت، بشردوستی و زندگی عمومی شهر کمک کردند.

حمایت از اسرائیل در هویت مدنی نیویورک که توسط شهرداران متوالی در میان شکاف‌های سیاسی و مذهبی مشترک بود، در هم تنیده شد. با این حال، پس از 7 اکتبر، بسیاری از این قطعیت شروع به از بین رفتن کرد. دانشجویان یهودی در محوطه دانشگاه با دشمنی مواجه شدند. صهیونیسم در محافل ظاهرا روشن فکر به اصطلاحی بدل شد.

اغلب اوقات، به نظر می رسید که همدردی با قربانیان 7 اکتبر ماندگاری فوق العاده کوتاهی داشته باشد. انتخاب زهران ممدانی به عنوان شهردار، نقطه اوج سیاسی چشمگیر این تغییر بود. ممدانی اسرائیل را به نسل کشی متهم کرده است، از تایید حق خود برای وجود به طور خاص به عنوان یک کشور یهودی امتناع کرده است، از رژه اسرائیل در شهر دور ماند و اعلام کرد که نخست وزیر اسرائیل در نیویورک نامطلوب بوده است.

شهردار شهری با بیشترین جمعیت یهودی در خارج از اسرائیل، اکنون در مورد دولت یهود با عباراتی صحبت می‌کند که زمانی محدود به متعهدترین مخالفانش می‌شد. پادشاه جدیدی در نیویورک برخاسته است: پادشاهی که از رابطه تاریخی عمیق بین نیویورک، جامعه یهودی آن و اورشلیم بی‌اطلاع نیست، بلکه به نظر می‌رسد که سیاست‌هایش تمایلی به انطباق این رابطه با اهمیت قبلی خود ندارد.

فلز فرستاده شده توسط شهر نیویورک در سنگ اورشلیم ثابت می ماند، اما رابطه سیاسی که قرار بود نماد آن باشد دیگر تقریبا جامد به نظر نمی رسد. شعله بنای یادبود معنای دیگری پیدا می کند. چیزی گرانبها، حداقل از نظر سیاسی، دود شده است. اما سفر ما به بنای یادبود ختم نشد. از آنجا، ما به سمت شهر قدیمی ادامه دادیم.

سال گذشته، پس از انجام همان زیارت، درباره منظره خارق‌العاده‌ای نوشتم که به ما خوش آمد گفت: خیابان‌های اورشلیم مملو از یهودیان جوان بود که آواز می‌خواندند، می‌رقصیدند، دعا می‌کردند، و به سادگی از همنشینی یکدیگر لذت می‌برند. با این اطمینان آمدم که علی‌رغم تاریکی اطراف ما، آینده مردم ما امن‌تر از میدان بود و خیابان‌ها حتی در دستان آنها قدرتمندتر بود. همنشینی با مردم مردان و زنان جوان، خانواده ها، دانشجویان یشیوا، بازدیدکنندگان از خارج از کشور و گروه هایی از سربازان حضور داشتند.

برخی از نظر دینی رعایت می کردند. ظاهرا دیگران چنین نبودند. آنها کلاه سیاه، کیپت بافتنی، شلوار جین، دامن های روان و یونیفرم ارتش اسرائیل به سر داشتند. برخی با عجله به سمت نماز رفتند، در حالی که برخی دیگر ایستاده بودند و صحبت می کردند، می خندیدند، آواز می خواندند، یا غذا می خوردند. هیچ کس دقیقا نمی پرسید که هر فرد یهودیت خود را چگونه تعریف می کند. آن‌ها آمدند، زیرا اینجا اورشلیم بود، و چون به روش‌هایی که گاهی اوقات بیان کردنشان دشوار است، می‌دانستند که متعلق به آن‌ها هستند. در میدان دیوار غربی، صدایشان با هم بلند شد. اینها سرهای خمیده‌ی یک مردم شکست خورده نبودند.

آنها مغرور، مطمئن و نترس بودند. بسیاری از سربازان در میان آنها سه سال گذشته را در شرایطی سپری کرده بودند که جوانان هرگز نباید آن را تجربه کنند. آنها دوستان خود را دفن کرده اند، تحصیلات و مشاغل را ترک کرده اند و مسئولیت هایی بسیار فراتر از سال های خود را بر عهده گرفته اند. با این حال، آنها ایستاده بودند و با انرژی می خواندند که به نظر می رسید می تواند سنگ ها را بلند کند. تضاد با بنای یادبود به سختی می توانست بیشتر باشد. اتحادهای سیاسی ارزشمند هستند و ما باید برای حفظ آنها سخت تلاش کنیم.

ما نباید درد و رنج ناشی از چرخش شدید رهبری نیویورک را علیه اسرائیل نادیده بگیریم. همچنین نباید یک شهردار را با کل یک شهر اشتباه بگیریم. نیویورک همچنان شامل یک جامعه یهودی گسترده، متنوع و عمیقا متعهد به همراه بسیاری از دوستان غیر یهودی اسرائیل است. آنها سزاوار حمایت و همبستگی ما هستند، به ویژه زمانی که به طور فزاینده ای احساس انزوا می کنند. با این وجود، تاریخ به ما می آموزد که بقای یهودیان را به حسن نیت دیگران نسپاریم، هر چند صادقانه که این حسن نیت ممکن است در یک لحظه خاص ظاهر شود. دولت ها تغییر می کنند. افکار عمومی تغییر می کند.

اجماع شکست ناپذیر دیروز به گزاره مورد مناقشه امروز تبدیل می شود. حاکمان جدیدی ظهور می‌کنند که یوسف را نمی‌شناسند، یا ترجیح می‌دهند او را به یاد نیاورند. اورشلیم شاهد امپراتوری‌هایی بسیار بزرگتر از هر جنبش سیاسی مدرن بوده است. آنها اعلامیه های بزرگ کردند، سکه ضرب کردند و بناهای تاریخی برپا کردند. یکی پس از دیگری ناپدید شدند.

قوم یهود باقی ماندند – گاهی پراکنده و مورد آزار و اذیت قرار گرفتند، اما همچنان به سوی اورشلیم دعا می‌کردند و همچنان به فرزندان خود آموزش می‌دادند که بازگردند. اکنون آن فرزندان و نوه‌ها در خیابان‌های اورشلیم ازدحام می‌کنند. به همین دلیل است که جوانان دیوار غربی اهمیت زیادی داشتند. آنها صرفا در یک مراسم مذهبی شرکت نمی کردند.

حضور آنها پاسخی بود به کسانی که معتقدند یهودیان را می توان ترساند که هویت خود را رها کنند، از تسلیم خانه ملی خود شرمنده شوند، یا از دست دادن آینده خود خسته شوند. روابط بین نیویورک و اورشلیم ممکن است تیره شده باشد. مدهای سیاسی ممکن است زشت تر شوند. شعله حجاری شده از پرچم آمریکا اکنون ممکن است نه تنها یادآوری، بلکه سوزاندن فرضیات قدیمی را تداعی کند. با این حال شعله نیز نور می دهد. و نوری که در آن شب دیدم از هزاران چهره جوان یهودی در اورشلیم می آمد: آواز خواندن، دعا کردن، رقصیدن و ایستادن با هم.

آنها یهودیان مغرور در سرزمین خود بودند - نه تعظیم کردند و نه شکستند، نه عذرخواهی کردند و نه ترسیدند. به امید روزی که دوستی بین نیویورک و اورشلیم ترمیم شود. اما سیاستمداران هر چه تصمیم بگیرند، آینده ما در شهرداری مشخص نخواهد شد. این در خیابان های اورشلیم نوشته می شود. Gmar Hatima Tova. نویسنده خاخام و پزشک است. او در مورد اخلاق، رهبری و انعطاف پذیری یهودی می نویسد و تدریس می کند. کارهای او در rabbidrjonathanlieberman.substack.com و youtube.com ظاهر می شود. @rabbidrjonathanlieberman

خواندن متن کامل در جروزالم‌پستبه زبان اصلی، در سایت ناشر باز می‌شود
متن اصلی (انگلیسی)

What survives the smoke: From New York’s memorial to Jerusalem’s living future - opinion

Hopefully, one day, the friendship between New York and Jerusalem will be repaired. But whatever politicians decide, our future will not be determined in City Hall.

همه‌ی اخبار خاورمیانه