پرش به محتوای اصلی

احساس اثر کالین گراهام: خاطرات فشرده، پژواک و پیشنهادی

آیریش‌تایمز۱۴۰۵ شهریور ۲۸, شنبه، ساعت ۰۶:۳۷حدود 2 دقیقه مطالعه

اودیسه ای که ریشه در تجربه بزرگ شدن در بلفاست دهه 1980 دارد

لحظه‌ای در خاطرات کالین گراهام به نام «احساس» وجود دارد، زمانی که خودم را دیدم که در آینه خاطره مشترک نگاه می‌کنم. گراهام در حال امتحان کردن یونیفورم مدرسه جدیدش است، سنجاق‌ها خراشیده می‌شود، یقه‌اش خیلی تنگ است، زوایای دوران کودکی به دلیل سازگاری‌هایی که به زودی تبدیل به عادت می‌شوند، تنگ شده است.

من همان لحظه را به یاد می‌آورم که بسیاری از مراحل اول کتاب را به یاد می‌آورم. بزرگ شدن در شرق بلفاست، «تهدید مالیخولیایی»، اتوبوس صبحگاهی، شیر دور زدن، گراهام با پدرش، من با عمویم. این گذرهای اولیه صبحگاهی حتی در آن زمان هم چیزهای جهنمی در مورد آنها داشت. موتور دیزلی زیر کابین مثل آتش زیرزمینی می‌چرخد، چرخ دنده تند تند تیلر شارون، شهر عقب‌نشینی می‌کند و تماشا می‌کند.

و حتی الان، به همان ناهماهنگی ها خندیدم، داستان افسانه ای چشمان شیشه ای سمور پر شده، یکی از چندین چرخش کمیک. گراهام سبک مرده‌ای دارد که در صورت حذف، موضوع اصلی آن است. گراهام آموخته بود که مانند آن زمان در درون و فراتر از خود زندگی کند.

بنابراین ما به همان مدرسه رفتیم، معلمان یکسانی داشتیم، و در همان دانشگاهی که در آن همان سکوت‌های ناخوشایند را به اشتراک می‌گذاشتیم، که هنوز توسط همان اسنوبیست‌های کوچک اداره می‌شد، غلت زدیم.

همه اینها مرا به این فکر انداخت که چه چیزی در زندگی آن را برای گفتن مناسب می کند، به چه سبک و چه زمانی؟ گراهام از طریق حرکات نثری که شبیه موسیقی مجلسی است به این پرسش‌ها نزدیک می‌شود: فشرده، پژواک و پیشنهادی. در این، برخی از سکانس‌ها بیشتر از بقیه می‌خوانند، اما کل آن‌قدر با دقت انجام می‌شود که به معنای کالبد شکافی بیان می‌شود.

ناپدیدشدگان اثر مارلون جیمز: تصویری هولناک و مهیج از مردان عجیب و غریب و مستقیم

گراهام یک ناظر تحلیلی است و خاطرات او شرح می دهد که چگونه یک چشم انداز به یک شخصیت تبدیل می شود، صرف نظر از هرج و مرج موضوع و عدم تناسب کادر آن. با خواندن آن، به بلفاست و کشش عجیبی که در تخیلات باقی مانده از آن دارد فکر کردم. در کتاب گراهام انعکاس صداهای دیگری از سیاران کارسون و طنز نابغه خلاء وجود دارد، اما اینها نیز بیانگر وضعیت لنگر نشده بلفاست هستند. شهری دریایی که بر روی پایه‌های لجنی ساخته شده است، طبیعتا در حال جابجایی است، شهرهایی که در آنجا سرگردان شده‌اند.

«احساس» روایتی درخشان از اودیسه‌های کوچک یکی از شهروندانش است، حتی اگر همه این سفرها بازگشتی نداشته باشند.

نیکلاس آلن استاد بالدوین در علوم انسانی در دانشگاه جورجیا و نویسنده کتاب Late Heaney است.

خواندن متن کامل در آیریش‌تایمزبه زبان اصلی، در سایت ناشر باز می‌شود
متن اصلی (انگلیسی)

Sensation by Colin Graham: A compact, echoing and suggestive memoir

An odyssey rooted in the experience of growing up in 1980s Belfast

همه‌ی اخبار جهان