پرش به محتوای اصلی

اعتراف دیگر: یوم کیپور به عنوان سفر شبانه روح

جروزالم‌پست۱۴۰۵ شهریور ۲۷, جمعه، ساعت ۱۲:۲۵حدود 6 دقیقه مطالعه

تعداد کمی از تصاویر، یوم کیپور را قدرتمندتر از فردی که بر روی ماخزور (کتاب دعا) خم شده است، به تصویر می کشد که به آرامی فهرست گناهان خود را می خواند.

یوم کیپور یک تجربه شخصی و انفرادی است. ما به اتاق های شخصیت خود فرود می آییم و به دنبال چیزی می گردیم که سال را از آن دوری می کنیم. ما با ضعف‌هایی که ترجیح می‌دهیم نادیده بگیریم و عادت‌هایی که آموخته‌ایم بهانه‌گیری کنیم، مقابله می‌کنیم. ما لایه‌های منیت، خودپسندی، خودفریبی و ساختگی را از بین می‌بریم و خود را به چیزی آشکار، واقعی و آسیب‌پذیر می‌کشیم. بدون حمایت های معمول خود، ما به دنبال حقایق دردناک می گردیم و امیدواریم که شجاعت متفاوت شدن را جلب کنیم. یوم کیپور سفر شبانه روح است.

برای یک روز، حواس‌پرتی‌ها کنار می‌روند، و ما با کیستی، آنچه که نتوانسته‌ایم تبدیل شویم و کوتاهی زندگی‌مان در پس زمینه ابدیت مواجه می‌شویم. تعداد کمی از تصاویر، یوم کیپور را قدرتمندتر از فردی که بر روی مچزور (کتاب دعا) خم شده است، به تصویر می کشد، و به آرامی فهرست گناهان خود را می خواند. با این حال، یوم کیپور نیز زمانی برای توبه دسته جمعی است. برای اولین بار در 2000 سال، ما به عنوان یک ملت مقتدر یهودی زندگی می کنیم و همانطور که افراد باید خود را بررسی کنند، یک ملت نیز باید خود را بررسی کند. سه سال گذشته ما را به سختی آزمایش کرد و با ایمان، شجاعت و مقاومت پاسخ دادیم.

اما تحسین آنچه به دست آورده ایم نمی تواند ما را از خودآزمایی صادقانه معاف کند. به عنوان یک مردم، ما نیز گناهانی برای اعتراف داریم. vidui جمعی (اعتراف) ناگزیر شخصی و ذهنی است. با این حال، شکست هایی وجود دارد که ما به عنوان یک مردم باید مایل باشیم که در یوم کیپور اعتراف کنیم و از طریق تشووا (توبه) جمعی به آن ها بپردازیم. گناه سرگردانی معنوی یکی از گناهانی که در مچزور ذکر شده تیمون لواو است، گیجی یا آشفتگی قلب.

در این سال‌ها، گاه با وسواس در مورد تصمیم‌های خداوند و مشیت او تعجب کرده‌ایم، بدون اینکه اجازه دهیم ایمان کافی ما را استوار کند. تحت فشار جنگ و بلاتکلیفی، بدبینی نسبت به آینده مردم ما و کشور اسرائیل رخنه کرده است و اعتماد به سرنوشتی را که خدا به ما وعده داده است تضعیف کرده است. ما شاهد پیروزی‌های چشمگیری بوده‌ایم که با رشادت و دلاوری نیروهای دفاعی ما ممکن شد. آیا ما نیز به اندازه کافی خدا را شکر کرده ایم و دست او را در این دستاوردها تشخیص داده ایم؟ گناه بی توجهی تاریخی ما در طول تاریخ زندگی می کنیم.

کشتار 7 اکتبر به رهبری حماس رویدادی است که بقیه زندگی ما را شکل خواهد داد و باید شکل دهد. ما داستان آن را برای نسل‌های آینده بازگو خواهیم کرد، همان‌طور که بازماندگان هولوکاست موظف شدند آنچه را که دیده‌اند حفظ کنند. با این حال، می توان در طول تاریخ بدون جذب معنای آن زندگی کرد. ما می‌توانیم غرق در داستان‌های خودمان بمانیم، حتی زمانی که داستان بزرگ‌تر تاریخ یهود در اطراف ما در حال چرخش است. آیا به اندازه کافی اندازه گیری این لحظه را انجام داده ایم یا خیلی سریع به زندگی خصوصی خود عقب نشینی کرده ایم؟ گناه بی حسی جامعه ما خسته شده است.

سه سال جنگ ما را با اندوه، اضطراب و زندگی مختل کرده است. چرخه اخبار گیج کننده بوده است، به طوری که یک رویداد مهم به سختی قبل از رسیدن رویداد دیگر حل می شود. خسته بودن گناهی نیست اما خستگی طولانی مدت می تواند بی سر و صدا تبدیل به بی حسی شود. آیا صرفا از خستگی محض، شروع کرده‌ایم تا از احساس چیزی که زمانی ما را تکان می‌داد دست برداریم؟ گناه بدیهی گرفتن قربانی کردن بارهای این جنگ به همان اندازه کاهش نیافته است. برخی متحمل خسارات و فداکاری هایی شده اند که تصور آن تقریبا غیرممکن است. قهرمانی آنها هرگز نمی تواند بخشی از صحنه پس زمینه جنگ شود.

خانواده‌های داغدار، سربازان مجروح، نیروهای ذخیره و خانواده‌های آنها و همه کسانی که بار سنگینی را به دوش کشیده‌اند، شایسته قدردانی، دلسوزی و حمایت ما هستند. آیا ما آنها را با عشقی که سزاوارشان هستند در آغوش گرفته‌ایم؟ همچنین باید هنگام صحبت در مورد تجربیات آنها بسیار مراقب باشیم. درد شدیدا شخصی است، و حتی کلمات با نیت خوب نیز زمانی که بی دقتی یا حساسیت ناکافی باشند می توانند زخمی شوند. آیا ما همیشه کلمات خود را با دقت کافی انتخاب کرده ایم؟ آیا گاهی اوقات در مورد فداکاری هایی که از ما خواسته نشده بود صحبت کرده ایم؟ و آیا تا به حال از درد کسی بکاهیم؟

y چون دیگران بیشتر زجر کشیده اند؟ درد و رنج نباید بزرگترین رنج باشد تا سزاوار همدردی ما باشد. گناه اعتماد بیش از حد ایدئولوژیک جنگ و پیامدهای آن تنش هایی را که از قبل در داخل کشور ما در حال جوشیدن است، دوباره ظاهر کرده است. ما دوباره وارد برخی از کشمکش‌ها و تفرقه‌های اجتماعی شده‌ایم که قبل از 7 اکتبر ما را آزار می‌داد. مواضع در مورد سؤالاتی که قلب هویت یهودی و معنای زندگی در دولت مدرن اسرائیل را تحت تأثیر قرار می‌دهند سخت‌تر شده است. اما اعتقاد نیز می تواند به اعتماد به نفس بیش از حد تبدیل شود.

ما باید بپرسیم که آیا فضای کافی برای احتمال اشتباه یا حداقل ناقص بودن مواضعمان باقی گذاشته‌ایم؟ آیا برای دفاع از اعتقادات خود بدون بررسی نقاط ضعف و محدودیت آنها عجله کرده ایم؟ متیو آرنولد هشدار اسقف ویلسون را نقل می کند که ما باید از "بهترین نور" خود پیروی کنیم، اما همچنین مراقب باشیم که "نور ما تاریکی نباشد." مقداری فروتنی فکری اعتقادات ما را پاک نمی کند، اما ممکن است برخی از شکاف هایی را که جامعه ما را تحت تأثیر قرار می دهد، کاهش دهد. گناه زبان بی پروا حتی در میان شکاف های ایدئولوژیک عمیق، زبان ما نیاز به مراقبت بیشتری دارد.

مسائلی که ما را از هم جدا می‌کند دردناک است و ارزش‌های عمیقی را لمس می‌کند. با این حال، اغلب اوقات ما به جای صحبت با خویشتن داری، احترام و ظرافت، تشدید می کنیم. گاه زبان ما ظالمانه شده است. نازی خواندن یک یهودی دیگر نشان دهنده نزدیک بینی تاریخی و بی احترامی عمیق به قربانیان هولوکاست است. یک یهودی که می تواند یهودی دیگری را نازی خطاب کند، گسست عمیقی را در هویت، قومیت و آگاهی تاریخی یهودی خود آشکار کرده است. این جنایت تاریخی هر چیزی را که او در مورد این موضوع می‌گوید فاسدتر می‌کند و آن را بی‌ربط می‌کند. به همین ترتیب، یک یهودی دیگر را به‌عنوان یک یهودی ستیز معرفی می‌کند.

هم تاریخ یهود و هم پیوندهایی را که ما را به عنوان یک قوم به هم مرتبط می کند، خدشه دار می کند. می‌توانیم باور کنیم که موضع یک یهودی دیگر عمیقا اشتباه است، حتی برای آینده یهودیان خطرناک است، بدون اینکه به زبانی بپردازیم که او را از داستان مشترک ما خارج کند. زبان، زبان، زبان. شاید هیچ شکستی بیشتر به تشدید اختلافات داخلی ما کمک نکرده باشد.

کلمات می توانند کشمکش را تشدید کنند و زخم هایی را تا مدت ها پس از پایان مشاجره بر جای بگذارند. گناه فراموش کردن سرنوشت مشترک ما یوم کیپور را با رویای لشانه حباء ب یروشالیم به پایان می رسانیم، در آرزوی روزی که قوم یهود در اورشلیم رستگار شده جمع شوند. این مقصد مشترک باید نوع نگاه ما به یکدیگر را در حال حاضر شکل دهد. با وجود تفاوت‌هایمان، گذشته و سرنوشت مشترکی داریم. وقتی این را فراموش می کنیم، شروع می کنیم به طوری با یکدیگر رفتار می کنیم که گویی متعلق به همان مردم نیستیم.

حتی زمانی که عمیقا اختلاف نظر داریم، در همان عهد شریک و رهروان همان رستگاری می‌مانیم. همانطور که بر صفحات ماخزور خم می‌شویم و فهرست گناهان خصوصی خود را می‌خوانیم، شاید باید تصور کنیم که کتاب دیگری در برابر ما باز است: کتاب تاریخ یهود. ما در یکی از مهم‌ترین فصل‌های آن زندگی می‌کنیم و به نوشتن آن کمک می‌کنیم. برخی از گناهان این کتاب به صراحت در مچ‌زور یافت نمی‌شوند.

آنها در نحوه زندگی لحظه ای خود نوشته شده اند: چگونه صحبت می کنیم، چگونه مخالفیم، چگونه درد دیگران را تحمل می کنیم، چگونه دست خدا را می شناسیم، و چقدر صادقانه از سرنوشت مشترک خود یاد می کنیم. در روز یوم کیپور، خداوند اتاق های پنهان هر قلب را بررسی می کند. شاید او همچنین شخصیت افرادی را که با هم تبدیل می‌شویم، و نحوه نوشتن این فصل از تاریخ قومش را بررسی می‌کند. ■نویسنده خاخام و مربی در Yeshivat Har Etzion (گوش) است. آخرین کتاب او، پژواک های راشی: بریشیت را در mtaraginbooks.com پیدا کنید.

خواندن متن کامل در جروزالم‌پستبه زبان اصلی، در سایت ناشر باز می‌شود
متن اصلی (انگلیسی)

The other confession: Yom Kippur as the night journey of the soul

Few images capture Yom Kippur more powerfully than a person bent over a machzor (prayer book), quietly reciting its catalogue of sins.

همه‌ی اخبار خاورمیانه