جردن راث، ستاره «The Shards» در مورد کنایه زیبای اولین بازی خود و تکیه به سمت تاریک او
تهیه کننده برنده جایزه تونی، شباهت های شاعرانه و تفاوت های انتقادی بین خود و شخصیتش را در اولین نقش روی پرده اش باز می کند: "رایان مورفی به من فرصتی داد تا خودم را ثابت کنم."
[این داستان حاوی اسپویلرهای اصلی از پایانی The Shards، "Stairway to Heaven" است.]
فصل اول The Shards به یک نتیجه تقریبا مرگبار رسید. برای هشت اپیزود، اقتباس FX و رایان مورفی از رمان بزرگسالان جوان برت ایستون الیس در سال 2023، با دوگانگی ها و دوگانگی های مجموعه اصلی خود - از قدرت و شخصیت ها تا جنسیت و واقعیت واقعی - بازی می کرد. این گروه ثروتمند و پر زرق و برق در میان جست و جوی مداوم برای کنترل، چه در مورد زندگی خود و چه حتی یکدیگر، برای یک فصل بین بهترین و بدترین انگیزه های خود سرگردان بودند.
داستان های مرتبط موسیقی «The Shards» انتشار موسیقی متن با ستاره هایز وارنر، تروی سیوان (اختصاصی) فراتر از کتاب چگونه «شاردز» درباره قاتل سریالی تلویزیونی تجدید نظر می کند
در پایان فصل، «پلکانی به سوی بهشت»، بسیاری از آن بدترین انگیزهها برنده شدند. در پایان، ولگردی و ولگردی وحشتناک یک قاتل زنجیره ای، در کنار آشفتگی شخصی و جمعی که حضور آنها ایجاد کرده است، با قتل تری شفر (وس بنتلی)، تهیه کننده، برت (ایگبی ریگنی) و حلقه درونی او را به شیوه ای جدید و ناراحت کننده لمس می کند. The whodunnit cliffhanger، که معتقد است تقریبا هر یک از شخصیتها میتواند مقصر باشد، نتیجه انشعاب نه تنها از متن الیس است، بلکه حاصل دوستیها و حتی روانیها در میان این جمع براق نخبگان دبیرستانی دهه 80 است.
در لحظات پایانی اپیزود، که در سریال The Go-Go "Our Lips Are Seled" تنظیم شده است، دوربین در اتاق نگهدارنده حرکت می کند و همه در حالی که منتظر بازجویی پلیس هستند، ژست می گیرند. استیون دستیار دیرینه تری با ابروهای روشن و سفیدش و شبح آبی برقی، با بازی جردن راث، به سختی در میان پیراهنهای پوشیده، موهای پردار و دود سیگار از دست میرود.
راث میگوید در پایان فصلی که «میبینی او در حال کشیدن رشتهها و پیچاندن پیچها است»، استیون فصل را با پوزخندی از خود به پایان میرساند و نشان میدهد که با بهترین نوجوانان و بزرگسالان غالبا خودپسند، نه تنها میتواند ادامه دهد، بلکه حتی میتواند بکشد.
راث در مورد استیون به THR می گوید: "من خیلی زود تصمیم گرفتم که استیون همیشه به دنبال اطلاعات و اسرار است. بنابراین کاری که او انجام می دهد، حتی زمانی که صحبت نمی کند یا حتی تمرکز یک صحنه را ندارد، تماشای آن است." "ببین چه کار کرد! من آن را برای بعد نگه می دارم... اوه اوه! من آن سنگریزه کوچک را در آب انداختم، و ببین او با آن چه کرد. من آن را برای بعدا می گیرم. بخشی از هنر او استراتژی است."
بقیه، با این حال، کمی هنری شکنجه شده است. او درباره ایفای نقشی که مورفی برای او نقش آفرینی کرد، می گوید: «وقتی رایان [مورفی] این جمله را به من داد، عمیقا متاثر شدم: «من یک هنرمند هستم. من یک حرفه ای هستم. چیزی برای ارائه و گفتن دارم». درد هنرمند دانستن آن است و هیچ کس نمی بیند یا گوش نمی دهد.
او ادامه می دهد: «در ظاهر، استیون یک «دیگری» واقعی است. شما واقعا میبینید که او به جای همه ما صحبت میکند، که فکر میکنم یکی از استعدادهای واقعی رایان است. او میتواند این شخصیتها را بسازد که بسیار منحصر به فرد و یکتا به نظر میرسند، اما سپس این هسته وجودی بنیادین را به آنها میدهد که برای همه ما صحبت میکند و با همه ما صحبت میکند - از درد و آرزوی ما.
در پایان کتاب مبهم خود الیس، قاتل زنجیره ای به نام ترولر هرگز شناسایی نمی شود، اما پس از وقایع پایانی، پتانسیل استیون به عنوان مهاجم تری، چه برسد به The Trawler، پتانسیل دراماتیکی برای راث دارد. او می گوید: «او قادر به هر کاری است. "خوب، بد، و بی تفاوت."
قوس بزرگتر استیون، که این بازیگر نیز به اشتراک میگذارد، به طور کامل توسط مورفی به او منتقل شده است و بخشی از یک تغییر جزئی کتاب به صفحه است که برای گسترش خط داستانی فراتر از یک فصل طراحی شده است. ( مورفی و الیس برای اقتباس سه یا چهار فصل برنامه ریزی کرده اند؛ تمدید رسمی فصل دوم هنوز اعلام نشده است.)
مانند چندین شخصیت دیگر که اکنون در این طرح جنایت شور طناب زده اند، این یک محور مناسب برای دستیار آسیب دیده و نادیده گرفته شده است. راث در مورد حضور در هیئت قتل توضیح میدهد: «کاری که ما با تجربه دست کم گرفته شدن یا دائما دیده نشدن انجام میدهیم، به روشهای مختلف آشکار میشود. برای استیون، این میتواند بهعنوان خشم، بهعنوان اسکلهبازی، نقشهکشی و استراتژیسازی تجلی یابد.»
همچنین به عنوان نوعی انعطاف پذیری از طریق خوش بینی احمقانه یا رشک برانگیز ظاهر شده است. راث توضیح می دهد: "در هر یک از صحنه هایی که او را می بینید، او یک بار دیگر، یک بار دیگر، یک بار دیگر درگیر می شود. او به تجربه "شاید این بار" می رسد." "بنابراین تمام آن صحنههای هملت همبرگر، وقتی او در حال ارائه است، او سبک را برای دبی (هیز وارنر) برای رقص آف، شناور میآورد - "الان باید آن را ببینند، درست است؟ ببین چه میآورم. شاید این بار." و بعد نه. او به هر رد و بدل میآید با "این است که میشود، چرا که میشود."
در پایان، استیون یکی از واضحترین نمونههای نمایش است که نشان میدهد چگونه این برداشت تیرهتر و پیچیدهتر از روی سن نه تنها با آنچه در فرآیند تبدیل شدن انجام میدهیم، بلکه با دوگانگیها و دوگانگیهایی که میتوانند آن سفر را تحت تأثیر قرار دهند، بازی میکند. از طریق اولین بازیگری راث در تلویزیون، تا حدودی متا پیچشی در سفر خلاقانه و زندگی او نیز پدیدار می شود. او اذعان میکند: «یک طنز زیبا در روابط خویشاوندی من و استیون وجود دارد.
استیون که خود را مغز متفکر پشت کار تهیه کنندگی موفق تری می داند (به بهترین وجه در حدس و گمان های او درباره پتانسیل سینمایی رمان کمتر از صفر برت نشان می دهد)، در پایین ترین پله در سلسله مراتب دایره درونی ممتنع، گوشه گیر و با عنوان The Shard وجود دارد. سالها کار او در حالی که او با انزجار اطرافیانش را تشویق میکند، بهطور مکرر فکر میکند.
در مقابل، تجربه خود راث به عنوان یک امپرساریو فرهنگی (و فرهیخته) قابل مشاهده است. فرزند غول املاک نیویورک، استیون راث و غول برادوی، داریل راث، بازیگر، تهیه کننده و داستان سرای مد که خود را توصیف می کند، بیشتر عمر خود را در طبقات بالا گذرانده است. او پس از حضور در یک Ivy خصوصی در برانکس، از دانشگاه پرینستون و مدرسه تجارت کلمبیا فارغ التحصیل شد.
علیرغم گذراندن سالهای اولیهاش برای اجرای روی صحنه، یکی از اولین کارهای مهم او با موفقیت چشمگیر در سال 2001 با احیای The Rocky Horror Show، نامزدی چندین نامزدی تونی بهعنوان تهیهکننده برادوی تا زمانی که مغز بیشتر 20 نفر بهتازگی رشد کرده است، به دست آمد. کمتر از یک دهه بعد، او ابتدا بهعنوان تهیهکننده، سپس بهعنوان مالک مشترک آن - جوانترین صاحب تئاتر در برادوی در آن زمان - به Jujamcyn Theaters وابسته شد و پس از آن سهامدار عمده و اکنون مدیر خلاق ATG Entertainment.
وقتی این کافی نبود، او به آنچه او به عنوان اجرای مد روایی توصیف میکند، دست به کار شد و در موزه لوور پاریس «اعمال رادیکال زیبایی بیامان» را تولید کرد. جایی در این بین، او به چهره ای بیش از حد قابل مشاهده در فرش های هالیوود و نیویورک، یکی از برجسته ترین مقامات مد رسانه های اجتماعی و حضور روی جلد مجلات و باند فرودگاه تبدیل شد.
راث می گوید: "استیون هیچ چیز شبیه من نیست. او شبیه من نیست. او شبیه من نیست. او مانند من حرکت نمی کند. او مطمئنا کارهایی انجام می دهد و چیزهایی را می گوید که من هرگز انجام نمی دهم، نمی گویم یا به خودم اجازه نمی دهم که در نظر بگیرم." اگر او واقعی بود، راث میتوانست همان آدمی باشد که استیون از او رنجیده است، مثل بچههای باکلی پرپ. اما راث به سرعت اشاره می کند که چگونه این تنش در مورد چیزی بزرگتر و پیامی در هسته خود سریال است.
او تأمل میکند: «همه ما راههایی داریم که در آنها درک میشویم که به ما فرافکنی میشوند، و جالب است، اینطور نیست که همه ما توسط یکدیگر فرافکنی میشویم». "اگر همه ما می توانستیم پروژکتورهای خود را زمین بگذاریم، ممکن بود نه تنها یکدیگر را واضح تر ببینیم، بلکه از تجربه دیده شدن لذت ببریم."
همچنین آنچه راث به وضوح در خود و استیون می بیند، علیرغم اینکه "تقریبا از هر نظر کاملا متفاوت است" - تمایل به انجام کار، ریسک کردن و داشتن شجاعت و آینده نگری برای انجام موفقیت آمیز. راث به آرامی در مورد مسیریابی مشاغل خلاقانه و تجاری خود می گوید: "من از اینکه مجبور باشم خودم را ثابت کنم نمی ترسم. دوره". "آنچه سخت است زمانی است که احساس نمی کنید فرصت ندارید."
در پایان، میل عمیق استیون برای تبدیل شدن به یک تهیه کننده، او را به نقطه اوج بالقوه خود سوق می دهد. راث در زندگی واقعی آرزوی حضور در آن سوی صحنه و دوربین را داشته است. او توضیح میدهد: «از لحاظ بیرونی و درونی، ما تمایل به دیده شدن و درد دیده نشدن را به اشتراک میگذاریم. "من نیز برای مدت طولانی تجربه میکردم که میتوانم این کار را انجام دهم. میدانم که یک بازیگر هستم. در جوانی به عنوان بازیگر آموزش دیدم. این همیشه برنامه و جاهطلبی من بود.
من تولید را نه به عنوان یک طرح بزرگ، بلکه به این دلیل شروع کردم که در یک نمایش خاص شرکت کردم که میخواستم کمک کنم تا اتفاق بیفتد، و سپس زندگی من در آن مسیر فوقالعاده و بسیار رضایتبخش شروع شد. اما من هرگز قلب بازیگرم را از دست ندادم.
او ادامه می دهد: "من نمی دانستم چگونه راه برگشت را پیدا کنم. بنابراین برای مدت طولانی، همان احساس را تجربه می کردم، آن حس، می دانم که اینجاست، و چرا کسی نمی تواند ببیند؟ برای اینکه کسی ببیند باید چه کار کنم؟" "این نعمت این تجربه است. رایان به من این فرصت را داد تا خودم را در مسیر استیون ثابت کنم. رویای من برآورده شد این بود که درد همان رویا را برآورده نشده بازی کنم."
راث اضافه میکند که جایی که او و استیون با هم ارتباط برقرار میکنند، در «تجربه مشترک افرادی که درباره ما فرضیاتی میسازند، و ما را به دلیل ظاهر و نحوه ارائهمان رد میکنند» زندگی میکند. این بازیگر با مورفی روی استایل سر تا پا کاراکتر کار کرد، و زیباییشناسی را ایجاد کرد که تا حد زیادی از یقههای یقهپوش همتای کتابش برای چیزی که از لحاظ بصری الهام گرفتهتر بود دوری میکرد - با اشاره به باند فرودگاههای اروپا و دو دیوید که به نوعی جالوتهای خودشان شدند، سیلویان و بووی، نوازندگان بریتانیایی.
نگاه استیون بدون شک توجه افراد را به خود جلب می کند. این تصویر شخصی است که آشکارا مرزها را آزمایش می کند، علاقه ای به شرم، پنهان شدن، نامرئی بودن ندارد. او از شما می خواهد که ببینید. از بسیاری جهات، این کاملا برعکس دیگر مردان همجنسگرا و دگرباش در The Shards است که به درجات مختلف، تقریبا دو برابر زندگی می کنند. در فینال eason، این عدم معذرت خواهی در نهایت توسط تری مجازات می شود، مردی که به شیوه تاریک غیرقابل توهین خود، خود را پنهان کرده است.
راث میگوید: «آن سخنرانی که تری به استیون میزند - «فکر میکنی من میتوانم تو را با این افراد به این اتاقها ببرم؟» - زندگی من برعکس است. من برای خودم لباسی درست کردم که فکر میکردم برای انجام کاری که انجام میدادم باید شبیه آن باشم. "این ما را به اولین تولیدی که شروع کار تهیه کنندگی من شد برمی گرداند. من 22 ساله بودم. اولین نمایشم را تولید می کردم. همه کسانی که با من و برای من کار کردند از من بزرگتر بودند و من این لباس تجربه و اقتدار را ایجاد کردم و به آن چسبید.
این کار روی من تلفیق شد زیرا فکر می کردم این کاری است که باید انجام دهم تا این کار را انجام دهم که واقعا برای من مهم بود.
راث می افزاید، برخلاف استیون، تنها پس از رسیدن به سطوح خاصی از تجربه و موفقیت بود که متوجه شد، "من مجبور نیستم مانند یک تهیه کننده لباس بپوشم. من یک تهیه کننده هستم، و بنابراین تهیه کننده همانطور که من لباس می پوشم، لباس می پوشد. این مدت زمان زیادی طول کشید. من خیلی از زندگی را از دست دادم، و این خیلی راحت اتفاق نیفتاد زیرا دوره طولانی مدتی را پشت سر گذاشتم." "دلیل قدرتمند بودن صداهایی که ما را در جعبه هایمان نگه می دارند این است که بسیار شبیه صدای ما هستند. بنابراین ما فکر می کنیم، "این چیزی است که من فکر می کنم." این چیزی نیست که شما فکر می کنید. اما تشخیص آن واقعا دشوار است، اینطور نیست؟
در حالی که قسمت پایانی The Shards بدترین چیزهایی را که استیون قادر به انجام آنهاست به تصویر می کشد، راث خاطرنشان می کند که طرف دیگری در آونگ او وجود دارد که او می خواهد روشن کند. این بازیگر میگوید: "من عاشق این شخصیت، این انسان هستم. من عاشق شرکت بازیگرانی هستم که میتوانم با آنها خلق کنم، و تیم خلاق خارقالعادهای که این نمایش را میسازند." "برای فصل دوم انگشتان من روی هم افتاده اند، زیرا داستان های بسیار بیشتری برای استیون وجود دارد که باید آنها را کشف کند. استیون قبل از اینکه در اتاق باشد خودش را خلق کرد و او با صدایی که ممکن است به آن در می زند. من واقعا امیدوارم که وارد شود."
راث آرزوهای مشابهی برای خودش دارد. در حالی که تهیهکننده برادوی پروژههایی از جمله موزیکال جدید گالیله که در اوایل امسال معرفی شد، در دست اجرا دارد، راث به THR میگوید: «در حال حاضر بازگشتی وجود ندارد» درباره فصل بعدی او در بازیگری.
حتی اگر استیون نتواند رویاهای خود را ممکن کند، ستاره The Shards مطمئن است که این شخصیت همچنان به او کمک خواهد کرد تا به آنجا برسد.
او میگوید: «من واقعا هیجانزده هستم که همچنان نقشهایی را پیدا کنم، بجنگم و خودم را در نقشهایی ثابت کنم که به من امکان میدهد به روشهای مختلف طیفی از انسانها را کشف کنم، و طرح اولیه آن در واقع در استیون وجود دارد. "استیون شخصیتی در مقیاس است و من از شخصیت های مقیاس بسیار هیجان زده هستم. آنها می توانند شخصیت های لینچی باشند که می دانم استیون به عنوان آنها توصیف شده است و من آن را دوست دارم. این می تواند شخصیت هایی در فانتزی حماسی باشد. نکته دیگر در مورد استیون شوخ طبعی او است، کمدی تاریک او. من بسیار هیجان زده هستم که روش های مختلف زندگی در تاریکی کمدی را کشف کنم.
همچنین، واقعا، هر چیزی را که تیلدا سوینتون نقل میکند، میخواهم برای آن بخوانم.»
The Shards اکنون همه قسمتها را در Hulu پخش میکند. پوشش نمایش THR را اینجا بخوانید.
متن اصلی (انگلیسی)
‘The Shards’ Star Jordan Roth on the Beautiful Irony of His Acting Debut and Leaning Into His Dark Side
The Tony-winning producer unpacks the poetic parallels and critical divergences between himself and his character in his first on-screen role: “Ryan Murphy gave me an opportunity to prove myself.”