چگونه زوئی کازان شرق عدن را خودش ساخت
نویسنده درباره اقتباس از رمانی که الیا کازان ساخته شده است به یک فیلم کلاسیک با محوریت داستان کتی و آن توییت تیلور سوئیفت بحث می کند.
زوئی کازان - کرستی گریفین - نتفلیکس
در ژوئن 2024، زوئی کازان پروازی را به مقصد نیوزیلند سوار کرد. او هیجان زده بود. برای یک مادر بچه کوچک، یک پرواز انفرادی آرام برای خودش یک تعطیلات است. او فیلمهای داخل هواپیما را مرور کرد. او میگوید: «آنها شرق عدن را داشتند و من فکر میکردم که خدایان در حال توطئه هستند». او بازی را فشار داد.
تا آن زمان او از تماشای مجدد شاهکار پدربزرگش الیا کازان در سال 1955 اجتناب می کرد. او در نیمهی راه جهان پرواز میکرد تا مکانهایی را برای نسخه خودش از شرق عدن جستجو کند، اقتباسی هفت قسمتی از رمان جان اشتاینبک که در اول اکتبر در نتفلیکس پخش میشود. او نمیخواست فیلم روی او تأثیر بگذارد. اما فیلمنامه او که کار روی آن را در سال 2020 آغاز کرده بود، سرانجام تحویل داده شد.
همانطور که تیتراژ پایانی می چرخید، آهی از روی تسکین کشید. او میگوید: «بیشتر از آنچه به یاد داشتم شبیه کتاب بود. این فیلم که جیمز دین متفکر را به سینما معرفی کرد، بیشتر از این رمان الهام گرفته است تا اقتباس مستقیم از آن: فقط یک سوم آخر را پوشش میدهد، شخصیتهای مهم حذف شدهاند و خطوط معروفی وجود ندارند. کازان در یک صبح اوت در یک کافه در بروکلین میگوید: «از نظر من، کازان در یک کافه در بروکلین در یک روز اوت، نشان میدهد که چگونه، در طی 50 سال، تاریخ را تکرار میکند – یا نه.»
اقتباس وفادارانه او تمام حماسه چند نسلی را پوشش می دهد، که داستان قابیل و هابیل را دو بار دوباره به تصویر می کشد. سایرس (تریسی لتس در سری جدید)، کهنه سرباز جنگ داخلی اسطوره سازی، پسر مهربانش آدام (کریستوفر ابوت) را به پسر خشن، چارلز (مایک فیست) ترجیح می دهد. یک نسل بعد، پسران دوقلوی آدام، آرون و کال (جو اندرس و جوزف زادا) برای محبت پدر غایب عاطفی خود رقابت می کنند.
کازان با سؤال اصلی رمان درگیر است: آیا آن پسران میتوانند از سایههای تاریخ خانوادهشان بگریزند و راههای خود را بسازند - و آیا آمریکا، حامل گناهان بردهداری، مبارزات خشونتآمیز علیه بومیان آمریکا و نژادپرستی علیه مهاجران که آیندهای را در غرب میسازند، میتوانند همین کار را انجام دهند.
هر دو نسخه از نظر کازان، خودنگاره هنرمندانی هستند که آنها را ساخته اند. الیا کازان که به دلیل کارگردانی یک تراموا به نام هوس و روی آب و یکی از بنیانگذاران استودیوی تأثیرگذار بازیگران که مدرسه «بازیگری متد» از آن متولد شد، شهرت داشت، در سال 1952 به کمیته فعالیتهای غیرآمریکایی مجلس نمایندگان دعوت شد. فهرست سیاه هالیوود در حال اجرا بود و با این احتمال مواجه شد که دیگر هرگز نامی در هالیوود به کار نرود. نوه او هرگز زندگی نامه او را نخوانده است، اگرچه تلاش کرده است.
او میگوید: «بخش بسیار جوانی از من وجود دارد که مثل این است که من هنوز میخواهم پدربزرگم پدربزرگ من باشد و به همه این چیزهای بزرگسالان دسترسی نداشته باشد. اما او معتقد است که الیا کازان، که در سال 2003 در 20 سالگی درگذشت، خود را در گوسفند سیاه خانواده می دید: "او این پدر سرد و سختگیر را داشت و فکر می کنم او به کال فرافکنی می کرد." در دوره ای ساخته شده است که کارگردان با واکنش های شدیدی مواجه بود، نسخه او بر احساس گناه، طرد شدن و بیگانگی تمرکز دارد.
زوئی کازان نویسنده و ستارهاش فلورانس پیو در صحنهبرداری سریال شرق عدن از نتفلیکس - جفری شورت - نتفلیکس
چیزی که زوئی کازان، یک مادر جدید را در هنگام شروع فیلمنامه، بیشتر مجذوب خود کرد، شخصیتهایی بودند که پدربزرگش بازنویسی یا حذف کرده بود: کتی (فلورانس پوگ)، مادری که پسران شیرخوار خود را ترک میکند و کازان او را «غیرقابل جبران، مقاومتناپذیر، و بسیار پر از عاملیت» میخواند، و لی (پسر چینی که به لئون پا میگذارد).
کازان ممکن است در فیلمنامهاش به کتی و لی نزدیکتر باشد. اما شاید دلیل جذب او به این پروژه، زندگی و کار در سایه پدربزرگش باشد. نمیتوان شباهتی بین او و نوههایش در شرق عدن ترسیم کرد که در حال تقلا برای پذیرش یا جدا شدن از یک میراث سنگین هستند. کازان اذعان میکند: "این کنایه برای من از بین نرفته است. من به معنای واقعی کلمه راه خانواده ام را دنبال می کنم." «فکر نمیکنم اگر در حین ساختن این داستان خانوادگی به خانوادهام فکر نمیکردم، کارم را به عنوان یک هنرمند انجام میدادم.»
زوئی کازان نوجوان بود که به سختی برای استاین بک گرفتار شد. در 15 سالگی، این بومی لس آنجلسی با والدینش، در شرق عدن که گوش سگی داشتند، یک سفر جاده ای با مضمون اشتاین بک در ساحل کالیفرنیا آغاز کرد. سالها بعد، او از نمایندگانش خواست که در صورت خرید حقوق با او تماس بگیرند. این تماس در دسامبر 2019، زمانی که کازان در استرالیا مشغول تیراندازی بود، منتشر شد. او از پرواز برگشت به لس آنجلس همراه با کودک 15 ماهه اش با چشمانی تاسف بار ظاهر شد تا ایده خود را برای خریداران مطرح کند.
او میگوید: «من درباره آمریکا و روشی صحبت کردم که ما نمیخواهیم به سایهمان نگاه کنیم، و اینکه چگونه کتاب استدلال میکند که در آغوش گرفتن سایهات، همهی خودت، خوب و بد، تنها راه تغییر است.
در آن زمان او نه تنها به عنوان بازیگر در فیلمهای «بیمار بزرگ» و «او گفت»، بلکه بهعنوان فیلمنامهنویس با روبی اسپارکس، برداشتی طنزآمیز از دختر رویایی پیکسی شیدایی، و حیات وحش، درامی که با شریک زندگیاش، پل دانو، نوشت، حرفهای ایجاد کرد. او شغل شرق عدن را پیدا کرد و شش سال بعد را در دنیای اشتاین بک گذراند، و بیشتر آن زمان را در سر یکی از پیچیده ترین شخصیت های زن ادبیات، کتی، گذراند.
کتی به طرز مرموزی در آستان آدام و چارلز ظاهر می شود که به شدت کتک خورده است. از آنجا، او بین یک اغواگر مسحور کننده و تجسم شیطان در نوسان است. بسته به دیدگاه شما، او یک دستکاری یا یک بازمانده است. کازان با خنده میگوید: «فکر نمیکنم هیچ چیزی در زمینه او رفتار او را توجیه کند. "در عین حال، یک چیز واقعا قانعکننده در مورد اصرار او بر خودمختاری و خودخواهیاش، به خصوص به عنوان یک زن وجود دارد. من دختر خوبی بودم، خواندن آن بسیار هیجانانگیز بود."
مایک فیست، کریستوفر ابوت و فلورانس پیو در شرق عدن نتفلیکس - نتفلیکس
کتی مرکز اقتباس کازان شد. کتی که اغلب توسط راوی متهم به دروغگویی است، در واقع اغلب حقیقت را می گوید. این حقیقتی نیست که مردان اطراف او می خواهند بشنوند. او می گوید که نمی خواهد به کالیفرنیا نقل مکان کند. میگه بچه نمیخواد او می گوید پس از تولد کال و آرون نمی خواهد بماند. خوانندگان امروزی ممکن است از روشی که او آزادی خود را به دست میآورد وحشت زده شوند، اما ما همچنین میتوانیم با زنی که خواستههایش آشکارا نادیده گرفته میشود همدردی کنیم.
حتی اشتاین بک هم نمی توانست تصمیم بگیرد. کازان میگوید: در نامههایی به سردبیرش، «او اینگونه شروع میکند: «تو هرگز هیولایی را به این شکل نخواندهای». "سپس شروع به اشاره به او می کند که "بالاخره به کتی عزیزم برمی گردم." به نظر می رسد که او بسیار اغوا شده است." کازان به شدت بر این کتاب تکیه کرد تا کتی را به تصویر بکشد. این نسخه دختربچه از یکی از آنتاگونیست های بزرگ ادبیات نیست. او میگوید: «فکر میکنم متن از خواندن من پشتیبانی میکند. من از داستانهای تاریخی که ارزشهای مدرن را به گذشته تحمیل میکنند، خوشم نمیآید. فکر نمیکنم کتی فمینیست باشد. فکر نمیکنم او به زنان دیگر اهمیت دهد.
فکر می کنم او به خودش اهمیت می دهد.»
پوگ تنها بازیگر کازان در فیلمنامه او بود. او حرفه ای از شخصیت های اخلاقی پیچیده در لیدی مکبث، میدسومار و حتی فیلم های مارول ساخته است. به عنوان کتی، او متحیر است. کازان میگوید: «فلورانس شبیه یک عروسک به نظر میرسد، اما او این میله فولادی را در داخل دارد. "کتی همه کار است، مانند کوسه ای که همیشه باید به جلو حرکت کند."
شرق عدن از برخی جهات به قدری پیر شده است که کازان ممکن است توسط کسانی که متن را نخوانده اند متهم به به روز رسانی مدرن شود. پس از اینکه کتی آدام را ترک می کند، داستان روی دو مرد به نام های آدام و لی متمرکز می شود که به طور افلاطونی خانواده ای را تشکیل می دهند و پیامدهای پیچیده نقش جنسیتی آن چیدمان را بررسی می کنند.
پدر و مادر لی از چین برای ساخت راه آهن آورده شدند. او زندگی خود را به عنوان باهوش ترین مرد در هر اتاق می گذراند، اما به انگلیسی شکسته وانمود می کند تا مردان سفید پوست اطراف خود را راحت کند، و فقط عقل خود را برای کسانی که به آنها اعتماد دارد آشکار می کند. برای چند فصل، لی به سانفرانسیسکو می رود تا رویای افتتاح کتابفروشی خود را دنبال کند. او با کمی گفتن در مورد آنچه در زمانی که او نبود، برمی گردد.
کازان میگوید: «اگرچه [اشتاینبک] چیزهایی مانند تغییر کد لی را تصور میکند، که خواندن آن در این کتاب از سال 1952 بسیار تکاندهنده است، من احساس میکردم این معمایی است که وقتی لی میرود چه اتفاقی میافتد. "می خواستم کمی بیشتر به او بدهم." کازان رماننویس الکساندر چی را آورد تا صحنههایی را برای لی بسازد که اشتاینبک از صفحهاش کنار گذاشته بود.
او هشت اپیزود نوشت، از جمله یکی منحصرا به دنبال لی در سفرش در سانفرانسیسکو. نتفلیکس با چراغ سبز هفت. او میگوید: "این چیزهای آشکاری بود که باید از بین میرفت، تا حدی به این دلیل که از مسیر اصلی داستان خارج شده بود، بلکه به این دلیل که همه مکانهای جدید هستند. این یک سوم به بودجه ما اضافه میکرد." او مجبور شد طرح را در قسمت دیگری ببافد. "من خیلی ناراحت بودم که آن قسمت را از دست دادم، اما فکر می کنم برای آن قوی تر است، زیرا او درگیر نیست. او بخشی از داستان منسجم است."
هون لی در شرق عدن نتفلیکس - نتفلیکس
وقتی آدام بیشتر یک دهه را از نظر روانی بررسی می کند، لی کال و آرون را بزرگ می کند و عمدا سعی می کند از شکستگی ها و خشونت نسل قبلی در این نسل جدید جلوگیری کند. راوی اشتاین بک کارهای خانگی و عاطفی لی را با تحسین مشاهده می کند و با توجه به دوره زمانی به لی وقار غیرمنتظره ای می دهد. سریال نتفلیکس دو برابر میشود و در چهره لی میماند تا در لحظاتی که آدام ادعای مالکیت پسرها و دستاوردهای آنها را دارد، سوسو زدنی از غم و اندوه را به تصویر بکشد.
کازان میگوید: «بسیاری از این مراقبتها، انجام کارهای نامرئی، تجربه من از مادر شدن، در لی گنجانده شده است. اما او نیز کتی است. همچنین بخشی از وجود من، مانند بسیاری از مادران، وجود دارد، مانند: «من فرزندانم را بیش از هر چیز دوست دارم و ای کاش می توانستم ناپدید شوم».
در اوایل مکالمه تقریبا دو ساعته ما، کازان از یک سرور میخواهد موسیقی را پایین بیاورد تا بتوانیم به مونولوگ معروف لی در تیمشل، کلمهای عبری که در داستان قابیل و هابیل به «تو میتوانی» ترجمه میشود، بپردازیم. به قابیل و دیگران این امکان را می دهد که بر گناه پیروز شوند. نسل های جوان را از تکرار اشتباهات نیاکان خود رها می کند. می توان حدس زد که چرا این ممکن است برای زوئی کازان صادق باشد. ما سوال شکاف بین یک هنرمند و هنرش را در حالی که یخ در فنجان او آب می شود، حلقه می کنیم. من توییتی را که او در تابستان نوشته بود مطرح می کنم.
وقتی تیلور سوئیفت در ماه جولای ازدواج کرد و ناظران غیبت یک دوست دیرینه در مراسم عروسی را بررسی کردند، کازان تفسیر خود را از این وضعیت در فضای مجازی منتشر کرد: "من فکر می کنم او او را دعوت نکرد زیرا او به پایان طرح ازدواج خود رسیده است، بنابراین دسترسی به اولین موضوع عالی خود را قطع کرده است. او به جای طلاق خود، فصل بعدی دوستی زن را برای درام بین فردی خود ایجاد می کند." این توییت شبیه تفسیر یک منتقد ادبی از هنر عمومی یک ستاره پاپ بود. سویفتیس آن را خارج از خط نامید. کازان آن را حذف کرد.
او میگوید: «وقتی هنرمندی زندگی شخصیاش را موضوع کارش قرار میدهد و عروسیاش را در یکی از مهمترین عرصههای کشورمان با بیلبوردهایی برگزار میکند که «تازه ازدواج کردهام»، فکر نمیکنم این یک انتقاد شخصی باشد که درباره کارهایی که آنها در زندگی شخصیشان انجام میدهند صحبت کنیم.» "من بسیار مراقب هستم که آنلاین مهربان باشم. هرگز در مورد کار کسی چیز بدی نمی گویم. بنابراین وقتی فهمیدم مردم از این موضوع چقدر ناراحت هستند، آن توییت ها را پاک کردم. آیا باید بهتر می دانستم؟ احتمالا. اما من قبلا هرگز در گیرنده Swifties نبوده بودم، بنابراین نمی دانستم."
من بخش زیادی از مصاحبه را صرف تلاش کردم تا حدس بزنم که چقدر از شرق عدن امتداد خود کازان است - او هنگام اشاره به رابطهاش با میراث خانوادهاش به قطعه تیمشل اشاره میکند. بینندگانی که با تاریخچه او آشنا هستند ممکن است در مورد ارتباط او با مطالب به همان شیوه ای که کازان نظریه ای در مورد سوئیفت ارائه کرد، نظریه پردازی کنند. او میگوید: «[سوئیفت] نامهای سابق خود را در یادداشتهای خطیاش میگذارد. راهی وجود دارد که او زندگی خصوصیاش را بهطور باورنکردنی عمومی و صریح کرده است».
"همپوشانی با تاریخچه شخصی من در این مورد بسیار آگاهانه بود و هر چه بیشتر روی آن کار می کردم هوشیارتر می شد. اما موضوع صریح آن نیست."
او امیدوار است که داستان درهای درون بینندگان را باز کند، همانطور که برای او انجام شد. او میگوید: «من فکر میکنم ما انسانها تمایل داریم که سنگینی گناهان اصلی کشورمان یا گناهان اصلی خانوادهمان را احساس کنیم، که آنقدر شرمآور و سنگین هستند که هر کار خوبی که انجام دهیم بیاهمیت خواهد بود. و سپس فکر میکنم که ما این انگیزه دیگر، بسیار ترامپی، سفید کردن گذشته را داریم. من فکر میکنم چیزی که کتاب برای آن بحث میکند، و به نظر من بسیار تکاندهنده است، این ایده است که ما در واقع باید هر دو چیز را تحمل کنیم.
متن اصلی (انگلیسی)
How Zoe Kazan Made East of Eden Her Own
The writer discusses adapting the novel Elia Kazan made into a classic movie, centering Cathy's story, and that Taylor Swift tweet