پرش به محتوای اصلی

190 روز بدون قتل

آتلانتیک۱۴۰۵ شهریور ۲۹, یکشنبه، ساعت ۱۴:۳۰حدود 10 دقیقه مطالعه

جنی گرگستون روی زمین افتاد و چمن را طوری نگه داشت که انگار می تواند جانش را نجات دهد. او به اعضای خانواده اش فریاد زد که پایین بیایند. او بعدا به من گفت که نمی‌دانست گلوله‌ها از کجا می‌آیند، اما می‌دانست که آنها نزدیک هستند. وقتی شلیک قطع شد، گریه ها شروع شد. او صدای زوزه‌ی برادرزاده 4 ساله‌اش را می‌شنید: "ولش کن! او آنقدر نزدیک نبود که ببیند چه اتفاقی افتاده است، اما…

جی انی گرگستون روی زمین افتاد و چمن را طوری نگه داشت که انگار می تواند جانش را نجات دهد. او به اعضای خانواده اش فریاد زد که پایین بیایند. او بعدا به من گفت که نمی‌دانست گلوله‌ها از کجا می‌آیند، اما می‌دانست که آنها نزدیک هستند. وقتی شلیک قطع شد، گریه ها شروع شد. او صدای زوزه‌ی برادرزاده 4 ساله‌اش را می‌شنید: "ولش کن! او به اندازه کافی نزدیک نبود که ببیند چه اتفاقی افتاده است، اما به نظر می رسید که او خون روی سینه اش دارد. پسر نوجوانی نزدیک کودک دراز کشیده بود. او گفت که این نوجوان "هرگز جیغ نمی زد یا چیزی". "من هنوز می توانم همه آن را ببینم."

بعدازظهر شنبه، اواسط آگوست در لکسینگتون، کنتاکی بود. صدها نفر در پارک چارلز یانگ جمع شده بودند تا آنچه را که روز پایانی شرقی نامیده می شود جشن بگیرند - ترکیبی از گردهمایی های خانوادگی، موسیقی زنده و غذای زیاد. من با رفتن به جشنواره‌ها در آن پارک بزرگ شدم، اگرچه در بخش غربی شهر، در پروژه‌های مسکن شارلوت کورت زندگی می‌کردم.

کنتاکی خطرناک ترین مکان در آمریکا نیست، اما در آن بالا قرار دارد و چهاردهمین میزان مرگ و میر ناشی از اسلحه است. دوازده سال پیش، عمویم در لکسینگتون به قتل رسید. سه سال پیش شوهر خواهرم در آنجا به ضرب گلوله کشته شد. من نگران برادرم هستم که هنوز آنجا زندگی می کند. او مدتی بود که خود را از خیابان رها کرده بود، اما اکنون به زندگی در شهر بازگشته است. لکسینگتون اخیرا شاهد کاهش شدید مرگ و میر ناشی از اسلحه بوده است - سال گذشته چهارمین سال متوالی کاهش خشونت با سلاح در میان جوانان بود. بهار و تابستان امسال رکورد 190 روز بدون قتل را ثبت کردند.

سپس تیراندازی در East End Day اتفاق افتاد که در آن نوجوان 16 ساله، Di'Zhon Robertson، کشته شد و چهار نفر دیگر زخمی شدند - از جمله یک کودک 4 ساله که از ناحیه پا مورد اصابت گلوله قرار گرفت. آخر هفته بعد یک نفر دیگر کشته شد. آخر هفته پس از آن، چهار تیراندازی جداگانه دو کشته بر جای گذاشت.

گرگستون در پارک سوسیس های لهستانی می فروخت. او بیش از 300 دلار برای گریل، 300 دلار برای سوسیس، بیش از 1000 دلار هزینه، 75 دلار برای غرفه پرداخت کرده بود. تجارت خوب بود. چند نفر برای چند ثانیه برگشتند. شوهرش، بچه‌هایش و دیگر اعضای خانواده برای کمک به او در برپایی چادرش آمده بودند. برادرزاده 4 ساله او به مشتریان نوشابه و بطری های آب می داد. در زمین بسکتبال نزدیک، دیوین کاراما با گروهی از جوانان صحبت می کرد. کاراما مدیر برنامه ONE Lexington است، برنامه ای با بودجه شهری که سعی می کند با راهنمایی پسران در معرض خطر از خشونت اسلحه جلوگیری کند.

او نیز با شنیدن صدای تیراندازی خود را به پایین پرتاب کرد. او به من گفت: «آن روز نزدیک بود به من شلیک شود. دو نفر در نزدیکی او مورد اصابت قرار گرفتند - یک مرد و دوست دخترش. کاراما و دیگران سعی کردند پای مرد را بانداژ کنند. او به من گفت که می تواند گلوله یا استخوانی را در خون ببیند.

[ساری هورویتز: بدبینانه ترین حرکت لابی اسلحه تاکنون]

یک روز بعد، جمتریوس گریفین 18 ساله خود را تسلیم کرد و به قتل متهم شد. طبق شهادت دادگاه، برادر کوچکتر گریفین درگیر مشاجره شده بود. مشت ها پرتاب شد و برادر کوچکتر افتاد یا هل شد. وقتی گریفین آن را دید، یک اسلحه را بیرون آورد و شروع به شلیک کرد.

در سه سال گذشته، رابرتسون در برنامه جوانان تابستانی ONE Lexington شرکت کرده بود، که کارگاه‌هایی در زمینه ایجاد مهارت‌های عاطفی و اجتماعی و همچنین بازدید از دانشگاه ارائه می‌دهد. کاراما گفت: «او بچه خیابانی نبود. برادر کوچکتر گریفین نیز در ONE Lexington - در برنامه مربیگری مدرسه آن بود. این سازمان همچنین به گریفین کمک کرده بود تا در UPS کار کند. به نظر می رسید که کار گروه در حال ایجاد تفاوت است. و سپس یک درگیری منجر به کشته شدن یک جوان، یک زخمی و یکی در زندان شد.

از بسیاری جهات، لکسینگتون مانند یک شهر کوچک احساس می‌کند که همه در آن همه را می‌شناسند. من با وکیل گریفین، دانیل ویتلی، به مدرسه راهنمایی رفتم، که در سطح محلی به دلیل وکالت از افرادی که متهم به قتل هستند شهرت زیادی دارد - و برای برنده شدن در پرونده های آنها. هفته بعد از تیراندازی، من با ویتلی و مادر گریفین، جی-می باکستر، در یک تماس ویدیویی صحبت کردم.

باکستر تیراندازی در پارک را «یک مشت مزخرف» توصیف کرد، «زیرا دوستان همه و خانواده همه». او گفت که کوچکترین پسرش به او گفت که توسط دیژون رابرتسون و دیگران مورد آزار و اذیت قرار گرفته است. روز بعد از تیراندازی، او در ویدئویی که در فیس بوک منتشر کرد، همین بحث را مطرح کرد که خشم بسیاری از جامعه را برانگیخت.

او گفت که پسر بزرگ‌ترش چاره‌ای نداشته است و گفت که برایش مهم نیست "تا زمانی که پسر من به خانه می‌آید." (سعی کردم از طریق اعضای خانواده با مادر رابرتسون تماس بگیرم تا ببینم آیا او درباره اتفاقی که برای پسرش افتاده است با من صحبت خواهد کرد یا خیر؛ خواهرش پاسخ داد که خانواده نمی‌خواهند آن را دوباره زنده کنند. اما دوستان و اعضای خانواده این نوجوان را فردی ساکت، مراقب و "بسیار محترم" توصیف کردند.)

باکستر به من گفت: «مثل گند، مادر دیژون را می شناسم.» مادر دیگر با خواهر خودش دوست صمیمی بود. باکستر گفت که با او در مورد گوشت گاو بین پسرها صحبت کرده است و فرض کرده است که این موضوع حل شده است. گریفین عاشق فوتبال بود و کالج را در دانشگاه ایالتی کنتاکی شروع کرده بود. او گفت: "اما شما آنها را بچه ها می شناسید." "آنها در سکوت کارهایی را انجام می دهند." پسرش باید از عصبانیت می جوشید.

من خانواده باکستر را در حال بزرگ شدن می دانستم - او یک سال از من بزرگتر است و آنها نیز در پروژه های مسکن شارلوت کورت زندگی می کردند. او مرا به یاد نمی آورد، اما برادرم را می شناخت. مادرش سفید پوست بود و 9 فرزند داشت. باکستر، سومین بزرگ‌ترین آنها، مانند خواهر و برادرهای کوچکترش، نیمه سیاه است. اما دو مورد قدیمی سفید هستند. باکستر به من گفت که مادرش گریه می‌کرد، زیرا «بچه‌های سفید پوست هرگز با ما زندگی نکردند». در محله ما که اکثریت سیاه‌پوستان را تشکیل می‌دهند، یک مادر سفیدپوست با بچه‌های نژادهای مختلف برجسته بود.

باکستر به یاد می‌آورد که مردم سنگ‌هایی را از پنجره‌هایشان پرتاب می‌کردند و نام‌های زیادی را صدا می‌کردند: «عواق سفید». خانواده‌اش از خیلی‌های دیگر فقیرتر بودند، اما مردم همسایه او را ممتاز فرض می‌کردند و او را به خاطر آن عذاب می‌دادند. او گفت: "آن مادر سفید پوست، مرد." "میدونی چی میگم؟"

این نوع قلدری بخشی از درد فقیر شدن است. شما آنقدر احساس پستی می کنید، به شدت می خواهید کاری کنید که دیگران احساس پستی کنند.

باکستر یک مادر مجرد است و گریفین بزرگترین فرزند از پنج فرزند او است. او مانند مادر خودم، حضانت فرزندانش را به دلیل مواد مخدر از دست داد - او حقوق والدین خود را با مادرش امضا کرد. او داستان را طوری برای من تعریف کرد که گویی در حال بحث در مورد یک شخصیت در یک کتاب است: "جی-می دچار مشکل شد. جی-می شروع به استفاده از مواد مخدر، به طور خاص کوکائین کرد." باکستر نیز مانند مادرم قربانی آزار جنسی بود. او با تماشای اینکه مادرش توسط مردان کتک می خورد، بزرگ شد.

هفت سال طول کشید تا باکستر مواد مخدر را کنار بگذارد و بچه هایش را بازگرداند. او گفت که آن بچه ها به او نیاز داشتند، اما او همچنان مواد مخدر را به جای آنها انتخاب می کرد، در حالی که صدایش ترک خورد و اشک بر گونه هایش نشست. "این دردناک است، زیرا نمی توانم باور کنم که این کار را کردم." من همین کلمات را از مادرم شنیده ام و به همین دلیل گریه او را تماشا کرده ام.

[از شماره اکتبر 2023: جنیشا از کنتاکی]

او گفت، قبل از اینکه باکستر حقوق خود را امضا کند، از مادرش خواست قول دهد که آنچه او به عنوان یک دختر کوچک تجربه کرده بود برای فرزندانش رخ نخواهد داد. او می خواست چرخه خشونت، فقر و ناکارآمدی را که میراث بسیاری از کودکان است، بشکند. باکستر به من گفت: «من مامان اسلحه نیستم»، اما او معتقد است که برای مبارزه در خیابان قدم بگذارم. او گفت: "من در تمام زندگی ام دعوا کرده ام."

پس‌زمینه‌های این‌چنینی آنقدر در خط کار ویتلی رایج است که به نظر می‌رسد او مکالمه ما را تنظیم کرده است. در یک نقطه از تماس تصویری، صدای خروپف را شنیدیم. باکستر در مورد آن به شوخی گفت: "به حرف او گوش کن. وکیل من گفت." چند دقیقه دیگر به صحبت ادامه دادیم و دیگر خبری از او نشدیم. قبل از اینکه تلفن را قطع کنیم، گفت: "شب، دنیل." بعدا با من تماس گرفت، از خداحافظی نکردن عذرخواهی کرد و گفت که نخوابیده است.

علیرغم ترحمی که برای باکستر و خانواده‌اش احساس می‌کردم، بیشتر برای کسانی که توسط پسرش تیرباران شدند و خانواده‌هایشان احساس می‌کردم.

عموی دی ژون رابرتسون، تایرون جانسون، مراسم تشییع جنازه او را اجرا کرد و به من گفت که کلیسا مملو از افرادی است که «با احساسات خود مبارزه می‌کنند». شرکت کنندگان به من گفتند که مادر داغدار نوجوان باید از تابوت بیرون کشیده شود. دیمون ویلیامز جونیور، یک نوجوان 14 ساله که در تیراندازی زخمی شده بود، از ناحیه ران مورد اصابت قرار گرفت. او قصد داشت در این فصل به تیم فوتبال مدرسه راهنمایی خود بپیوندد. لیکیشا مارتین از ناحیه شکم و جناغ سینه مورد اصابت گلوله قرار گرفت.

برادر بزرگترش آیزایا بارون به من گفت که «روز ایست اند»، «روزی برای جامعه ماست که هر سال مشتاقانه منتظر آن هستیم». مارتین 21 روز در بیمارستان بستری بود و ماه ها قادر به کار نخواهد بود.

در روز تیراندازی، جنی گرگستون به سرعت به بیمارستان رفت و برادرزاده‌اش تحت عمل جراحی قرار گرفت. او به من گفت که پلیس گفت باید چادرش را ترک کند و بعدا می تواند برای بازیابی همه چیز بازگردد. اما وقتی شوهرش به پارک برگشت، تقریبا همه چیز از بین رفته بود. خنک تر با گوشت. کباب پز، مخزن پروپان، حتی عینک های طبی او. چادرهای دیگر نیز به سرقت رفته بود. گرگستون به من گفت که از حال برادرزاده‌اش خوب است، اما او دیگر هرگز به یکی از جشنواره‌های پارک نخواهد رفت.

لکسینگتون تلاش زیادی برای کاهش این نوع خشونت با اسلحه دارد. شهردار لیندا گورتون به من گفت که شهر قفل های اسلحه رایگان داده است و پیشنهاد خرید اسلحه از ساکنان را از جمله مداخلات دیگر داده است. از طریق ONE Lexington، خواربار، اقامت در هتل و بودجه آموزشی را به افرادی که تحت تأثیر خشونت با اسلحه قرار گرفته اند ارائه می دهد. گورتون گفت که شهر خانواده‌ای را که خانه‌شان تیراندازی شده بود، نقل مکان کرد. با این حال، او اذعان کرد، "زمان هایی وجود دارد که نمی توانیم رفتار هر انسانی را کنترل کنیم."

این که کنتاکی چنین قوانین ضعیفی برای اسلحه دارد کمکی نمی کند. همین امسال، قانونگذاران ایالتی سن لازم برای حمل سلاح گرم مخفی را از 21 سال به 18 سال کاهش دادند. زمانی که من در لکسینگتون بزرگ می شدم، خشونت با اسلحه حتی بدتر بود. هر گاه جامعه ای از مردان جوان دارید که احساس ناتوانی و بی احترامی می کنند، که برای محافظت از خود و خانواده خود در برابر تهدیدات تصور شده بزرگ شده اند، و معتقدند که کلمات نمی توانند آنها را نجات دهند مگر یک سلاح تفنگ، آنگاه مرگ به دنبال خواهد داشت.

داستان اتفاقی که در تابستان امسال در لکسینگتون افتاد، به‌ویژه غم‌انگیز است، زیرا خیلی‌ها برای ایجاد تفاوت بسیار طولانی و با دقت کار کرده بودند. اما یک اسلحه همه چیز را در یک لحظه تغییر می دهد.

کاراما، از ONE Lexington، به من گفت که او بیشتر از زنده دوستان مرده دارد. او همچنین گفت که «بسیاری از آن‌ها خارج از کنترل ما هستند» و اینکه تنها کسی از خارج از خانواده یک جوان می‌تواند انجام دهد. شما می توانید هر چه دوست دارید یک بچه را زیر نظر بگیرید، اما اگر او اسلحه داشته باشد، "یک ثانیه برای عکس العمل دارید." در نهایت، او گفت: "شما نمی توانید از همه چیز جلوگیری کنید. این فقط ممکن نیست."

در حساب جی می باکستر، او سعی کرد به روش خود مداخله کند. او به من گفت: «مادرها با هم بزرگ شدند. "می شد از این جلوگیری کرد." اما اینطور نبود.

خواندن متن کامل در آتلانتیکبه زبان اصلی، در سایت ناشر باز می‌شود
متن اصلی (انگلیسی)

190 Days Without a Homicide

Jenee Gragston dropped to the ground and held on to the grass as if it could save her life. She yelled to her family members to get down. She later told me that she didn’t know where the bullets were coming from, but she knew they were close. When the firing stopped, the cries began. She could hear her 4-year-old nephew howling: “Get it off me! Get it off me!” She wasn’t close enough to see what had happened, but it…

همه‌ی اخبار سیاست