معضل دموکراسی گواتمالا
بیش از سه سال پیش در گواتمالا، ائتلافی از رای دهندگان جوان و بومی به برناردو آروالو، اصلاح طلبی که علیه فساد مبارزه می کرد، به پیروزی شگفت انگیز ریاست جمهوری کمک کرد. گواتمالا نه تنها گرایش جهانی به سوی اقتدارگرایی پوپولیستی را رد کرده بود. همچنین آنچه را که شهروندانش «پیمان فاسدها» میخواندند، ائتلاف سست سیاستمداران، قضات، شبکههای جنایتکار و دوستانش را به چالش کشیده بود.
بیش از سه سال پیش در گواتمالا، ائتلافی از رای دهندگان جوان و بومی به برناردو آریوالو، اصلاح طلبی که علیه فساد مبارزه می کرد، به پیروزی شگفت انگیز ریاست جمهوری کمک کرد. گواتمالا نه تنها گرایش جهانی به سوی اقتدارگرایی پوپولیستی را رد کرده بود. همچنین آنچه را که شهروندانش «پیمان فاسدها» میخواندند، ائتلاف سست سیاستمداران، قضات، شبکههای جنایتکار و سرمایهداران وابسته که کنترل نهادهای کشور را به دست آورده بودند، به چالش کشیده بود.
امروز حال و هوای گواتمالا کمتر امیدوار کننده است. برخی از متحدان سابق آروالو، و بسیاری از کسانی که به او رای داده اند، متقاعد شده اند که رئیس جمهور فرصتی را که در هر نسل یک بار برای متحول کردن کشور از دست داده است، ناامید شده اند. هنگامی که در ماه مه با آروالو در گواتمالا سیتی ملاقات کردم، او از سرعت پیشرفت دولتش دفاع کرد و پیشنهاد کرد که جایگزین، سوء استفاده از اختیارات دولتی است که برای اصلاح انتخاب شده است.
در آمریکای لاتین، او به من گفت: «ما هرگز به درک اینکه حاکمیت قانون اساسی است عادت نکردیم. "حاکمیت قانون با حاکمیت قانون یکسان نیست. حاکمیت قانون زمانی است که همه ما بپذیریم که تابع قانون هستیم و در آن چارچوب برای حل مشکلات عمل می کنیم. حاکمیت قانون زمانی است که من از قانونی که در اختیار من است به عنوان بخشی از زرادخانه سیاسی خود استفاده کنم."
آروالو اصرار داشت که اگر از این خط عبور می کرد، خطر برکناری توسط مخالفانش و جایگزینی فردی که مایل به انجام کارهای بسیار بدتر بود، می گرفت. منتقدان او مخالف هستند.
صداقت شخصی آریوالو بلامنازع است. اما برخی از اصلاحطلبان که به انتخاب او کمک کردند، اکنون استدلال میکنند که او ممکن است آنقدر دقیق به قوانین احترام بگذارد که نمیتواند به طور مؤثر با «پیمان فاسدها» و نهادهایی که آنها را به تصرف خود درآورده است، برخورد کند - بیش از حد یک لیبرال دموکرات برای نجات دموکراسی. وقتی او در سال 2028 سمت خود را ترک می کند، آنها می ترسند که این پیمان به سرعت کنترل نهادهای معدودی را که از دست داده بود، دوباره به دست بگیرد، یا اینکه رای دهندگان یک مستبد را انتخاب کنند که وعده می دهد جنایت را بدون نگرانی از قانونی بودن سرکوب کند.
وضعیت مخمصه گواتمالا به یک مشکل جهانی تر اشاره می کند. آیا اصلاحطلبان لیبرال میتوانند دولت اقتدارگرا را بدون درگیر شدن در حداقل اندکی غیرلیبرالیسم باز کنند؟ معضل تنها مربوط به گواتمالا نیست. بیش از حد پرخاشگرانه حرکت کنید، در این صورت در معرض خطر قرار گرفتن یک مستبد یا حتی تبدیل شدن به آن هستید. بیش از حد محتاطانه حرکت کنید و در معرض خطر انسداد، خرابکاری و بی اثری قرار می گیرید. سیریل رامافوزا از آفریقای جنوبی رویکردی تدریجی را برای معکوس کردن دستگیری جیکوب زوما انتخاب کرد و بسیاری از حامیان او را ناامید کرد.
دونالد تاسک، رئیس جمهور لهستان، با شرط مخالف، قوانین را برای جبران خسارت وارده توسط حزب راست پوپولیستی قانون و عدالت خم کرد و متهم به تضعیف حاکمیت قانون شد. به نظر می رسد پیتر ماگیار، رهبر مجارستان پس از اوربان، از الگوی توسک پیروی می کند.
[ بخوانید : چگونه یک دولت مافیایی را شکست دهیم ]
به نوعی، هم آریوالو و هم منتقدانش حق دارند. گواتمالا از فروپاشی دموکراتیک اجتناب کرده است. اما رویکرد مقید به قوانین رئیس جمهور باعث شده است که بسیاری از گواتمالایی ها احساس کنند که او به اندازه کافی برای آنها مبارزه نکرده است. اکنون سؤال این است که آیا آروالو دموکراسی را به عنوان آرمانی حفظ کرده است که گواتمالایی ها به آن اعتقاد دارند و در صورت لزوم از آن دفاع خواهند کرد.
در شهر گواتمالا، صدها نفر را تماشا کردم که در خارج از دفتر دادستانی کشور جمع شده بودند، ساختمانی شبیه پناهگاه که توسط یک حصار بزرگ فولادی سیاه احاطه شده بود که سه سال قبل ظاهرا برای محافظت از ساکنان در برابر معترضان دموکراسی غیرخشونتآمیز ساخته شده بود. جمعیت آمده بودند تا پایان دوره مورد انتظار ماریا کنسوئلو پوراس، دادستان کل کشور و برای بسیاری از شهروندان، مظهر پیمان فاسدان را جشن بگیرند.
در هشت سال گذشته، پوراس چهره ترسناکی بود. او از قدرت موقعیت خود برای تحقیق و زندانی کردن منتقدان فساد دولتی استفاده کرد. زمانی که آروالو در سال 2023 انتخاب شد، دفتر او با ادعای بینظمیهایی که ناظران بینالمللی آن را بیاساس میدانستند، تلاش کرد نتایج را باطل کند. به نظر می رسید که این تلاش موفقیت آمیز باشد - تا اینکه جوامع بومی مایا تظاهرات مسالمت آمیزی را ترتیب دادند که 106 روز به طول انجامید و نزدیک به 2 میلیون گواتمالایی در آن شرکت کردند. آروالو افتتاح شد.
این که او اقدامی فراقانونی برای برکناری پوراس از سمت خود انجام نداده است، شدیدترین انتقادها را علیه او به دنبال داشته است. او تحقیقاتی را در مورد حزب آروالو، جنبش بذر، به دلیل تخلفات نسبتا جزئی در ثبت احزاب آغاز کرد. اگرچه این تحقیقات اتهامات رسمی ایجاد نکرد، اما منجر به انحلال حزب شد و در نتیجه هرگونه امید به کنگره کنترل آن را خنثی کرد.
پوراس همچنین بیش از 75 پرونده یا شکایت حقوقی علیه رئیس جمهور و حامیانش مطرح کرد، از جمله دستگیری دو تن از رهبران بومی در اعتراضات سال 2023 و حتی یک وزیر کابینه. حالا پوراس بالاخره داشت می رفت و دادستان کل جدید مسئولیت را بر عهده می گرفت.
گواتمالاییهایی که بیرون دفتر جمع شده بودند منتظر این لحظه بودند. چیزی که آنها پیشبینی نمیکردند این بود که خروج پوراس چقدر طول میکشد و تعداد کمی از مردم برای جشن گرفتن بیرون میآیند. چند سال قبل هزاران نفر در همان خیابان تجمع کرده بودند.
وقتی چند روز بعد با آروالو ملاقات کردم، او این تأخیر را با توضیح اینکه دولتش «با سطح عظیمی از مشروعیت عمومی، اما بدون کنترل کنگره، و با سیستم قضایی که علیه ما قرار گرفته است، وارد شده است» را توجیه کرد.
از نظر قانونی، او هیچ اختیاری برای اخراج دادستان کل نداشت. او لایحه ای را برای اعطای این قدرت به کنگره فرستاد، اما مخالفان مانع آن شدند. او گفت: «اگر در آن سناریو، من یک اشتباه محاسباتی سیاسی انجام دهم، نتیجه این نیست که من با صد نفر برای بیرون کشیدن کنسوئلو پوراس از آن ساختمان و اینکه این کار پایدار است و نتیجه میدهد، نیست. این بود که "من به زندان یا تبعید می روم و یکی دیگر می آید، یکی از آنها، تا قدرت را در دست بگیرد."
مانند خیلی چیزهای دیگر در گواتمالا، کاخ ریاست جمهوری عظیم و سبز نعنایی که در آن آروالو با من نشسته بود، یادگاری از دوران گذشته اقتدارگرایی است. این بنا توسط دیکتاتور تحسینکننده هیتلر گواتمالا و در عین حال مورد حمایت ایالات متحده، خورخه اوبیکو، ساخته شد که در سال 1931 به قدرت رسید و در بحبوحه اعتراضات گسترده در سال 1944 مجبور به استعفا شد.
آروالو، قبل از پیروزی در ریاست جمهوری، بیشتر به عنوان پسر مردی که در اولین انتخابات واقعا آزاد گواتمالا جانشین یوبیکو شد، شناخته می شد. خوان خوزه آریوالو، یک معلم و یک سوسیال دموکرات، در سال 1944 از تبعید به گواتمالا بازگشت تا در انتخابات ریاست جمهوری در برابر نامزد مورد علاقه دیکتاتور سابق شرکت کند. همانطور که پسرش بعدا به پیروزی رسید، با قاطعیت پیروز شد و «بهار دموکراتیک» گواتمالا آغاز شد، دوران حقوق و آموزش گسترده.
اما پس از اینکه جاکوبو آربنز، جانشین آزادانه و منصفانه او، پا را فراتر گذاشت و اصلاحات ارضی را انجام داد که منافع خانوادههای ثروتمند و شرکت قدرتمند یونایتد فروت مستقر در ایالات متحده را تهدید میکرد، ایالات متحده کودتایی را ترتیب داد که ارتش را در سال 1954 به قدرت رساند. نه سال بعد، یک رهبر چریکی از رئیسجمهور سابق خواست تا آروالو را مسلح کند. رویارویی رودررو با ارتش، گواتمالا را به "دریاچه ای از خون" تبدیل می کند.
حق با او بود. ارتش و متحدانش به نام درهم شکستن تعداد بسیار زیاد چریک ها، بیش از 100000 گواتمالایی را طی سه دهه آینده کشتند یا ناپدید کردند. چپ ها، رهبران کارگری و ساکنان بیش از 400 روستای مایا را که مظنون به حمایت از شورشیان بودند، قتل عام کرد. دادگاه های گواتمالا در نهایت جنایت اخیر را نسل کشی دانستند.
برناردو آروالو، متولد تبعید در اروگوئه، در اواسط دوره دیکتاتوری به همراه خانواده خود بازگشت و در پایان دوران دیکتاتوری به عنوان دیپلمات شروع به کار کرد، زیرا کشور به طور رسمی به انتخابات و حکومت غیرنظامی در سال 1985 بازگشت.
دفتر ریاست جمهوری با پانل های چوبی که در آن ملاقات کردیم فقط با دو پرتره تزئین شده بود: پرتره پدرش، سیاه و سفید، و پرتره خودش، در کنار آن، رنگی. رفتار آروالو پروفسوری بود.
وی گفت: ما در مرحله بهبودی هستیم. دموکراسی به صورت خطی و یک طرفه توسعه نمییابد، نه تنها در اینجا، بلکه در همه جای دنیا دارای جهشها و پیچشهایی است.» در بیشتر دهههای 1990 و 2000، گواتمالا مسیر خود را به سمت دموکراسی تغییر داده بود، اما شبکههای فساد و قاچاقچیان مواد مخدر خود را به نهادهای این کشور تلقین کرده بودند.
آریوالو گفت: «بخشی از کاری که ما قصد انجام آن را داریم این است که آسیب جدی را که این امر به کشور وارد کرده است، بشناسیم - این خوردگی، این نفوذ شبکههای سیاسی-جنایی» که هیچ «منافع ایدئولوژیکی» نداشت، بلکه «بالاترین پیشنهاد: هر کسی که میتوانست برای معافیت از مجازات بپردازد».
کنار گذاشتن این نیروها از ماشین آلات دولت نه سریع و نه ساده بوده است، و حتی آنهایی که بیشتر مشتاق تغییر هستند برای ارائه راه حل های عملی به سختی تحت فشار هستند. رئیس جمهور به من گفت که برخی از هواداران از او خواسته اند که از ارتش برای حذف پوراس استفاده کند. او این پیشنهاد را ناراحتکننده دید: «آیا واقعا از ما میخواهید به سالهای دیکتاتوری نظامی دهه 1970 بازگردیم، زمانی که ارتش تنها راهحل بود؟»
[ بخوانید: تاریخ جدیدی از نیمکره غربی]
از آروالو در مورد رهبران اعتراضات بومی، لوئیس پاچکو و هکتور چاکلان، که در آن زمان بیش از یک سال در حبس بودند و به اتهام تروریسم تحت تحقیق بودند، پرسیدم. آریوالو با عصبانیت پاسخ داد: «از افرادی که میگویند «اما دولت میتوانست کار دیگری انجام دهد» میخواهم به من بگویند. "آنچه آنها ابراز می کنند ناامیدی است که همه ما احساس می کنیم."
او به من اطمینان داد که با از دست دادن دسترسی شبکههای آن به دولت، پیمان مفسدان به تدریج در حال ضعیف شدن است: اول قوه مجریه، سپس سیستم قراردادهای عمومی و اکنون دفتر دادستانی. "بدون ابزار، آنها قدرتمند نیستند. و وظیفه ما این است که به حذف آن ابزارها از آنها ادامه دهیم."
Arévalo می تواند به موفقیت هایی اشاره کند. وکلای جوان برای پاکسازی فساد در فرآیند گزینش قضایی تلاش کرده اند. شعبه جدید دادگاه قانون اساسی که در ماه مارس منصوب شد، که بر اساس قانون اساسی قوانین و سیاستها حکم میدهد، برای اصلاحطلبان مطلوبتر از هیئتی است که جایگزین آن شده است، و همچنین دادگاه جدید انتخاباتی که بر انتخابات نظارت میکند.
من با دادستان کل جدید چند روز پس از تصدی پست خود صحبت کردم: او چنان سرگرم اخراج دستگاه های پوراس و آماده شدن برای از سرگیری تحقیقات جنایی جدی توسط موسسه بود که فقط چهار یا پنج ساعت در شب می خوابید. یک کمیسیون ضد فساد که آروالو در اوایل تشکیل داد، تاکنون بیش از 200 شکایت جنایی علیه مقامات سابق ارائه کرده است.
آریوالو وظیفه داشت نه تنها دولتی را که توسط دزدسالاران تسخیر شده بود آزاد کند، بلکه دولتی را که اساسا ضعیف بود نیز تقویت کند. بوروکراسی که او به ارث برده بود ظرفیت کمی برای ارائه خدمات عمومی، کاهش فقر یا مبارزه با جرایم سازمان یافته داشت. در این زمینه نیز دولت وی پیشرفت هایی داشته است. این سازمان بیش از 15000 معلم جدید را استخدام کرده و بیش از 150 کلینیک بهداشتی روستایی را ساخته یا بازسازی کرده است (آروالو گفت که سلف او تنها شش کلینیک را در چهار سال ساخته است).
دولت همچنین در بیش از 75000 خانوار در فقیرترین شهرداریهای کشور، کفهای خاکی را با سیمان جایگزین کرده و فیلترهای آب و اجاقهای تمیزکننده را توزیع کرده است.
با این حال، خیلی چیزهای دیگری که گواتمالایی ها به آن امیدوار بودند، محقق نشدند. کنگره، که همچنان تحت سلطه نیروهای پیمان گارد قدیمی است، لوایح با هدف مهار فساد را مسدود کرده یا متوقف کرده است - به عنوان مثال، لوایح مدرن کردن قراردادهای عمومی، شرکت های پوسته را ملزم می کند که مالک آنها را افشا کنند و از افشاگران محافظت کنند. تا حدی به دلیل ناکارآمدی سیستم پیمانکاری، دولت پیشرفت چندانی در جهت تعمیر بزرگراه های در حال فروپاشی کشور داشته است.
آروالو، مانند اسلافش که تمایلی به خرید بیدرنگ رای در کنگره نداشت، برای جلب حمایت قانونگذار به مخارج بشکه گوشت خوک و افزایش حقوق کنگره متوسل شد. چنین تاکتیک هایی عمیقا در بین مردم منفور است.
عامل محدود کننده دیگر دولت ترامپ بوده است. اگرچه همکاری آروالو در زمینه جرم و جنایت و مواد مخدر این رابطه را صمیمانه نگه داشته است، مخالفان او از رئیس جمهور ترامپ خواسته اند تا ترازو را علیه اصلاح طلبان پایین بیاورد. لوئیس آگویر، یک قانونگذار ارشد، به من گفت که در آوریل، سفیر ایالات متحده در گواتمالا شخصا با قانونگذاران مردد گواتمالا تماس گرفت تا آنها را تحت فشار قرار دهند تا قاضی دادگاه قانون اساسی مورد علاقه نخبگان پیمان و محافظه کاران را تأیید کنند. این امر دادگاه را بین اصلاح طلبان و مخالفان آنها گره زد و آروالو را بدون اکثریت قابل اعتماد باقی گذاشت.
اصلاح طلبان جوانی که با آروالو مبارزات انتخاباتی کردند، میدانستند که او با محدودیتهایی روبرو خواهد بود، اما برخی آرزو میکنند که او اغلب این محدودیتها را آزمایش میکرد.
ساموئل پرز، 34 ساله، یکی از اعضای کنگره است. او همچنین رئیس بلوک جنبش بذر در کنگره قبل از انحلال بود. من به دیدن او در ساختمانی رفتم که با بروشورهای مربوط به مفقودین برای کسانی که در طول دهه ها دیکتاتوری نظامی ناپدید شده بودند، گچ بری شده بود. بروشورها یک منظره رایج در شهر گواتمالا است که توسط خانواده قربانیان ارسال و بازنشر شده است.
پرز به من گفت که آروالو نه تنها برای سرنگونی رژیم، بلکه برای ساختن چیزی جدید انتخاب شده است، و این اتفاق نمی افتد. اکنون پرز در حال ایجاد حزبی به نام Raíces بود که اکثر قانونگذارانی که قبلا با جنبش بذر مرتبط بودند به آن جدا شده بودند. آنها همچنان از آروالو حمایت میکنند، اما از رویکردی تقابلآمیزتر حمایت میکنند. رئیس جمهور قدرت و دولت خوب را اینگونه تفسیر می کند که کارها را کمی بهتر و کمی بیشتر از آنچه قبلا وجود داشت انجام می دهد.
پرز توضیح داد که شما از قدرت برای مدیریت آنچه در حال حاضر وجود دارد استفاده نمی کنید، بلکه برای تغییر آنچه که کار نمی کند، استفاده می کنید.
من آخرین بار پرز را در طول مبارزات انتخاباتی ریاست جمهوری آروالو در سال 2023 دیده بودم. او در آن زمان به من گفته بود که اگر جنبش بذر پیروز شود، بزرگترین مشکل دولت مدیریت انتظارات عمومی خواهد بود. اما او پیش بینی نکرده بود که خودش در میان ناامید شدگان باشد. پرز گفت که آروالو باید مردم را برای تحت فشار قرار دادن کنگره برای تصویب قانون حذف پوراس جمع می کرد. او باید کمتر به نخبگان تجاری امتیاز می داد و بیشتر برای آزادی پاچکو و چاکلان انجام می داد.
پرز به ویژه از این که پلیس برای دستگیری این دو مرد در یک ون سفید با شیشه های رنگی - نمادی از دیکتاتوری که از چنین وسایل نقلیه ای برای ناپدید کردن قربانیان خود استفاده می کرد - آمده بود و دولت این کار را متوقف نکرده بود، ناراحت بود.
چندین جوان گواتمالایی در جنبش اصلاحات به من پیشنهاد کردند که احتیاط سیاسی نسل والدینشان محصول ترسی است که در طول سالهای حکومت نظامی و درگیریهای مسلحانه داخلی به آنها القا شده است. برخی بر این باورند که بیزاری آروالو از تشدید تنش ناشی از آن تجربه نیز با توجه به دوران جوانی او در تبعید و آزار و اذیت بسیاری از حامیان پدرش در سال های پس از کودتای 1954 است. آندریا ریس، قانونگذار جوانی که به رایسس در سازماندهی کمک می کند، گفت: "من فکر می کنم او به دلیل شرایط او است."
آروالو به آسانی شکلدهندهترین تأثیرات خود را در آن دوران میبیند – بهعنوان منبعی نه برای ترس، بلکه برای تقویت اعتقاد. او درباره امتناع پدرش از کنار گذاشتن اصول دموکراتیک با من صحبت کرد: "حتی زمانی که جهان پیرامون او شروع به تغییر کرد، او اعتقادات خود را حفظ کرد، که امروز می بینیم که اعتقادات درستی بود، بالاخره 80 سال بعد."
آریوالو نیز اعتقادات خود را تحت فشار قرار داده است – نه تنها از سوی متحدان سابق که نگران هستند اصلاحات او خیلی کند پیش رفته اند، بلکه از طرف رای دهندگان و سیاستمداران محافظه کار که خواهان دولتی هستند که محدودیت های قانون اساسی را در سرکوب جنایت نادیده می گیرد. در این مورد، آنها او را به طرز نامطلوبی با خودکامه همسایه مقایسه میکنند: بسیاری از گواتمالاییها که در ترس روزانه از اخاذی و آدمربایی زندگی میکنند، باندها را بزرگترین تهدید برای آزادیهای اساسی خود میبینند، نه دستگیری دولت غیرلیبرال، و آنها السالوادور رئیس جمهور نایب بوکله را چراغی برای امنیت میدانند.
[ بخوانید: ایالت استثنایی زندان السالوادور ]
بوکله که برای اولین بار در سال 2019 انتخاب شد، رویکردی تقریبا متضاد از آروالو نسبت به حکومت داشت. او نهادها را از رقبای سیاسی خود پاکسازی کرد، آنها را با افراد وفادار پر کرد و سپس پیش از سرکوب پیروان آنها، با رهبران باند معاملات مخفیانه انجام داد. دستگیری های دسته جمعی او عملا جنایات خشونت آمیز را در کشورش از بین برد، با زندانی کردن بیش از 90000 نفر مظنون به ارتباط باندی، که بسیاری از آنها بدون تشریفات عادلانه بودند. Arévalo تمایلی به دنبال کردن چنین روش هایی ندارد.
با این حال، او مقادیر بیسابقه کوکائین را کشف و ضبط کرده، کارفرمایان جنایت را استرداد کرده، هزاران افسر پلیس جدید را استخدام کرده و شروع به ساخت اولین زندان جدید با حداکثر امنیتی در کشور در 40 سال گذشته کرده است. اما نرخ قتل و اخاذی سرسختانه ثابت شده است و بسیاری اکنون خواستار روشهای رادیکالتر هستند.
آلوارو ارزو اسکوبار، یک قانونگذار محافظه کار که توسط دولت بایدن به اتهام تلاش برای تضعیف مراسم تحلیف آروالو تحریم شده است، گفت: گواتمالایی ها به دنبال بوکله خود هستند. آرزو به من گفت: "در ایده ها یا اقدامات خود رادیکال نیست." اما، او افزود، "بزرگترین مشکل کشور در حال حاضر فقدان اقتدار است. به عنوان رئیس جمهور، او از قدرتی که در دست دارد استفاده نمی کند. لفاظی های زیادی وجود دارد، اما اقدام کم است."
زندان نظامی ماریسکال زاوالا بر روی خط الراس پوشیده از کاج در حومه شهر گواتمالا قرار دارد. این یک پایگاه ارتش سابق است و زندانیان برجسته ایالت را در خود جای داده است. من به آنجا رفتم تا با پاچکو و چاکلان، رهبران بومی که نقش مهمی در حفاظت از انتخابات ریاست جمهوری 2023 داشتند، ملاقات کنم. زمانی که دفتر دادستان کل برای ابطال رأی اقدام کرد، هر دو در هیئت مدیره 48 کانتون توتونیکاپان - یکی از قدیمیترین نهادهای خودگردان بومی کشور، در روستایی غرب گواتمالا بودند.
پاچکو و چاکلان با پای پیاده به روستاهای روستایی رفتند و به جمع آوری حدود 50000 امضا برای استعفای پوراس کمک کردند. بعدا آنها به سازماندهی اعتراضات در پایتخت کمک کردند.
چاکلان به من گفت: "48 کانتون نیز یک دموکراسی است، با رهبران منتخب و محدودیت های دوره". برای ما، دموکراسی مقدس است، و اگرچه گواتمالا اغلب آن را منعکس نمیکند، اما باید به آن احترام بگذاریم.»
در آوریل 2025، پوراس به او و پاچکو دستور بازداشت موقت داد. پس از آن، جلسات دادگاه آنها بارها به تعویق افتاد، ظاهرا عمدی، و وقتی در اردیبهشت ماه با آنها ملاقات کردم، آنها نمی دانستند جلسه بعدی چه زمانی خواهد بود.
از آنها پرسیدم که آیا معتقدند که آروالو باید معترضان را جمع می کرد یا ابزار دیگری برای حذف پوراس و در نتیجه آزادی آنها پیدا می کرد. پاچکو پاسخ داد: "در ابتدا دوست داشتم، اما بعدا متوجه شدم که این فقط باعث تغییر شخص می شود، نه شکل اجرای عدالت." چاکلان افزود: "این چیز ساده ای نیست و مطمئنا او بهترین کار را برای کشور انجام می دهد. ما ایمان داریم که بیشتر وقت خود را در اینجا سپری کرده ایم."
چاکلان حق داشت. در 5 آگوست، یک قاضی پاچکو و چاکلان را به حبس خانگی آزاد کرد و آنها را با خانواده هایشان جمع کرد. تقریبا در همان زمان، حصار فلزی سیاه مانند زندان از اطراف دفتر دادستانی پایین کشیده شد.
انتخابات ریاست جمهوری بعدی گواتمالا تنها 9 ماه دیگر باقی مانده است. نامزدهای جناح راست در حال ظهور هستند، برخی از بوکله تقلید می کنند، و بسیاری مطمئنا به کاخ سفید علاقه مند می شوند، به این امید که ترامپ سعی کند کف ترازو را پایین بیاورد. اصلاح طلبان آروالو و پرز ادعا می کنند که پشت یک نامزد وحدت به نیروها خواهند پیوست، اما چنین رقمی هنوز ظاهر نشده است. به قول آروالو، دموکراسی راه خود را به جلو می پیچد. هیچ کس فکر نمی کند که می پرد.
اما گذر زمان ممکن است دیدگاه متفاوتی ارائه دهد. در یکی از آخرین روزهای اقامتم در گواتمالا سیتی، از کنار کلیسای جامعی که قبلا ده ها بار از آن عبور کرده بودم، قدم زدم. قبلا هرگز متوجه اسامی حکاکی شده ریز بیش از 13000 قربانی درگیری های مسلحانه داخلی، آنقدر کوچک که حتی از فاصله کوتاهی ناخوانا باشد، روی ستون های سنگی آن نگرفته بودم.
متن اصلی (انگلیسی)
Guatemala’s Democracy Dilemma
Just over three years ago in Guatemala, a coalition of young and Indigenous voters helped propel Bernardo Arévalo, a reformer who campaigned against corruption, to an astounding presidential win. Guatemala had not only refused the global trend toward populist authoritarianism; it had also defied what its citizens called “the pact of the corrupt,” a loose alliance of politicians, judges, criminal networks, and crony…